
معصومه طاهري
در زمانهاي كه مشكلات اقتصادي فراوان است و به توصيه رهبري بايد با عملياتي كردن اقتصاد مقاومتي به توليد كالاي ملي رو آورد و آن را حمايت كرد، متأسفانه تلويزيون گاهی ساز ديگري ميزند و در كنار تبليغ مصرفگرايي، گاه محصولاتي با برند و مارك غيرايراني را با آب و تاب تبليغ و معرفي ميكند؛ از جمله چند شب قبل در بين آگهيهاي تبليغاتي پنير خامهاي با برند خارجي تبليغ شد كه حتي به غير از اسم آن همه نمادهاي خارجي بودن را با خود به همراه داشت و به آن ميپرداخت.
هرچند همه ميدانيم وضعيت تلويزيون مدتهاست از نظر مالي مساعد نيست و به خاطر شرايط بد اقتصادي كه سياستگذاريهاي داخلي و خارجي موجب آن شدهاند وضعيت بازار نيز براي حضور با تبليغات مختلف در تلويزيون مانند قبل نيست اما رسانه ملي خواه ناخواه دارد از اصول خود به شكلي محسوس كنار ميرود.
مطمئناً نه روش اول صداوسيما كه سالها تبليغات را در حاشیه گذاشته بود و افتخارش ارتزاق از بيتالمال بود درست بود و نه روش فعلي كه به ناچار مسئولان اين سازمان در پيش گرفتهاند.
در شرايطي كه سياستگذاريهاي مبتني بر محور بودن واردات در نگاه برخي مسئولان چند سالي است نهادينه شده است رقابت توليدكنندگان داخلي، با شركتهاي بزرگ چندمليتي خارجي كه با دلارهاي سنگين حمايت ميشوند در داخل ايران به خودي خود سخت است و به نوعي نياز به جهاد اقتصادي دارد؛ با اين وجود متأسفانه تلويزيون كه بايد به عنوان بزرگترين رسانه در كشور آن را حمايت كند به دليل وضعيت مالياي كه دارد گاه برای کسب درآمد بیشتر هر نوع کالایی را تبلیغ میکند اما با توجه به اينكه مقام معظم رهبري بارها و بارها بر مصرف كالا و توليدات ملي تأكيد داشتهاند انتظار ميرود رسانه ملي با قوت بيشتري در اين راستا گام بردارد تا ميل و نياز مخاطبان خود را به سمت و سوي كالاي ايراني هدايت كند. درست است كه انواع و اقسام كالاهاي خارجي به اشكال مختلف وارد ميشود و به فروش ميرسد و ذائقه ايرانيان متأثر از تبليغات رنگ و وارنگ كالاهاي خارجي بوده اما باز اين رسانهها هستند كه بايد هدايتگري درست داشته باشند و روشنگري كنند نه اينكه خودشان هم موجسوار شرايط شوند بهخصوص رسانه ملي كه تنها رسانه فراگير و عمومي كشور است و پوشش زيادتري دارد بايد براي تغيير اين ذائقه اكتسابي با ظرافت و دقت برنامهريزي داشته باشد.
آتسو كوهوشينو بانوي تازهمسلمان ژاپني در گفتوگويي كه با ما داشت درباره استفاده از كالاي ملي ميگفت: «يادم است در ژاپن مدتي گوشت امريكايي وارد ميشد، رسانهها اصل ماجرا را براي مردم افشا كردند كه گوشت وارداتي نامرغوب و حاوي مواد شيميايي است، مردم ديگر گوشت امريكايي نخريدند به جز افراد فقير چون آن گوشت ارزان بود بقيه تحريم كردند و ديگر گوشت وارد نشد.»
حال اگر تلويزيون ملي نتواند در مقابل اين وسوسهها بايستد و براي درمان درد بيپولياش با تدبير روشي جديد ابداع كند پس انتظار زيادي از ساختارهاي ديگرمان نبايد داشته باشيم.
اما حقيقت آن است كه تلويزيون ملي ما سالهاست به يك ساختار قدیمی و هزينهمحور گرفتار شده است.
دكتر سرافراز در زمان تصديگري خود تلاش كرد آن سيستم را اصلاح كند و صداوسيما را به يك مركز چابك و كارا تبديل كند اما همان سيستم سرافراز را نيز كنار زد. با همه اين احوال بايد مراقب بود تا اين سيستم ارزشها را به بهانه بيپولي كنار نزند؛ متأسفانه مماشات و مصلحتطلبيها ما را به جايي رسانده كه حرف و عملمان در مواردي همچون اين نوع تبليغات تلويزيوني زمين تا آسمان فرق ميكند. بايد ريشهها را شناخت و نسبت به اصلاح آن اقدام كرد چراكه تبليغ اين پنير تنها نمونه نبود، بلكه در ميان تبليغات نمونههاي زيادي از تبليغات خارجي ميبينيم كه به خاطر پول بيشتر نامشان جايگزين نامها و برندهاي ايراني باكيفيت شده است و صداوسيما به جاي حمايت از توليد ملي فقط براي تأمين مالي و درآمدي ناچيز در زمان كوتاه به كمك کالای خارجی آمده و از تأثيرات بلندمدت آن غافل شده است كه جاي تأمل دارد.