«دولت روحاني دولت بروكراتي است كه كاركردهايش بيشتر معطوف به زندگي روزمره ما بود و در فضاي گفتمانياش جايي براي توسعه فرهنگي، معرفتي و سياسي ديده نميشود.» اين توصيف محمدرضا تاجيك از دولت حسن روحاني است. تاجيك يك اصلاحطلب است و در همه چهار سال گذشته كوشيده تا تبيين كند كه دولت روحاني دولت اصلاحات نيست و گفتمان ندارد و اعتدال، گفتمان نيست. به نظر ميرسد او هنوز هم دلش با دولتي كه اصلاحطلبان سركار آوردهاند، صاف نشده است. او در مصاحبه با آرمان همچنان اصرار دارد روحاني را اصلاحطلب نداند و فراتر از آن، روحاني را متهم ميكند كه براي جذب افكار عمومي بازي گفتماني كرده است: «روحاني بدون اينكه هيچگاه در جريان اصلاحطلبي تعريف شود، متعلق به جرياني بود كه عقبه اصولگرايي داشت اما در يك شرايط خاصي، به اقتضايي، شكلي از گفتمان را ارائه كرد كه لزوماً نميتوان گفت او به همه دقايق گفتماني باور داشت، و در واقع، روحاني براي جذب افكار عمومي بازي گفتماني كرد. گفتماني به نام اعتدال وجود ندارد كه بخواهد اصل يا فرع ماهيت يا هويتي داشته باشد.»
تاجيك هم همچون بسياري از اصلاحطلبان از آنچه كه ندادن سهم اصلاحطلبان در دولت ناميده ميشود، گلايه دارد: «در يك سياست توسعه يافته، سخن از حركت ائتلافي متضمن دولت ائتلافي است. قرار نيست كه تا دم پاستور ائتلافي باشد و از دم پاستور به بعد، غيرائتلافي. بازي سياسي همه كشورهاي دموكراتيك را نگاه كنيد؛ هنگامي كه حزبي با بيستدرصد آرا با حزب ديگري ائتلاف ميكند، بيستدرصد در كابينه آتي نقش دارد.»
او حمايت صد درصدي ابتدايي اصلاحطلبان از روحاني و سپس اعتراض را تلويحاً دور از تعادل و عقلانيت سياسي ميداند: «برخي، رودربايستيهايي به خرج دادند و بازيهاي تقوا گونهاي راهانداختند، اما هنگامي كه ديدند حذف آنان، اتفاق افتاد، با قلمهاي تيز بيان كردند كه سهم ما كجاست؟ چه شد كه چند اصلاحطلب را نيز به حاشيه رانديد؟ اين ادبيات، توسعه نايافتگي سياسي را ميرساند. نبايد چك سفيد امضايي را به يك نفر داد و با تمام توان و بدون هيچمحاسبه، ملاحظه و عقلانيتي، وارد عرصه سياسي شد و سپس بعد از حادثه به تخريب پرداخت. تعادل جزئي از عقلانيت سياسي است.»
تاجيك ليستي رأي دادن بدون شناخت را هم نقد ميكند و آن را دور از منطق توسعه سياسي ميداند: «در پشت اين موضوع، يك نوع پوپوليسم است و به اين شكل خود را نشان ميدهد كه من نميشناسم اما رأي ميدهم، من نميدانم اما انجام ميدهم. جريانات سياسي كشور بايد به سمتي حركت كنند كه مردم ما، آگاهانه و هوشيارانه رأي بدهند و تصميم بگيرند. اگر امروز نوش اين قضيه نصيب ما شده است، فردا نيش آن نيز نصيب ما خواهد شد. جامعهاي كه صرفاً ليستي و بدون آگاهي رأي ميدهد ممكن است در آينده نزديك بهصورت ليستي، به جناح مقابل ما رأي دهد.»
شرق: دولت روحاني ديگر نميتواند منتقد وضع موجود باشد
روزنامه شرق در سرمقاله خود به قلم سردبير سالهاي پيشرو براي دولت روحاني را سالهاي برآورده كردن مطالبات مردم دانست؛ سالهايي كه ديگر نميشود كم و كاستيها را به گردن دولت نهم و دهم انداخت: «مردم بعد از اعتماد دوباره به روحاني در سال ٩٦ انتظار دارند، دولتش آستين بالا بزند و در عرصه سياسي و اجتماعي خاصه عرصه اقتصادي كاري بكند كه تغييرِ محسوسي را رقم بزند. دولت روحاني روزهاي سختي را پيشرو دارد. دولتي كه ديگر نميتواند منتقد وضع موجود باشد بلكه مدافع و پاسخگوي آن است، اصلاحطلبان هم در اين زمينه از دولت جدا نيستند. كارگراني كه ماهها حقوق نگرفتهاند، زناني كه هنوز به دنبال شأن و جايگاه اجتماعي خويشاند، جوانان بيكاري كه آيندهاي براي خود متصور نيستند و... . چه كسي در آيندهاي نزديك ميتواند آنان را خطاب قرار دهد و به حركت وادارد؟ اگر دولت و اصلاحطلبان بخواهند باز انعكاس صدايشان را در جامعه بشنوند چارهاي جز برآوردنِ مطالبات آنان ندارند. مگر اينكه دولت و اصلاحطلبان درصدد باشند فقر و استيصال و نابرابري را هم براي مردم نرمالسازي كنند و براي هميشه دست از آرمانهايشان بردارند.»