
محسن، پدر پارسا در شرح ماجرا به خبرنگار ما گفت:من صاحب همسر و دو فرزند هستم. دختري 12 ساله و پسري هشت ساله كه گم شدن او زندگيمان را دگرگون كرده است. عصر روز يكشنبه، يازدهم تيرماه همراه خانوادهام و خانواده خواهرم از سفر شمال به تهران باز ميگشتيم. بعد از تونل وانا، حوالي امامزاده هاشم جايي به نام نقشهشاه در نزديكي رودخانه براي استراحت توقف كرديم. در حال تدارك براي خوردن عصرانه بوديم كه خواهرم سراغ پارسا را گرفت. او يك دقيقه قبل كمي دورتر از جايي كه توقف كرده بوديم، مشغول بازي بود. آنجا دو خودروي ديگر كه به نظر ميرسيد مثل ما مسافر باشند، توقف كرده بودند. رودخانه اولين جايي بود كه به نظرم رسيد. به سرعت خودم را به رودخانه رساندم و تا توان داشتم پارسا را صدا زدم. همگي در وحشت اينكه پارسا به رودخانه سقوط كرده باشد، شروع به جستوجو كرديم، اما اثري از پارسا نبود.
همزمان با امدادگران هلال احمر و مأموران پاسگاه گزنك تماس گرفتيم كه امدادگران خيلي زود خودشان را به محل رساندند. غواصها و امدادگران تلاش زيادي را براي يافتن پارسا تا پاسي از شب انجام دادند، اما هيچ اثري از پسرم پيدا نكردند. صبح روز بعد همزمان با روشنشدن هوا، امدادگران دوباره شروع به جستوجو كردند. استخرهاي پرورش ماهي، كارخانههاي سنگ، روستاهاي اطراف و هر جايي را در مسير رودخانه به جستوجو ادامه داديم، اما هيچ اثري از بچهام پيدا نكرديم. پدر پارسا ادامه داد: بعد از اينكه مأموريت تيم امداد به پايان رسيد، راهي تهران شدم و عده زيادي از دوستانم را براي يافتن پارسا بسيج كردم، اما تلاشهايمان تاكنون بينتيجه بوده است. پدر پارسا گفت: امدادگران به ما اطمينان دادهاند كه محسن به داخل رودخانه سقوط كردهاست، اما من به دو خودرويي كه كنار رودخانه توقف كرده بودند، مظنون هستم، به خاطر همين عكس پارسا را هر جايي كه امكانش بود، منتشر كردهام. چند روز قبل صاحب يك ساندويچي در رباطكريم تماس گرفت و گفت كه پارسا را همراه مردي مشتري ديده است. به سرعت خودم را رساندم و چند نفر ديگر حرفهاي ساندويچي را تأييد كردند، اما نتوانستم ردي از آن مرد پيدا كنم با اين حال اميدوارم كه بتوانم نشاني از پسرم پيدا كنم.