کد خبر: 865929
تاریخ انتشار: ۱۶ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
نگاهي به جشنواره فيلم ونيز
هفتاد و چهارمين دوره‌ جشنواره‌ فيلم «ونيز» طي 11 روز از 8 تا 18 شهريور برپا مي‌شود، جشنواره‌اي كه در آن به فيلم‌هايي از كشور‌هاي جهان سوم كه به سبك نئورئاليسم ايتاليا ساخته شده باشند اقبال ويژه‌اي مي‌شود.
  جواد محرمي
 هفتاد و چهارمين دوره‌ جشنواره‌ فيلم «ونيز» طي 11 روز از 8 تا 18 شهريور برپا مي‌شود، جشنواره‌اي كه در آن به فيلم‌هايي از كشور‌هاي جهان سوم كه به سبك نئورئاليسم ايتاليا ساخته شده باشند اقبال ويژه‌اي مي‌شود. وحيد جليلوند فيلمسازي است كه سبك فيلم‌هاي او با سليقه جشنواره ونيز سازگاري زيادي دارد.
شيوه و سبك نئورئاليسم در فيلمسازي در كشور ايتاليا كه خاستگاه آن است در دهه 50 ميلادي به افول گراييد و به يكباره مورد اقبال سراسري فيلمسازان ايراني قرار گرفت.  يكي از كاركردهاي مهم و اساسي جشنواره‌هاي هنري و به ويژه سينمايي در جهان سمت و سو دادن به گرايش‌ها و رويكردهاي سينماگران مستعد در اقصي نقاط جهان است و در اين ميان نگاهي به عملكرد جشنواره فيلم ونيز ايتاليا به بهانه تمايل اين جشنواره به برخي آثار تلخ ايراني و اينكه كمتر از يك‌ماه ديگر اين رويداد هنري هفتاد و چهارمين دوره خود را برگزار خواهد كرد انجام شده است.
  سد محكم دولت وقت ايتاليا براي نئورئاليست‌ها
در واپسين سال‌هاي حكومت فاشيستي در ايتاليا در ادبيات و سينماي اين كشور تمايلي رئاليستي بروز كرد، چراكه فقر و بيكاري فزاينده‌اي كه طي حكومت فاشيست‌ها و سپس جنگ، ايتاليا را درگير خود كرده بود، پس از سرنگوني فاشيست‌ها و رسيدن دوراني كه به بهار ايتاليا معروف بود، امكان بازگويي پيدا مي‌كرد.  بعد از روي كار آمدن ائتلافي از احزاب «چپ» و «ليبرال»، فيلمسازاني كه دغدغه بازگويي مشكلات جاري جامعه ايتاليا را داشتند، بيش از پيش امكان رشد پيدا كردند و روايت‌هاي خود را بر بستر بحران‌هاي جامعه جنگزده ايتاليا متكي كردند.  جنبش سينمايي نئورئاليسم ايتاليا كه در مواجهه‌اي سياسي شكل گرفت در اواسط دهه 50 ميلادي رو به افول نهاد. در اوايل دهه 50، دولت جديد ايتاليا كه بعد از دوران «بهار ايتاليا» بر سر كار آمده بود، نسبت به توليدات اين جنبش سينمايي بدبين شد و با گماردن جوليو آندره اوتي به رياست اداره هنرهاي نمايشي و تفويض اختيارات ويژه به او، موجبات افول اين فيلم‌ها را فراهم آورد.  بدين ترتيب هر فيلمي كه تصويري نامطلوب و تلخ از ايتاليا به نمايش مي‌گذاشت از منابع مالي محروم مي‌شد و در مقابل وام‌هاي كلان به فيلم‌هايي اختصاص مي‌يافت كه از محتواي مورد تأييد اين اداره برخوردار بودند. اوج گرفتن جنگ سرد و ادعاي مخالفان اين فيلم‌ها مبني بر وجود انگيزه‌هاي ايدئولوژيك و چپ در آنها، اين محدوديت‌ها را به اوج خود رساند و به اين ترتيب، دوران افول اين جنبش از راه رسيد.  فيلم‌هاي «نئورئاليستي» معمولاً قاب‌هاي ناآراسته و في‌البداهه دارند. روسليني در مصاحبه‌اي در اين باره مي‌گويد «اگر به اشتباه نماي زيبايي بگيرم، حتماً هنگام تدوين آن را بيرون خواهم كشيد.» معمولاً تصويربرداري به سبك فيلم‌هاي مستند انجام مي‌گيرد و دوربين سعي در نشان دادن واقعيت بدون دستكاري دارد. از اين رو گاهي از دوربين روي دست استفاده مي‌شود.  دزد دوچرخه اثر دسيكا يكي از فيلم‌هايي است كه به بهترين شكل فروپاشي اجتماعي و اخلاقي را در ايتالياي پس از جنگ به تصوير مي‌كشد.
