
اين روزها رسانههاي داخلي و خارجي بارها خبرها و تحليلهاي مختلفي در خصوص احتمال نقض برجام از سوي امريكا منتشر ميكنند، اين در حالي است كه در داخل كشور، متصديان توافق برجام، تنها با بهرهگيري از كلام و گفتوگوهاي رسانهاي به تقابل با اين روند پرداختهاند و عملاً به يك تماشاچي صرف در پروژه نقض يك سويه برجام از سوي امريكا تبديل شدهاند.
ايالات متحده نه تنها تحريمهاي مختلفي را پس از برجام عليه كشورمان به مرحله اجرا درآورده، بلكه حالا تلاش گستردهاي را براي خروج از برجام آغاز كرده است.
در تازهترين اظهار نظر هدر نوئرت، سخنگوي وزارت خارجه ايالات متحده در راستاي پروژه آمادهسازي افكار عمومي براي خروج امريكا از برجام، مدعي شده ايران به «روح» توافق اتمي پايبند نيست و ايالات متحده قصد دارد در خصوص توافق برجام بازنگري انجام دهد؛ اتفاقي كه بسياري آن را خروج رسمي ايالات متحده از برجام قلمداد كردهاند.
ايران و نظاره نقض يكسويه برجام
تمامي اين اتفاقات و سنگاندازيها در حالي صورت ميگيرد كه در طرف مقابل، دولتمردان جمهوري اسلامي ايران كه دلبستگي فراواني به برجام داشته و دارند، دست روي دست گذاشتهاند و بدون هيچ اقدام مؤثري، تنها نظارهگر نقض يكسويه توافق هستهاي از سوي امريكاي بدعهد هستند، البته اگرچه در اين ميان چند قانون غيربازدارنده در مجلس تصويب شد و شركتهايي كه اكثراً در ارتباط با رژيم صهيونيستي بودند توسط وزارت امور خارجه در ليست سياه قرار گرفت و در كنار آن مقابله با اقدامات ماجراجويانه و تروريستي امريكا در منطقه نيز پس از تصويب براي اجرا به دولت ابلاغ شد، اما هيچ كدام از اين اقدامات نتوانست مانعي در خصوص اقدامات خصمانه امريكا ايجاد كند، دليل اين ادعاها نيز آن است كه به عنوان نمونه در قانون مقابله با اقدامات ماجراجويانه و تروريستي امريكا در منطقه تنها سازمانهاي نظامي و اطلاعاتي امريكا و فرماندهان و مقامات ارشد آنها و همچنين اشخاص امريكايي كه در فعاليتهاي نيروهاي نظامي و اطلاعاتي فعال هستند و افرادي كه به رژيم صهيونيستي و سازمانهاي تروريستي كمك ميكنند، مورد هدف قرار گرفتهاند.
اين در حالي است كه ايالات متحده در قوانين مختلف تحريمي خود به صورت مستقيم مردم عادي و شركتهاي تجاري خصوصي كشورمان را هدف قرار ميدهد و براي آنان مانعتراشي ميكند؛ روندي كه عملاً ميتوان آن را جنگ اقتصادي امريكا عليه ايران نام برد؛ جنگي كه مدتهاست عليه كشورمان در جريان است.
چرا اقدام متقابلي ترتيب داده نميشود؟
حال سؤال اصلي اين است كه اقدام متقابل در برابر امريكاييها در اين جنگ اقتصادي بايد چه چيزي باشد؟ بسياري معتقدند ايران بهدليل توان و ظرفيت خود، امكان بازدارندگي اقتصادي در برابر امريكا را ندارد. در اين حوزه برخي چهرههاي دانشگاهي ميگويند امريكاييها به اين دليل آسان ايران را در ذيل كشورهاي تحت تحريم خود قرار ميدهند كه نيازي به ايران در سطح بينالمللي ندارند و همين عدمنياز سبب ميشود آنها بهراحتي ايران را تحت شديدترين تحريمها قرار دهند، علاوه بر اين، اين تفكر قائل است كه چون بين ايران و كشورهاي ديگر و همچنين شركتهاي آن كشورها تعامل گسترده و وسيعي وجود ندارد، بنابراين شبكه اقتصاد بينالملل در پيوند با اقتصاد ايران نيست و به همين دليل هم است كه ايران بهراحتي تحت شديدترين تحريمها قرار ميگيرد و كشورهاي ديگر بدون ترس و وحشت نسبتبه از بين رفتن روابطشان با ايران، اين كشور را تحريم و مجازات ميكنند.
