
محمدعلي ميرزايي
نمايش «بازي بيپايان» نوشته اليزا اورامي و به كارگرداني اردلان شجاعكاوه كه اين روزها ساعت 19 با بازي خسرو شهراز، اليزا اورامي و ديانوش آصفوزيري در تماشاخانه مهر حوزه هنري روي صحنه ميرود، نمايشي است از خلوت مردي كه در توهم و گناه غوطه ميخورد. از همين رو با اردلان شجاعكاوه كه خود از بازيگران تئاتر، تلويزيون و سينماست در اين رابطه گفتوگويي را انجام داديم.
شما در حوزه تئاتر بيشتر تمركزتان روي بازيگري بوده است. چطور شد كه بعد از مدتها نمايشي با اين رويكرد روي صحنه برديد؟من اولين روز اجرا را به خبرنگاران و منتقدان اختصاص دادم و اميدوارم كه با اين نمايش ارتباط خوبي برقرار كرده باشند. نمايش در رابطه با مردي است كه احساس گناه ميكند و نياز به پرستار و مراقبت دارد و طبق معمول از پرستاران دعوت ميكند و آخرين پرستاري كه وارد خانه وي ميشود، با هم خاطرات مشترك خود را مرور ميكنند. حداقل كاري را كه براي مخاطب ميتوان انجام داد اين است كه وقت قابل توجهي براي نوشتن و فكر كردن گذاشت. طرحهاي مختلفي بوده و حرفهاي زيادي دراين رابطه زده شده است و من اين متن را دوست داشتم و از سالهاي قبل وقتي اين متن را براي كار كردن شروع كرديم، همان زماني كه خانم درخشنده فيلم هيس را كار كردند يك مقدار فضا در سينما و تئاتر باز شد؛ ما اين متن را همان پنج سال قبل به صورت پنج بار مستمر بازنويسي كرديم و اصلاً عجلهاي براي اجرا نداشتيم و بعد از اينكه كار آماده شده بود دوستان باخبر شدند كه ما در حال فعاليت براي اين نمايش هستيم. به ما پيشنهاد سالن براي اجرا دادند. نميخواستم نوبت اجراي كسي را پايمال كنم چرا كه بنده هيچ عجلهاي براي اجراي اين نمايش نداشتم به اين دليل كه معتقد هستم تئاتر بر اساس لحظه است و ما اولين دعوت را لبيك گفتيم.
در خصوص سبك شيوه متن، دكور نمايش و اينكه شما از متنهاي ايراني به شكل زبان امروز استفاده كرديد توضيح دهيد.بخشهايي از جلوههاي بصري را در معرض عموم قرار داديم كه تماشاگر احساس خستگي نكند. همسر بنده خانم اورامي به قول بعضي از دوستان اولين نمايشنامهنويسي بودند كه كتاب خود را چاپ كردند و ايشان هم مدتي به خلوت رفته بودند و نمينوشتند و من از ايشان درخواست كردم كه يك نمايشنامه با همفكري خود بنويسم و لطف كردند اين نمايش را با سختي به نگارش درآوردند و ما به يك وجه مشتركي رسيديم كه خلاصه آن، چيزي شد كه در اجرا ميبينيد. بنده نميخواستم مسئوليت كارگرداني را قبول كنم اما دوستان لطف داشتند كه ما را به اين جرگه كارگردانها اضافه كنند اما اين نمايش يك هديهاي از طرف تمامي گروه به مخاطبان عزيز تئاتر است.
مدتي است كه حضور شما در مديوم تلويزيون و سينما كمرنگتر شده است به جز آخرين برنامهاي كه با همسرتان به عنوان مجري حضور داشتيد. دليل آن چيست؟هر زماني كه از بنده دعوت به همكاري شد بنده لبيك گفتم ولي يك مقدار همدورهايهاي ما به اين صورت شدند و متأسفانه توليدات كم بوده است كه انشاءالله اين معضل حل خواهد شد و موقعيتهاي خوبي فراهم ميشود كه دوستان با فراغ بال فعاليت كنند.