    بسترسازي ونيز براي فيلمسازان جهان سومي
سينماي ايتاليا پس از اين از رونق افتاد اما چند دهه بعد سياست‌هاي دولت‌هاي وقت ايتاليا كه اجازه هرگونه بازنمايي تصوير ناهنجار از ايتاليا را براي فيلمسازان مكتب نئورئاليستي اين كشور منع كرده بود زمينه صدور اين مكتب سينمايي به كشورهاي داعيه‌دار و انقلابي در جهان سوم را فراهم نمود تا فيلمسازان جوان و جوياي نام با الگوگيري از اين سينما محتواي آثار خود را بر بزرگنمايي زشتي‌هاي هرچند معدود كشورهاي خود استوار كنند.  جشنواره فيلم ونيز نيز به ويژه در دهه اخير با انتخاب‌هايي كه از سينماي ايران داشته به وضوح حركت بر مدار اين كارويژه معين را عيان كرده است. دايره ساخته جعفر پناهي، خانه پدري ساخته كيانوش عياري، قصه‌ها به كارگرداني رخشان بني‌اعتماد، مستند روزهاي سبز حنا مخملباف، رأي مخفي اثر بابك پيامي، تعدادي از آثاري است كه جشنواره ونيز طي دهه اخير به آنها روي خوش نشان داده و زمينه ديده شدن آنها درغرب را فراهم كرده است.
  «دايره» جعفر پناهي برنده شير طلاي ونيز!
براي مثال سينماي ايران در سال ۲۰۰۰ با فيلم «دايره» ساخته جعفر پناهي موفق به كسب جايزه شير طلايي جشنواره فيلم ونيز شد. فيلمي كه روايتگر داستان چهار زن است كه از زندان گريخته‌اند و سرنوشت متفاوتي را تجربه مي‌كنند. فرشته، مائده، الهام و نرگس هريك به دنيال پناهگاهي براي خود هستند. مائده خيلي زود به دست پليس دستگير مي‌شود. الهام قصد بازگشت به شهر خود را دارد كه به علت موانع متعدد عملاً ممكن نيست. فرشته كه از طرف خانواده طرد شده درصدد سقط جنين فرزندي است كه پدرش اعدام شده است و... فيلم دايره  را همان زمان معاون سينمايي وقت سيف‌الله داد توقيف كرد.
