
محسن فرهادي
اغراق نيست اگر اردوهاي جهادي را عرصه حضور خالصترين نخبگان ملت ايران بناميم. دانشجويان، پزشكان، پرستاران، روحانيون، فعالان فرهنگي و اساتيد دانشگاهي كه از عمق جان به ارزشهاي انقلاب حضرت روح الله(ره) باور دارند و در راه خدمت به محرومان به عنوان صاحبان اصلي انقلاب، سر از پا نميشناسند. اردوهايي كه همزمان با فراهم كردن بستر پرورش محسن حججيها، اميد به انقلاب را در دل محرومترين اقشار ملت ميروياند و تداوم خط صحيح انقلاب را تضمين ميكند. ظرفيت سازندگي دو جانبه موجود در اين فضا، آنقدر ويژه است كه رهبر انقلاب مكرر نخبگان جوان كشور را به حضور در اين فضا ترغيب نمايند: «حضورتان در اردوهاي جهادي خيلي خوب است. نگوييد وقتمان تلف ميشود؛ نه، بيشترين و بهترين استفاده از وقت همين است! درستان را بخوانيد، پژوهشتان را بكنيد، كارتان را بكنيد، در اردوهاي جهادي هم كه در دوره سال، چند هفتهاي انسان را مشغول ميكند شركت كنيد.»
اردوهاي جهادي طي سالهاي گذشته گسترش كمي قابل توجهي را تجربه كردهاند. آنگونه كه تنها در سال 95، 4هزار روستاي كشور شاهد خدماترساني گروههاي جهادي بوده است. انجام 7 هزار كار فرهنگي و هزارو800 پروژه عمراني، در كنار حضور 600 پزشك، هزار روحاني، 200 مشاور براي امور مشاورههاي خانواده، تنها بخشي از آمار خدماترساني گروههاي جهادي در سال گذشته محسوب ميشود. اين يعني آنكه نيروي انساني آماده به كار داوطلبانه در اردوهاي جهادي، به عنوان مهمترين ركن شكلگيري اين اردوها به وفور وجود دارد و اين مايه خوشحالي است. چند روز پيش اما خبر تلخي جهادگران حاضر در اردوهاي سراسر كشور را داغدار كرد. خبر از اين قرار بود كه دو تن از جهادگران گروه جهادي طلوع حق كه براي محروميتزدايي راهي روستاهاي شهرستان گيلانغرب شدهاند، به دليل سانحه رانندگي در طول مسير به شهادت رسيدهاند.
ظاهرِ اين خبر به نظر ميرسد چيز عجيبي در خود نداشته باشد. با اين حال وقتي آگاه ميشويم شهيدان امين شيرازي و سيدمحمد حسيني سوار بر پشت يك وانت نيسان آبي دچار سانحه شدهاند، وضعيت متفاوت خواهد شد. سؤال اين است كه چرا بايد ارزشمندترين نخبگان ملت را دسته جمعي سوار بر پشت نيسان آبي جابهجا كنيم و اينچنين غريبانه از دست بدهيم؟ در خبرها آمده است حال دو تن ديگر از اعضاي اين گروه جهادي كه متشكل از فعالان فرهنگي بوده، وخيم است. با اين حال، مابقي مصدومان به تهران منتقل شدهاند. اعضاي اين گروه جهادي، پيش از اين در طرحي با عنوان «سهشنبههاي مهدوي» به مدت 12 هفته در چهارراه وليعصر تهران، به نام و ياد امام زمان(عج) به توزيع گل، شربت و شيريني بين مردم پرداخته بودند. شهيد سيدمحمد حسيني، دانشجوي رشته معماري دانشگاه صنعتي اميركبير تهران و شهيد امين شيرازي، دانش آموخته عمران و پدر يك دختر يك سال و نيمه و يك پسر بود.
ظاهراً تاكنون هيچ كسي در زمينه عواملو دلايل شهادت مظلومانه اين دو جوان مؤمن و انقلابي، مسئوليتي بر عهده نگرفته است. جهادگراني كه خود به ياري محرومان و پابرهنگان ميشتابند، از قرار معلوم از محرومان نيز مظلومتر هستند. در اين ميان تنها بسيج دانشجويي دانشگاه رازي كرمانشاه با صدور بيانيهاي نسبت به بيمسئوليتي واقع شده در جريان اين حادثه اعتراض كرده است. در بخشي از بيانيه مذكور ميخوانيم: «اگر اين گروه از حداقل امكانات مانند خودروي مناسب برخوردار بود، اين اتفاق رخ ميداد؟ يا اگر تيم پزشكي يا امدادي هلال احمر، با اين گروه همراهي ميكرد، شدت حادثه به اين حد ميرسيد؟ بيتوجهي مسئولان ارگانها به اردوهاي جهادي و جهادگران(بهرغم وعدههاي قبلي خود مسئولان) قصه تأسف برانگيزي دارد كه اگر بخواهيم عملكرد تكتك ارگانها را - حتي نهادهايي كه عنوان انقلابي بودن را يدك ميكشند- بررسي كنيم، مثنوي هفتاد دفتر خواهد بود.»
در همين حال اما مسئول جهاد سازندگي سازمان بسيج دانشجويي كشور نيز طي مصاحبهاي به رسانهها گفته است:«با وجود حوادثي مانند آنچه در كرمانشاه اتفاق افتاد اما خوشبختانه روز به روز اعزام ما بيشتر هم شده است.» مفرد در ادامه با اشاره به تأكيدات اخير رهبر انقلاب در زمينه لزوم كمك دولت به گروههاي جهادي، خواستار توجه بيشتر دولت به اين موضوع شده است. طبيعتاً واقعيتِ افزايش اعزامها با وجود حوادثي اينچنين، چندان عجيب نيست؛چراكه براي دانشجوياني كه از زندگي راحت خود در شهرها براي خدمت رايگان به محرومان دست كشيدهاند، چنين حساب و كتابهاي دنيوي اساساً مطرح نيست. با اين حال، اصل مسئله مسئوليتپذيري در زمينه قصور رخ داده در جريان شهادت مظلومانه جهادگران باز هم در هالهاي از ابهام قرار دارد. طبيعتاً دولت را ميتوان در رده مقصران اصلي اين حادثه جاي داد؛چراكه قريب دو سال پيش از اين، مسئول جهاد سازندگي سازمان بسيج دانشجويي كشور طي مصاحبهاي در رابطه با ميزان بودجه اختصاص يافته به اردوهاي جهادي در دولت يازدهم گفتهبود:«خيلي كمتر شده. يعني عمدتاً بچهها جذب خيرين غيردولتي داشتند از بازار گرفته تا مثلاً كارخانهها تا مثلاً از هيئات و مساجد.»
با اين حال، طبيعتاً دولت تنها مقصر از دست رفتن مظلومانه نخبگان جهادگر نيست. بخش ديگري از تقصير بدون شك متوجه ارگان سازماندهي كننده عمليات جهادگران در شهرستان گيلانغرب خواهد بود. قصورهايي كه به برخي از آنها در بيانيه بسيج دانشجويي دانشگاه رازي كرمانشاه نيز اشاره شده است. طبيعتاً در فضايي كه رهبر انقلاب مكرر بر نياز كشور به نيروهاي جوان و انقلابي براي عبور از چالشها تأكيد ميكند، نميتوان از شهادت مظلومانه جهادگران بسيجي تنها با تكيه بر ترجيع بند «افزايش اعزامها بهرغم حوادث» عبور كرد.
وانگهي،گستره اردوهاي جهادي تنها محدود به شهرستان گيلانغرب نيست تا با حل معضل در آنجا، ديگر شاهد چنين حوادث غمباري نباشيم! بنابراين به نظر ميرسد بايد به اين موضوع بسيار ريشهايتر نگاه كرد. به بياني ديگر اگر موضوع اصلي، كمبود بودجه است، خوب است نهاد متولي اردوهاي جهادي پيش از آنكه حادثهاي ديگر خلق شود، طي نامهاي رسمي و رسانه اي- يا غير رسانهاي- به مقامات دولتي، معضلات موجود در اين زمينه را گزارش كرده، نتيجه را براي افكار عمومي كشور نيز شفافسازي كند. اتخاذ تدابير ويژه براي برطرف كردن اشكالات ايمني در پروسه حضور گروههاي جهادي در مناطق محروم را ميتوان ديگر وظيفه فوري مسئولان مستقيم اين حوزه قلمداد كرد. در اين زمينه، نهادينه كردن شعار «اول ايمني، بعد كار»، بايد سرلوحه عملياتهاي عمراني گروههاي جهادي فعال در سراسر كشور قرار گيرد. سخن در اين زمينه بسيار است و فرصت طرح همه آنها در اين گزارش نيست. با اين حال به طور خلاصه شايد بتوان گفت اكنون فرصت آسيبشناسي اردوهاي جهادي توسط مسئولان برگزاركننده آن است.