
به گزارش خبرنگار ما، سيام ارديبهشتماه سال 95، مرد 60 سالهاي به نام احمد مأموران كلانتري 134 شهرك غرب را از قتل خواهر 67 سالهاش كه پري نام داشت، باخبر كرد. بعد از تماس آن مرد مأموران پليس به محل رفتند و در راهپلههاي خانه با جسد پري روبهرو شدند. گزارش پزشكي قانوني بعد از معاينه جسد در محل نشان داد كه 24 ساعت از مرگش گذشته است. احمد در شرح ماجرا گفت: بعد از فوت پدر و مادرم با خواهرم در اين ساختمان تنها زندگي ميكرديم. او طبقه اول بود و من هم در طبقه دوم ساكن بودم. به خاطر بداخلاقيها و ناسازگاريهاي پري با هم اختلاف داشتيم و چندبار درگير شده بوديم. او ادامه داد: شب قبل حالم خوب نبود، به خاطر همين راهي بيمارستان شدم. وقتي برگشتم پري با صداي در پاركينگ از خواب بيدار شد و شروع به داد و فرياد كرد.
فكر كرد به گشت و تفريح رفتهام، به همين خاطر سعي كردم او را قانع كنم، اما او با سنگ به من حمله كرد. من هم او را به سمت ميلههاي راهپله هل دادم. سرش به ميلهها برخورد كرد. بعد از آن بود كه با سنگ به سرش زدم و بيحال روي زمين افتاد. اهميتي ندادم و به طبقه بالا رفتم و خوابيدم. ظهر امروز وقتي براي خريد شير پايين آمدم، متوجه شدم هنوز روي زمين افتاده است و تكان نميخورد؛ فهميدم كه مرده است. با اين توضيحات مأموران متهم را بازداشت و براي تحقيقات بيشتر به اداره پليس منتقل كردند. خواهر مقتول در بازجوييها به مأموران گفت: پدرم يك دانگ از خانه را به نام پري زده بود و يك دانگ از خانه را به نام من و سه دانگ آن را به نام مادرم زده بود. به همين خاطر احمد به خاطر ارثيه با خواهرم اختلاف داشت و همان روز وقتي فهميد پري ميخواهد سهم خانهاش را از او جدا كند، ناراحت شد و با هم درگير شده بودند. درگيري آن شب بهانه بود. آن دو نفر هر دو بدخلق و هنگام عصبانيت قابل كنترل نبودند. حتي همسر احمد به خاطر شكنجههاي او طلاق گرفت و رفت. بعد از شكايت خواهر مقتول و درخواست قصاص، برادر مقتول از شكايت خود صرفنظر و اعلام گذشت كرد.
پرونده بعد از كامل شدن تحقيقات به شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و صبح ديروز روي ميز هيئت قضايي به رياست قاضي عبداللهي قرار گرفت. ابتداي جلسه بعد از قرائت كيفرخواست اوليايدم كه خواهر مقتول بود، در جايگاه ايستاد و با صداي بغضآلود گفت: برادرم بعد از درگيري بايد با اورژانس تماس ميگرفت، شايد خواهرم زنده ميماند، اما او با بيرحمي صحنه را ترك كرد و رفت خوابيد! او مدعي است خواهرم پرخاشگر بوده، اما او نيز آدم بدخلق و بيرحمي بود. به همين خاطر با پرداخت تفاضل ديه درخواست قصاص دارم.
سپس متهم در حالي كه اشك ميريخت، در شرح ماجرا گفت: خواهرم ازدواج نكرده بود و من هم با داشتن پسر معلول از همسرم جدا شده بودم و تنها زندگي ميكردم. به همين خاطر بعد از فوت پدر و مادرم در همان خانه پدري سكونت داشتيم. پري زن بدخلق و پرخاشگري بود. خواهر و برادرم نيز رفتارهاي او را ديده بودند. او بارها با پدر و مادرم درگير شده بود و بدرفتاري ميكرد. حتي يكبار مادرم را از روي ويلچر روي زمين انداخته بود و يكي از علتهاي جدايي من و همسرم رفتارها و دخالتهاي او بود.
متهم در خصوص شب حادثه گفت: آن شب به خاطر دل درد شديد به بيمارستان رفتم. بعد از تزريق سرم مرخص شدم و ساعت 1/5 به خانه برگشتم. در پاركينگ را بازكردم تا ماشين را داخل حياط بياورم كه با صداي در خواهرم از خواب بيدار شد و شروع به فحاشي كرد. او سنگ برداشته بود تا به من حمله كند كه سنگ را از دستش گرفتم و او را به سمت ميلهها هل دادم. شايد همان ضربه باعث مرگ او شده باشد. وقتي روي زمين افتاد، از عصبانيت او را رها كردم و به طبقه بالا رفتم و خوابيدم، اما فرداي همان روز سراغش رفتم كه متوجه شدم فوت كرده است.
متهم در آخرين دفاع گفت: چند سال قبل مقتول در يك درگيري چند تا از انگشتان دستم را شكست. وقتي شكايت كردم، قاضي پرونده از من خواست گذشت كنم و من هم گذشتم. حالا از تنها خواهرم ميخواهم او نيز از شكايت بگذرد و مرا ببخشد. عذاب وجدان دارم و از اين اتفاق بسيار ناراحتم و تا آخر عمر خودم را نخواهم بخشيد. در پايان هيئت قضايي وارد شور شد و با توجه به مدارك موجود و بنا به درخواست خواهر متهم احمد را به قصاص محكوم كرد.