قصه‌هاي رخشان بني‌اعتماد ديگر اثري است كه سال گذشته جايزه بهترين فيلمنامه را از اين جشنواره به خود اختصاص داد. همچنين خانه پدري كه روايت قتل فجيع دختري به دست پدرش است وبه دليل خشونت عريان و دلخراش آن در ايران اجازه نمايش عمومي نيافت از ديگر آثار راه يافته به جشنواره فيلم ونيز است.  بديهي است در همه اين آثار تصويري عقب‌مانده و منحط از جامعه ايران به نمايش درمي‌آيد كه علي‌الظاهر مبتني بر واقعيت به تصوير درآمده‌اند، با اين تفاوت كه تماشاگر داخلي به دليل مشاهده مستقيم واقعيت جامعه به وضوح محتواي اين آثار را به كل جامعه ايران تعميم نمي‌دهد اما مخاطب خارجي به راحتي فضاي تيره اين آثار را به كل جامعه ايران تعميم مي‌دهد.  حتي فيلم به ظاهر هنري ماهي و گربه هم كه علي‌القاعده بايد بيش از همه به واسطه تكنيك منحصر به فرد تك‌شات بودن آن مورد توجه قرار گيرد بي‌ترديد داراي اين جذابيت محتوايي براي كارويژه معين جشنواره ونيز است كه در آن موضوع واقعي مبتني بر وجود يك رستوران بين راهي در ايران كه در آن گوشت چرخ‌كرده انسان طبخ مي‌شود روايت مي‌شود.  جشنواره ونيز نه تنها زمينه ديده شدن اين آثار در يك كشور غربي را ايجاد مي‌كند بلكه همواره به عنوان پلي براي اكران در ساير كشورهاي غربي نيز عمل كرده است.
   امسال بدون تاريخ بدون امضا
امسال هم از سينماي ايران فيلم بدون تاريخ بدون امضا ساخته وحيد جليلوند به ونيز راه يافت كه حتي اگر كاركرد مناسبي در داخل كشور داشته باشد، طبعاً تصويري مطلوب از ايران براي نمايش در خارج از كشور ارائه نمي‌دهد.
اما سؤال اساسي اين است كه چرا كشوري كه بيش از ۶۰ سال پيش بر سر ادامه جريان و مكتب سينمايي نئورئاليسم با اين استدلال كه چهره‌اي ناهنجار از جامعه ايتاليا به دنيا عرضه مي‌كند مانع ايجاد مي‌كند، حالا به واسطه جشنواره فيلم ونيز از توليد و نمايش آثار نئورئاليستي تلخ در كشورهاي ديگر حمايت مي‌كند؟  نئورئاليسم تا حد زيادي در تكنيك و فرم با سبك و شيوه سينماي مستند شباهت‌هايي دارد و دليل تأكيد نئورئاليست‌ها بر شيوه‌هاي سينماي مستند بيش از همه القاي اين بود كه اثر هنري مبتني بر خيال هنرمند ساخته نشده و آنچه تماشاگر بر پرده سينما مشاهده مي‌كند واقعيت دارد.  اين روشي است كه پس از موفقيت فيلم‌هاي اصغر فرهادي در جشنواره‌هاي جهاني، روز به روز در سينماي ايران در حال گسترش است و در فيلم‌هايي مانند قصه‌هاي رخشان بني‌اعتماد و فيلم چهارشنبه ۱۹ ارديبهشت وحيد جليلوند هم كه مورد پسند جشنواره‌هايي مانند ونيز قرار گرفته‌اند تا حد زيادي اعمال شده است.  در همين زمينه وحيد جليلوند دو سال پيش در گفت‌و‌گو با برنامه سينمايي شبكه 4 سيما صراحتاً اذعان مي‌كند كه هرگاه احساس كرده بازي بازيگرانش آنقدر خوب از كار درآمده كه به رئاليستي بودن فيلمش لطمه وارد مي‌كند آن بازي را از فيلم حذف كرده است.  با اين اوصاف اما مسئله اساسي اينجاست كه اين شيوه و سبك در فيلمسازي كه حتي در كشور ايتاليا كه خاستگاه آن است در دهه 50 ميلادي به افول گراييد، مورد اقبال برخي از فيلمسازان ايراني قرار دارد و همچنان تمايل بر اين شيوه فيلمسازي كه مورد توجه جشنواره‌هايي چون ونيز است در سينماي ايران ديده مي‌شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار