به گزارش خبرنگار ما، مردادماه امسال، زن جواني سراسيمه به اداره پليس رفت و از سارقان پرايدسوار به اتهام سرقت كيف و لوازم همراهش شكايت كرد. شاكي در توضيح ماجرا گفت: گوينده راديو هستم. ساعتي قبل از خانه بيرون آمدم و در حال عبور از خيابان، خودروي پرايدي با دوسرنشين به من نزديك شد. احتمال دادم مسافركش هستند، به همين دليل سوار خودرو شدم، اما آنها مرا به محل خلوتي بردند و با تهديد چاقو كيف و لوازمي را كه همراه داشتم، سرقت كردند.
با طرح اين شكايت، پرونده براي شناسايي سارقان در اختيار كارآگاهان قرار گرفت و در حاليكه تحقيقات در اين زمينه ادامه داشت، مأموران با شكايتهاي مشابهي روبهرو شدند. شكايت شاكيان حاكي از آن بود ، سارقان دو مرد جواني هستند كه با خودروي پرايد در خيابانهاي خلوت غرب تهران با تهديد چاقو مرتكب سرقت اموال رهگذران ميشوند.
بعد از آن، مأموران در نخستينگام از تحقيقات خود توانستند از طريق رديابي تلفن همراه يكي از مالباختگان، مرد ميانسالي را به نام اصغر شناسايي و بازداشت كنند كه در بازجويي مشخص شد مالخر لوازم سرقتي سارقان است. در ادامه مأموران با انجام تحقيقات تخصصي توانستند دو سارق به نامهاي كيوان 44 ساله و محسن 31 ساله را شناسايي و بازداشت كنند. دو سارق در بازجوييها با اعتراف به جرمشان به اتهام آدمربايي و سرقت روانه زندان شدند.
پرونده بعد از كاملشدن تحقيقات به شعبه هشتم دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد و روي ميز هيئت قضايي به رياست قاضي اصغرزاده و مستشار توكلي قرار گرفت. ابتداي جلسه بعد از قرائت كيفرخواست شاكيان بار ديگر شكايت خود را مطرح كردند.
يكي از شاكيان كه گوينده راديو بود، گفت: روز حادثه بعد از آنكه سوار خودروي سارقان شدم با چاقو مرا تهديد كردند. از ترس مقاومتي نكردم و آنها كيف و ساعت طلاي مرا به قيمت 30 ميليون تومان سرقت كردند. حالا درخواست رد مال دارم.
ديگر شاكي نيز در طرح شكايت خود گفت: سارقان بعد از آنكه متوجه شدند پولي همراه ندارم، مرا با تهديد چاقو جلوي عابربانكي بردند و حسابم را خالي كردند. كل مبلغي كه در كارتم بود 200 هزار تومان بود. سارقان وقتي حسابم را چك كردند 70 هزار تومان برداشتند و مابقي را برگرداندند. براي سارقان درخواست رد مال دارم.
سومين شاكي گفت: سارقان با تهديد جيبهايم را خالي كردند، اما 10 هزار تومان از پولم را بابت كرايه ماشين برگرداندند و رفتند. درخواست رد مال دارم.
در ادامه، متهمان در جايگاه حاضر شدند و از خود دفاع كردند. يكي از آنها گفت: اواخر سال 95 بود كه با محسن آشنا شدم. هر دو معتاد به موادمخدر بوديم. قرار شد براي پول مواد، در پوشش مسافركش از مسافران سرقت كنيم. با تهديد چاقو همه لوازم همراه و پول نقد مسافران را سرقت ميكرديم. اگر پول نقد نداشتند، آنها را مجبور ميكرديم تا از عابر پول بگيرند.
بعد از تأييد اين توضيحات از سوي ديگر متهم، هر دو سارق در آخرين دفاعشان گفتند: به خاطر مصرف شيشه و موادمخدر حالت عادي نداشتيم. از شاكيان و قضات ميخواهيم ما را ببخشند و در مجازاتمان تخفيف دهند.
در آخر متهم ديگر پرونده كه به عنوان مالخر با سارقان همكاري داشت، در دفاع از خود گفت: نميدانستم لوازمي را كه آنها براي فروش ميآورند، سرقتي است. تا اينكه از طريق رديابي خط تلفن يكي از مالباختگان دستگير شدم.
در پايان هيئت قضايي بعد از شور، هر دو متهم را به اتهام آدمربايي به 20 سال حبس و به اتهام سرقت به 15 سال حبس و شلاق، همچنين ردمال محكوم كرد. سپس مالخر را به 5/4 سال حبس و 74 ضربه شلاق محكوم كرد.