به گزارش خبرنگار ما، بيست و دوم شهريورماه سال 91، مأموران پليس از مرگ مشكوك زن جوان 25 سالهاي به نام اكرم در يكي از بيمارستانهاي شهر باخبر و راهي محل شدند. پدر مقتول كه در محل حاضر بود به مأموران گفت: دخترم خانه ما مهمان بود. روز قبل شوهرش دنبال او آمد كه سر موضوعي با هم درگير شدند. در آن درگيري او با چاقو به همسرش ضربه زد، سپس همسرم و دخترم – اكرم- را نيز زخمي كرد. بلافاصله با اورژانس تماس گرفتيم و هر سهنفر را به بيمارستان رسانديم، اما اكرم به خاطر شدت جراحات فوت كرد. بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني مأموران مرد 45 ساله را به نام اكبر شناسايي و بازداشت كردند. او با اقرار به جرمش گفت: دوسالي بود به خاطر شغل كاشيكاري به كشور عراق رفت و آمد داشتم. همسرم در اين مدت وقتي تنها بود به خانه مادرش ميرفت. يك روز قبل از حادثه وقتي از سفر برگشتم در حالي كه چاقويي را با شال به كمرم بسته بودم، دنبالش رفتم. همسرم تا مرا ديد با نگاهي تمسخرآميز گفت كسي كه بتواند از خودش دفاع كند چاقو به كمر نميبندد! اين حرف غرور مرا خورد كرد و باعث شد با هم درگير شويم. او در خصوص قتل گفت: در آن درگيري چند ضربه به همسرم زدم. مادر و خواهر همسرم با ديدن اين صحنه جلو آمدند كه با چاقو به مادرش نيز چند ضربه زدم. در حال فرار بودم كه بار ديگر خواهرش جلو آمد، او را نيز زدم. از اين سه نفر، خواهر همسرم فوت كرد.
بعد از اقرارهاي متهم، پرونده كامل و به شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و روي ميز هيئت قضايي قرار گرفت. در آن جلسه اوليايدم درخواست قصاص كردند. سپس متهم بار ديگر حادثه را شرح داد و در آخرين دفاعش گفت: از همسرم توقع نداشتم مرا در خانه پدرش تمسخر كند. او با حرفش مرا عصباني و دست به چاقو كرد. هيئت قضايي بعد از آخرين دفاع متهم، او را به قصاص محكوم كرد و اين حكم بعد از تأييد در ديوان عالي كشور در آستانه اجرا قرار داشت كه متهم توانست با پرداخت ديه از چوبهدار فاصله بگيرد. به اين ترتيب پرونده بار ديگر از جنبه عمومي جرم به همان شعبه فرستاده شد و روز گذشته روي ميز هيئت قضايي به رياست قاضي زالي قرار گرفت. متهم در آخرين دفاعش گفت: از كاري كه كردم، پشيمانم. با اينكه مرگ در انتظارم بود، اما توانستم با پرداخت ديه نجات پيدا كنم. از خدا ميخواهم مرا ببخشد.
در پايان هيئت قضايي وارد شور شد.