
وحید حاجیپور
بازنشستگان نفت نگرانند؛ نگران از آينده سرمايههاي خود در صندوق بازنشستگي صنعت نفت. با وجود اينكه اين نهاد به شفافيت حسابهاي مالي خود مينازد ولي بازنشستگان نگران هستند و حتي نامههاي اعتراضآميز مينويسند. اعتراض ميشود كه مشخص نيست در اين صندوق چه ميگذرد و مديران شركتهاي زيرمجموعه چگونه تعيين ميشوند؟ چگونه شركتهاي زيرمجموعه اين شركت يا منحل شده يا با ضررهاي هنگفتي دست و پنجه نرم ميكنند. هنوز كسي نميداند چه اتفاقي در صندوقهاي نفت رخ ميدهد ولي نگاهي به روند فعاليتهاي انجام شده نشان ميدهد وضعيت خرابتر از آن چيزي است كه بازنشستگان فكر ميكنند.
انتصابهاي عجيب و بدهبستاني از يك سو و سراشيبي اين صندوق از سوي ديگر شرايط را نگرانكننده كرده است. تصميمهاي خاصي كه گرفته ميشوند يا گرفته نميشوند با سرمايههاي اين صندوق بازي بدي را آغاز كردهاند و در اين ميان مسئولان صندوق سكوت كرده و به هيچ سؤالي پاسخ نميدهند. پس از افشاي ماجراي 50 ميليارد توماني كه سود سپرده آن به حسابهاي خاص واريز ميشد، حساسيتها روي صندوقها بيشتر شده است و صورتهاي مالي در تيررس بررسي قرار گرفتند، به عنوان نمونه شركت تأسيسات دريايي كه سهام عمده آن متعلق به صندوقهاست و مديريت آن بر عهده ابوالقاسم رحماني - يكي از نمايندگان تازه استخدام شده - است در وضعيت بسيار بدي به سر ميبرد. اين شركت در سه سال اخير با زيان خالص بيش از 100 ميلياردي مواجه بوده است. زيان عملياتي شركت مذكور در سالهاي يادشده به ترتيب 1/9 ميليارد تومان، 3/39ميليارد تومان و 72 ميليارد تومان اعلام شده است.
درباره شركت مايعسازي گاز ايران يا همان ايران الانجي، 5/2 ميليارد دلار سرمايهگذاري شده ولي پنج سال است كه بهطور كامل به حال خود رها شده است و صندوقهاي بازنشستگي نفت حاضر به فروش يا تكميل آن نيستند. زيان انباشته اين پروژه نيمهكاره به كنار اما پرسش اصلي اين است دليل بيتفاوتي به سرمايه بازنشستگان صنعت نفت چيست؟ 51 درصد سهام اين پروژه متعلق به صندوق بازنشستگي نفت است و هيچ تعهدي گويا براي احياي پول بازنشستگان وجود ندارد.
صندوق بازنشستگي نفت بايد روشن سازد طي چهار سال اخير چه بيلان كاري در حوزه مالي داشته است و در ماجراهاي خريد و فروش سهام چه سود و ضرري به بازنشستگان تقديم كرده است. چرا امكان نظارت دقيق از سوي بازنشستگان وجود ندارد و در حوزه شركتهاي تراستي مانند شركتIST كه معتقد است آنها را منحل كرده چه صورتحساب مالي وجود دارد.
صندوق بازنشستگي نفت كه رئيس آن، از دوستان صميمي وزير نفت است و به اصرار زنگنه پذيرفته تا يك سال ديگر در اين نهاد بماند، چرا مديران بازنشسته نزديك به زنگنه را با حقوقهاي خاص به مديريت شركتهاي زيرمجموعه درآورده است؟ كاركنان صنعت نفت اما معتقدند چيزي از صندوقها و سرمايه باقي نمانده است كه نياز به مديريت داشته باشند كه چنين ذهنيتي براي تصميمسازان بايد سخت باشد ولي شاهد آنيم كه اتفاق خاصي در حوزه شفافسازي رخ نميدهد. هرچند شفافسازي از سوي اين نهاد اشاره به كليگوييها و چند تراز مالي دارد اما آنچه پيداست اينكه مسئولان اين صندوق در قبال حواشي و عملكرد خود حاضر به پاسخگويي نيستند يا با بازنشستگان سر ميز مباحث نمينشينند.
يكي از مهمترين ابهامات موجود درباره تصميمات اين صندوق، معامله بورسي است كه پاي هلدينگ خليجفارس را به ميان آورده كه خود حديث مفصلي است از اين مجمل. بررسيها نشان ميدهد بخش قابل توجهي از سرمايه بازنشستگان در اين معاملات از بين رفته و اين همان جايي است كه كسي دوست ندارد درباره آن اظهار نظر كند. از آنجا كه سازمان بازرسي كل كشور وارد پرونده صندوقهاي بازنشستگي شده و طي يك سال اخير دو مدير اصلي آن بركنار شدند، بايد به نهادهاي نظارتي هشدار داد در صورت بروز حواشي بيشتر، بخشي از سرمايه كشور تلف خواهد شد، بنابراين توصيه ميشود نهادهاي نظارتي با تمام قوا به اين صندوق ورود كنند و حسابهاي مالي و صورتهاي آن را مورد بررسي دقيق قرار دهند.