وحيد مهري
به نظر ميرسد حتي با وجود آنكه سريالهاي شبكه خانگي مانند «عاشقانه» و «شهرزاد» از جذابيت كافي در ادامه مسير قبلي خود برخوردار نيستند، تلاش دارند اين مسير را باز ادامه دهند. اما براي چه؟
سريالهاي شبكه خانگي با قهوه تلخ راه افتاد، آثار كمدي و اجتماعي زيادي ساخته شد ولي هيچكدام به موفقيت قهوه تلخ كه آن هم نيمه راه رها شد دست پيدا نكردند. بعد از آن ديگر سريال چشمگيري توليد نشد تا زماني كه شهرزاد وارد فروشگاهها شد. شهرزاد به دليل تيم قوي، داستان مردمپسند با رگ و ريشههاي تاريخي- سياسي دوران پهلوي كه فضاي مورد علاقه حسن فتحي است توانست به موفقيت برسد. اما با وجود آنكه قصه در فصل اول را ميشد به پايان رساند خلأهايي نهاده شد تا قصه به فصل بعدي برسد. خلأهايي ساده كه ميشد به راحتي در فصل اول به نتيجه برسد و يك سريال يك فصلي تميز و خوب در خاطر مردم باقي بماند. همزمان با اتمام فصل اول شهرزاد يك سريال با مضمون فيلمفارسي به نام عاشقانه در منازل مردم به نمايش درآمد كه تركيبي از سوپراستارهاي سينماي ايران بود. سريالي پرهزينه و بسيار سطحي كه فقط براي پر كردن وقت مردم با نماهنگ و خشونت و عشقبازي بود. همان داستانهاي قديمي يك حاجي بازاري با يك زن صيغهاي فقط كمي چاشني عشقهاي مدرن بالاشهري امروزي به آن اضافه شد.
دقيقاً با اتمام فصل اول عاشقانه فصل دوم شهرزاد شروع شد و به نظر ميرسد با پايان آن فصل بعدي عاشقانه شروع شود. گويا قرار است بعد از پايان فصل دوم عاشقانه فصل سوم شهرزاد شروع شود و اين چرخه گويا تا اوايل سال بعد ما را با خود همراه كند. شهرزاد كه در فصل دوم عملاً موفقيت خود را از دست داده است و درگير يك داستان مثلثي عشقي چندوجهي شده است، عاشقانه نيز در پايان مسير اول مخاطبين خود را نيز رها كرده است و هر كدام بايد به زور داستاني عامهپسند بيننده را جذب كنند. پس چرا به روند توليد ادامه ميدهند؟