با طرح اين شكايت، مأموران در بررسيهاي اوليه دريافتند، سارقان يكي از دوربينها را در محل از كارانداختنه بودند، اما با رصد دوربين ديگري در همان محل شناسايي شدند. بنابراين دو سارق به نامهاي مبين 19ساله و موسي 25 ساله كه از مجرمان سابقهدار بودند، بازداشت شدند، اما دو سارق ديگر ميلاد 26 ساله و صالح 27 ساله متواري شدند. سارقان بازداشت شده در بازجوييها به جرمشان اقرار كردند. موسي به مأموران گفت: ميلاد يكي از دوستانمان بود كه چند ماه قبل از مغازه فرش فروشي اخراج شد. او انبار مغازه را مي شناخت و به خاطر كينهاي كه از صاحب مغازه داشت، طرح سرقت از انبار فرش فروش را پيشنهاد داد و ما هم قبول كرديم. بعد از سرقت ميلاد فرشها را به مردي به نام حسن كه در كاشان خريد و فروش فرش داشت، زيرقيمت فروخت و پولش را تقسيم كرد. با اين توضيحات حسن 40 ساله نيز به عنوان مالخر دستگير شد و هر سه متهم روانه زندان شدند. پرونده با كامل شدن تحقيقات به شعبه هشتم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و صبح ديروز متهمان مقابل قاضي اصغرزاده محاكمه شدند. بعد از اعلام رسميت جلسه و قرائت كيفرخواست موسي در جايگاه حاضر شد و گفت: وقتي ميلاد پيشنهاد سرقت داد، شرايط خوبي نداشتم. پدرم فوت كرده بود و مادرم مريض بود. دو خواهر داشتم كه بايد خرج آنها را تأمين ميكردم، به همين دليل قبول كردم، اما حالا پشيمانم چون بايد جوانيام در زندان بگذرد و آنها در خانه تنها هستند و وضعيت خوبي ندارند.
ديگر متهم مبين 19 ساله نيز در جايگاه حاضر شد و گفت: اشتباه كردم و گول حرفهاي ميلاد را خوردم. اين سرقت و سابقه قبليام به خاطر اين بود كه دوستان خوبي نداشتم و فريب خوردم.
سپس متهم ديگر كه به عنون مالخر با قرار وثيقه آزاد بود، در جايگاه قرار گرفت و گفت: روزي كه ميلاد تماس گرفت به او گفتم به خاطر مريضي پدرم درگيرم و قصد خريد فرش ندارم، اما او اصرار كرد و قبول كردم. روزي كه وارد مغازه شد به او مشكوك شدم، اما با تهديدهاي او فرشها را خريدم. او در ادامه گفت: فرشها را به قيمت 25 ميليون تومان خريدم و كل سودي كه داشت 15 ميليون تومان بود، ولي بعد از شكايت شاكي 80 درصد از فرشها را به مالباخته برگرداندم. حالا از شاكي و دادگاه مي خواهم، مرا ببخشند تا آبرويم حفظ شود. در آخر هيئت قضايي وارد شور شد.