کد خبر: 864361
تاریخ انتشار: ۰۷ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
تا همين چند سال پيش هم سنت كمدي‌سازي در صحنه‌هاي اصفهان حضور داشت، اكثر پي‌يس‌ها بر اساس اتفاقات روزمره شهر كه چاشني سنت‌ها و لوگوي ديدني و ضرب‌المثل‌هاي ناب اصفهان را به همراه آورده بود...
   حسن روانشيد*
تا همين چند سال پيش هم سنت كمدي‌سازي در صحنه‌هاي اصفهان حضور داشت، اكثر پي‌يس‌ها بر اساس اتفاقات روزمره شهر كه چاشني سنت‌ها و لوگوي ديدني و ضرب‌المثل‌هاي ناب اصفهان را به همراه آورده بود، به نمايش گذاشته مي‌شد. گردشگران داخلي و جهانگردان خارجي اين شهر را با زاينده‌رود، ميدان نقش‌جهان، منارجنبان، گز و برياني‌‌اش مي‌شناختند و در فرصتي مناسب نيز به سالن‌هاي نمايش‌دهنده كميك‌ها مي‌رفتند و اگر لهجه غليظ و زبان فارسي را متوجه نمي‌شدند از حركات بازيگران كم‌وبيش مي‌فهميدند كه داستان از چه قرار است و همراه با بقيه از ته دل مي‌خنديدند.
تئاتر اصفهان را با ناصر فرهمند و رضا ارحام صدر مي‌شناختند و امروز كه اكثر شاگردان آنها به ديار باقي شتافته و تنها دو تن يعني غلامرضا بيات و رضا صادقي دوران كهولت و سالمندي را مي‌گذرانند و نسل سوم نيز ميانسال و پير شده‌اند مي‌ماند نسل چهارم كه هرچه تلاش كردند نتوانستند مديران شهري را متقاعد كنند تا گروه‌هايي را به استخدام خود درآورده و اماكني براي آنها مهيا سازند تا نمايشنامه‌هاي سراسر كمدي و شاد را به نمايش بگذارند و اجازه ندهند اين ميراث ناملموس هم همچون صنايع‌دستي به غارت برود. شهر اصفهان كه روزگاري با 200 هزار نفر جمعيت شش تماشاخانه فعال با نام‌هاي اصفهان، سپاهان، فردوسي، مهر، مولن روژ و بهار داشت امروز با مجموعه‌هاي هنر، انديشه، سوره و سالن روباز باغ نور در ساحل رودخانه خشكيده زاينده‌رود طي طريق مي‌كند كه البته دهها سالن نمايش از طريق ارگان‌ها و نهادهاي مختلف در سطح كلانشهر اصفهان ايجاد شده و اكثريت بالاتفاق آنها تمام طول روزها و شب‌هاي سال را در انزوا به سر برده تا شايد كنفرانس و سميناري در آنها برگزار گردد كه اين پروسه‌ها نيز محدود و يكي دوساعته بوده و هزينه‌هاي مادي براي ايجاد اين‌گونه اماكن الا ماشاءالله است اما دريغ از سازمان يا ارگاني كه آستيني بالا زده و فرهنگ شادي و نشاط‌آور تئاتر كميك اصفهان را زنده و فعال نمايد و اين در حالي است كه اكثر سالن‌هاي نمايشي در تمام فصول سال تعطيل يا اگر باز باشند به اجراي نمايشنامه‌هاي دانشجويي آنها از نوع ايسم‌ها مشغولند. انگار زاينده‌رود خشكيده نمايشنامه‌هاي كمدي و ميراث ناملموس تماشاخانه‌هاي اصفهان را نيز با خود برده است!
حتي ارگان‌هاي مسئول نشر و اشاعه فرهنگ سنتي نمايش در شهري كه سابقه ديرينه و قابل‌تأمل در اين زمينه دارد نيز همتي براي دعوت از استادان فرهيخته و باقيمانده از صحنه‌هاي گذشته ندارند تا حداقل علاقه‌مندان و صاحبان قريحه طنز را به اين‌سو بكشانند! اين شهر روزگاري پايگاه تهيه و تدوين نمايشنامه‌هاي روحوضي، سياه‌بازي، عروسك‌گرداني و شادترين تئاترهاي كشور بود اما امروز حتي نامي از آنها نيست كه كودكان، نوجوانان و جوانان را به شنيدن شرح‌شان شادمان سازد يا حداقل لختي از گوشي‌هاي خود دور نمايد! شايع است پس از امارات كه بادگيرهاي يزد، كرمان و آذربايجان كه چوگان اصفهان و تركيه كه مثنوي مولوي را به قونيه برده و ديگر كشورهاي آسياي ميانه كه نان لواش و خوراكي‌هاي ايراني را به نام خودشان به ثبت ميراث جهاني رسانده‌اند. امروز نوبت پاكستان است تا با كپي آثار به‌جا مانده در فيلم‌هاي سياه‌وسفيد ۳۲ ميليمتري پرونده‌اي با عنوان ميراث ناملموس كميك براي سازمان جهاني فراهم نمايد
*روزنامه‌نگار پیشکسوت
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار