گاهي اوقات اشتباه در شخصيت طرف مقابل پيش ميآيد، مثلاً شخصي فرد ديگري را فرزند خود گمان و مالي را به او واگذار ميكند. قانونگذار در اينجا از حقوق كساني كه به اشتباه معاملهاي را انجام دادهاند، حمايت ميكند و معامله را باطل ميداند. در مواردي نيز طرفين نسبت به موضوع قرارداد در اشتباه هستند و هر كدام منظور ديگري را به درستي نفهميدهاند و اين سوءتفاهم مانع از اين ميشود كه آنها در موضوع خاصي توافق كنند كه در اينجا نيز معامله باطل است. همچنين اشتباه در جنس فروخته شده نيز سبب باطل شدن معامله است. گاهي اوقات نيز اشتباه به موجب ظاهر فريبنده يا به دليل فريبكاري طرف قرارداد رخ ميدهد.
زماني كه اشتباه جزئي و كوچك باشد، براي جبران ضرر فرد زيانديده حق فسخ در نظر گرفته شده است. براي مثال اگر طرف قرارداد عيب مورد معامله را مخفي نگه دارد يا وانمود كند كه ويژگي خوبي در مورد معامله وجود دارد و با اين كار طرف مقابل را تشويق به انجام معامله و دادن پول بيشتر كند، خريدار گول خورده حق فسخ معامله را دارد. ولي در فرضي كه فروشندهاي با جعل مهر و امضا خريدار، تابلوي قديمي را نسبت به قدمت و انتساب آن به هنرمند دلخواه او فريب ميدهد يا دستبندي را طلا معرفي كند يا با ارائه شناسنامه جعلي هويت واقعي خود را در ازدواج پنهان نگه ميدارد، در باطل بودن آن نبايد شك كرد.