
به گزارش خبرنگار ما، سوم خرداد ماه دختري وارد كلانتري 148 انقلاب شد و از خواستگار فريبكارش كه امير نام داشت، شكايت كرد. او گفت: دو روز قبل محل كارم را كه حوالي ميدان انقلاب است، ترك كردم تا به خانه بروم. نزديك ميدان از يك عابربانك پول گرفتم و به طرف مترو حركت كردم. از كنار باجه متوجه شدم كه پسري قدم به قدم من را دنبال ميكند. وقتي وارد قطار مترو شدم آن پسر خودش را به من رساند و سر حرف را باز كرد. او با اصرار شماره تماسم را گرفت و براي روز بعد داخل كافيشاپي در چهارراه وليعصر قرار ملاقات گذاشتيم. امير وقتي سر قرار حاضر شد، گفت كه به من علاقهمند شده و قصدي جز ازدواج ندارد. بعد درباره اين موضوع و شرايط كار و زندگي حرف زديم. من براي يك لحظه كيفام را كنار امير گذاشتم و او را ترك كردم تا دستهايم را بشويم.
بعد از خارج شدن از كافيشاپ خداحافظي كرديم. شب كه به خانه رفتم، متوجه شدم مدام برايم پيامك برداشت از حساب ميآيد. آنجا بود كه متوجه شدم كارت عابربانكم سرقت شده است. شاكي ادامه داد: وقتي به ماجرا فكر كردم، فهميدم كه سرقت بايد كار امير باشد. او كنار باجه عابربانك رمز كارتم را نگاه كرده و به خاطر سپرده است. سپس با وعده ازدواج من را فريب داده و زماني كه براي شستن دستهايم او را ترك كردم كارت را سرقت و حسابم را خالي كردهاست. بعد از مطرح شدن شكايت، پرونده به دستور قاضي به پايگاه سوم پليس آگاهي تهران فرستاده شد. كارآگاهان با بررسي حساب مالي شاكي متوجه شدند، محل برداشت پول يك بوتيك لباس حوالي ميدان وليعصر است. با به دست آمدن اين سرنخ بود كه مأموران پليس راهي مغازه شده و بعد از بررسي تصاوير دوربين مداربسته، محل تصوير خريدار لباس را كه پسري جوان بود به دست آوردند كه شاكي او را شناسايي كرد. صاحب مغازه گفت كه امير كتوشلواري به مبلغ 3 ميليون تومان خريد و محل را ترك كرد.
در حالي كه تحقيقات در جريان بود، شكايتهاي مشابهي به پليس گزارش شد.
كارآگاهان با بررسي شكايتها متوجه شدند كه عامل همه سرقتها كسي نيست جز امير. در حالي كه هر روز به تعداد شاكيان اضافه ميشد، كارآگاهان موفق شدند محل زندگي امير را كه پانسيوني حوالي خيابان ستارخان بود، شناسايي کردند و 25 مردادماه او را بازداشت كنند. در بررسي محل تعداد زيادي كارتهاي عابربانك متعلق به دختران كشف شد. بعد از بازداشت متهم دختران فريب خورده براي شناسايي او راهي اداره پليس شده و او را شناسايي كردند.
يكي از شاكيان در طرح شكايت خود گفت: من در يك مغازه فروش خشكبار در خيابان كارگر كار ميكنم. امير چندبار براي خريد به محل كارم آمد. او در جريان يكي از خريدها به من ابراز علاقه كرد و پيشنهاد ازدواج داد. بعد براي حرف زدن درباره موضوع راهي پارك لاله شديم. در مسير بود كه از يك مغازه خريد كردم و شماره رمزم را به فروشنده گفتم. بعد از آن بود كه متوجه شدم كارت عابربانكم گم شده است. شب كه به خانه رفتم برايم پيامكهاي برداشت از حساب آمد. همان شب 3ميليون تومان از حسابم برداشت شد.
سرهنگ كارآگاه محمد نادربيگي، رئيس پايگاه سوم پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: متهم در بازجوييها به سرقتهاي سريالي در پوشش خواستگاري از دختران اعتراف كرده است. وي ادامه داد: دستور انتشار تصوير بدون پوشش متهم از سوي قاضي صادر شده و شاكيان ميتوانند براي طرح شكايت به پايگاه سوم پليس آگاهي تهران بزرگ در خيابان خرمشهر، ميدان نيلوفر مراجعه كنند.