
مسعود غزنچايي
محمد مهدي حيدريان، رئيس سازمان سينمايي از اعمال قانون تعيين ردهبندي سني در سالنهاي سينمايي خبر داد. به اعتقاد حيدريان با تعيين ردهبندي سني براي فيلمهاي سينمايي، بسياري از مشكلات و نقايص سينماي ايران جبران خواهد شد.
۱ - نظام درجهبندي سني محصولات رسانهاي در بسياري از كشورها به ويژه كشورهايي كه آثار سرگرمكننده زيادي در صنعت سينما و بازي توليد ميكنند، اجرا ميشود. اين درجهبندي با توجه به محتوا و گرافيك اثر و بر اساس عوامل مختلفي، چون سن مخاطب، شرايط جغرافيايي و فرهنگي تعيين ميشود.
در كشور ما نيز طرح ردهبندي سني در مورد بازيهاي رايانهاي سالهاست انجام شده، اما آنطور كه لازم است، نظارت كافي روي آن صورت نميگيرد. معمولاً افراد با توجه به تبليغات و جذابيتهاي داستاني و گرافيكي، محصولي را انتخاب كرده و بعضاً به ردهبندي سني آن توجهي نميكنند. در نتيجه بيشتر از طراحي چنين نظامي، اجراي آن اهميت دارد.
۲ - سينماي ايران از نبود قانون ردهبندي سني آثار سينمايي رنج ميبرد و هنوز هم زمان مشخصي براي اجراي اين طرح مشخص نشده، اما به نظر ميرسد اين قانون بهرغم نظر رئيس سازمان سينمايي، درد بزرگي را از سينماي ايران دوا نخواهد كرد بلكه صرفاً ميتواند به شكل استفاده مخاطبان سينما سر و سامان ببخشد.
در حال حاضر مهمترين مشكل سينماي ايران را ميتوان توليد آثار متنوع و مناسب براي گروههاي سني مختلف دانست.
از آنجا كه با توجه به وضعيت اقتصادي و معيشت طبقه متوسط جامعه ايران، اين روزها «سينما رفتن» بيشترين و راحتترين سرگرمي خانوادهها شده است، بايد اين سؤال را پرسيد كه اگر خانوادهاي تصميم داشته باشند همراه با فرزندان خود به تماشاي يك فيلم در سالن سينما بنشينند، چه حق انتخابي دارند؟
براي پاسخ به اين سؤال كافي است سري به سايتهاي فروش بليت سينما بزنيم. وقتي در خوشبينانهترين حالت، تنها يك اثر سينمايي مناسب گروه سني كودك و نوجوان روي پردههاي سينما در حال اكران است، به نظر ميرسد اجراي طرح رده بندي سني، اولويت اصلي محسوب نميشود.
هرچه از دهه ۶۰ فاصله گرفتهايم، تعداد انگشت شماري فيلم مناسب براي گروه سني كودك توليد شده و متأسفانه اكثر فيلمهاي توليد شده سالهاي اخير قصههايي دارند كه از شرايط جامعه و خواستههاي مخاطب كودك دور است.
۳ - در يكي از برنامههاي خندوانه، وقتي مجري از پيمان معادي كه مهمان برنامه بود، در مورد تماشاي آثار سينمايي او توسط فرزندانش سؤال پرسيد، اين بازيگر در پاسخي تأملبرانگيز گفت: فرزندان من تاكنون هيچ كدام از فيلمهاي من را تماشا نكردهاند.
درباره الي، جدايي نادر از سيمين، ابد و يك روز، برف روي كاجها و... همگي جزو پرفروشهاي زمان اكران خود بودند و اين بدان معني است كه بخش زيادي از جامعه و به ويژه طبقه متوسط به تماشاي اين آثار نشستهاند. حال، وقتي يك سينماگر كه خود بخشي از توليد اين آثار است و با آنها در جامعه شناخته ميشود، اجازه تماشاي اين آثار را به فرزندان خود نميدهد، ميتوان زنگ خطر را براي مديران سينمايي به صدا درآورد زيرا بسيار كم هستند والديني كه پيشتر، از محتواي آثار سينمايي باخبرند تا به تماشاي فيلمي كه مناسب خانوادهشان نيست، ننشينند.
در سالهاي اخير شرايط فرهنگي مانند نوع پوشش و موقعيتهاي داستاني بسياري از فيلمهاي سينمايي با آثاري كه خانوادهها از طريق رسانه غالب يعني تلويزيون تماشا ميكنند، فاصله گرفته است و همين باعث شده موضوع بعضي فيلمها مناسب بسياري از خانوادهها نباشد.
خاطرم هست در يكي از اكرانهاي عمومي فيلم لانتوري، خانوادهاي با فرزند شش ساله خود به سينما آمده بودند تا فيلم را تماشا كنند. مطمئناً تماشاي چنين فيلمي در هر كشوري با رده سني بالاي ۱۸ سال منطقي خواهد بود، اما بايد بپذيريم كه يك خانواده ايراني، در بسياري مواقع ناچار به تماشاي بسياري از فيلمهاست.
۴ -در چند سال گذشته مشخص شده رويكرد مديريت سينمايي، بيشتر نظارتي است تا حمايتي و توليدي، اما آنچه مهمتر از ردهبندي سني آثار سينمايي است –كه البته لازم است و حتي اجراي آن به تأخير افتاده- زمينهسازي و ايجاد شرايطي مناسب از طرف مسئولان براي توليد آثار متنوع و مناسب با خواستههاي جامعه و سرگرمكننده براي مخاطب ايراني است؛ فيلمهايي كه لااقل وقتي يك خانواده بعد از تماشاي آن از سالن سينما بيرون ميروند، از هزينهاي كه صرف كردهاند، رضايت داشته باشند.