مسئله اين است كه اگر چنين است و ايران بهدليل عدموجود ارتباط در لايههاي اقتصادي بينالمللي و شبكههاي درهمتنيده اقتصادي شركتهاي بينالمللي، از بازدارندگي برخوردار نيست، مشكل از كجاست؟ آيا مشكل در دولت و روابط خارجي آن است يا در جايي ديگر. اينك دقيقاً چهار سال است كه تمام سرمايه كشور مصروف سياست خارجي تنشزداي ادعايي دولت يازدهم شده است. كارنامه دولت بعد از چهار سال در بحث سياست خارجي چيست؟
بهرغم اين ادعا كه دولت توانسته حجم وسيعي از ارتباطات بينالمللي را ايجاد كند، ولي درعينحال ميبينيم كشورهاي بيشتري عليه ايران بسيج شدهاند، از كشورهايي شبيه عربستان، امارات و مصر گرفته تا خردهكشورهايي شبيه جيبوتي. دقيقاً دستاورد دولت در حوزه سياست و روابط خارجي كجاست كه مانع از قطع روابط اين كشورها با ايران میشود. در حوزه اقتصادي نيز به همين ترتيب، دولت با فشارهاي فراوان بر بخش مسكن و ساير بخشهاي درآمدزا، نهتنها بر خيل بيكاران افزوده است بلكه هيچ راهكاري نيز براي برونرفت از مسائل اقتصادي ارائه نداده است. بهراستي سؤال اين است كه چهكسي متهم اين فضاي ايجاد شده عليه ايران است؟
لزوم اتخاذ اقدامات متقابل و متناسب
حال بايد گفت كه دولت نيازمند به كار بردن سياستي است كه براساس آن سياست اقدامات متقابل و البته متناسب ترتيب داده شود. برشمردن چند شركت براي مجازات و تنبيه، اگرچه بسيار اقدام صحيح و پسنديدهاي است، اما تناسبي با رفتارهاي سوءامريكاييها كه حيات اقتصاديش و اجتماعي و حتي موجوديت نظام سياسي را هدف گرفتهاند، ندارد. موضوع آنجايي از اهميت برخوردار ميشود كه بدانيم امريكاييها بهدنبال راهحلي براي خروج از برجام هستند و اگر سياست بازدارندهاي در برابر عملكرد امريكاييها اتخاذ نشود، قطعاً هزينههاي فراواني براي ايران و منافع ملي كشور به بار خواهد آورد.
جدا از منافع ملي كه به نظر ميرسد بيشتر ابعاد اقتصادي آن مورد توجه قرار گرفته و ابعاد هويتي آن بهكلي فراموش شده است، امريكاييها حتي امنيت ملي ايران را نيز هدف گرفتهاند. دونالد ترامپ يكتنه آماده است هزينه هر رويارويي با ايران را به جانودل بخرد. نگاهي به اتفاقاتي كه بعد از حملات تروريستي به تهران صورت گرفت، نشان ميدهد ترامپ شديداً بهدنبال ناآرامي در ايران است، از اين رو بهتر است مقامات دولتي اين روزها به جاي ترتيب دادن مصاحبههاي مطبوعاتي و تلاش براي ايجاد اين فضا كه برجام بدون امريكا نيز ادامه خواهد يافت، سراغ طراحي يك برنامه و استراتژي مدون براي ارائه پاسخ همتراز و همسطح با اقدامات خصمانه امريكا بروند و ترتيبي اتخاذ كنند هزينههاي خروج امريكا از برجام را بالا ببرند؛ روندي كه ميتوان با بهرهگيري از ديپلماسي و ارتباط با كشورهاي دوست و برادر و همچنين كشورهاي غيرمتعهد آن را به ثمر رساند.