کد خبر: 868888
تاریخ انتشار: ۰۴ شهريور ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۱
سيدعطاءالله مهاجراني وزير فرهنگ و ارشاد دولت اصلاحات كه مدتي است در كشور انگلستان به سر مي‌برد، يكي از مخالفان ساخت مقبره براي مهدي اخوان‌ثالث بوده است.
حسام آبنوس
 
چهارم شهريور سالروز درگذشت مهدي اخوان‌ثالث متخلص به «م. اميد»، يكي از بزرگ‌ترين شاعران معاصر ايران است؛ شاعري كه چهارم شهريور 1369 چشم از جهان فرو بست تا آيندگان او را از دريچه شعر و شاعري‌ا‌ش بشناسند.
 
مرحوم اخوان‌ثالث پس از فوت، در مجموعه آرامگاه حكيم ابوالقاسم فردوسي در مجموعه باغ توس به خاک سپرده شد و هر كه براي بازديد از مقبره فردوسي به توس رفته باشد، در گوشه‌اي از باغ سنگ قبر كوچكي مي‌بيند كه روي آن نام شاعر «زمستان» درج شده است.
مسئله‌اي كه براي هنردوستان سؤال ايجاد مي‌كند سنگ مزار اين شاعر بزرگ معاصر است؛ شاعري كه بسياري از اهل فن او را بزرگ‌ترين شاعر نيمايي‌سراي معاصر مي‌دانند، چرا بايد چنين مزاري داشته باشد؟ سنگ مزاري كوچك و بدون هرگونه برجستگي كه نشان‌دهنده آرامگاه اين شاعر بزرگ باشد. در بازديدي كه جمعي از شعرا از باغ توس و مقبره شعراي مدفون در آن مجموعه داشتند، مرتضي اميري‌اسفندقه، از شعراي صاحبنام كشور به دليل بدون مقبره ماندن مزار مهدي اخوان‌ثالث اشاره كرد و گفت: «طرحي براي مقبره اخوان‌ثالث در دوران وزارت مهاجراني آماده شده بود كه او به اين خاطر كه نبايد در كنار مقبره فردوسي مقبره‌اي برپا شود با آن طرح مخالفت كرد و اين به نظرم اقدام اشتباهي بود.»
 
اين در حالي است كه بسياري با حاشيه‌سازي مي‌خواهند اين مسئله را توجيه كنند اما جريان شبه‌روشنفكري در مواجهه با اين مسئله هيچ حرفي نزد و ماجرا را مسكوت گذاشت. اين در حالي است كه براي دفن اخوان‌ثالث هم رهبر انقلاب مساعدت كرده و دستور به دفن ايشان در آن محل داده‌اند زيرا ميراث فرهنگي وقت اجازه دفن كسي در داخل محوطه باغ توس و آرامگاه فردوسي را صادر نمي‌كرد اما با مجوز رهبر انقلاب پس از قرن‌ها يك نفر در داخل محوطه به خاك سپرده شد كه آن كسي نبود جز «م.‌اميد.» در ماجراي درگذشت و تدفين اخوان‌ثالث، پس از تلاش خانواده و دوستان اخوان براي عمل به وصيت او و دفن پيكرش در آرامگاه فردوسي و پيش‌آمدن مشكلاتي بر سر اين كار از جمله منع قانوني دفع جنازه در توس، با دستور مقام معظم رهبري اجازه لازم صادر و مشكل مرتفع شد و سرانجام پيكر شاعر نامدار خراساني در توس در خاك آرميد. بنا به برخي از نقل‌ها استاد شفيعي‌كدكني در اين ماجرا نقش اصلي را داشته‌اند. او به‌رغم آنكه خود نيز پيش از اين بر اين روايت صحه گذاشته‌اند، در كتاب «حالات و مقامات م. اميد» از نقل مكتوب ماجرا پرهيز كرده‌اند. دليلي كه استاد براي آن برشمرده‌اند حذر از بي‌چاك و بستي دهان برخي از شبه‌نويسندگان همين رسانه‌هاي كذايي و فحاشي‌ها بوده است.
 
ايشان در مقدمه اين كتاب گفته‌اند: «بخشي از جريان تدفين اخوان را كه به تفصيل تمام نوشته بودم در اين چاپ حذف كردم. بعد از مرگِ من، ديگران اجازه دارند كه آن را نشر دهند. به خط خودم نگاه داشته‌ام تا در آينده انتشار يابد. فقط از روي خط خودم. من هيچ‌گاه سياسي نبوده‌ام ولي متجاوز از 60سال ناظر دقيق و پرحوصله جريان‌هاي سياسي در ايران بوده‌ام. به تجربه دريافته‌ام كه روشنفكران ما، غالباً، فاقد تقواي سياسي‌اند. به اندك خشم و نفرتي، حتي شخصي، انواع تهمت‌ها را به طرف مقابل مي‌زنند...» در اين بين آنچه بر همگان روشن است رفتارهاي خلاف ژست بسياري از شبه‌روشنفكران در مواجهه با اهالي هنر و فرهنگ است، آنها در حالي براي ترميم چهره سياسي خود به اهالی فرهنگ مي‌آويزند كه در عمل چنان نيستند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار