
به گزارش خبرنگار ما، چندي قبل مأموران كلانتري 154 چيتگر در جريان سرقت اموال مرد ميوهفروش دورهگردي قرار گرفتند كه پس از خوردن آش مسموم بيهوش شده بود. بررسيها نشان داد ساعتي قبل مرد جواني براي مرد ميوهفروش كاسه آشي ميبرد و مدعي ميشود آش نذري است. مرد ميوهفروش پس از خوردن آش بيهوش ميشود و سارق يا سارقان پس از سرقت اموالش پيكر نيمهجان او را در زير پلي حوالي آزادگان رها ميكنند. همچنين مشخص شد، پيكر نيمهجان مرد ميوهفروش از سوي رانندگان عبوري به بيمارستان لقمان منتقل ميشود و پزشكان موفق به نجات وي ميشوند. مرد ميوهفروش پس از بهبودي نسبي به مأموران پليس گفت: در خيابان زيتون در غرب تهران با خودروام در حال فروختن ميوه بودم كه مردي با دو كاسه آش به من نزديك شد. او گفت: آشها نذري است و يك كاسه هم براي من گرفته است. مرد جوان با چرب زباني اعتماد مرا بدست آورد و يك كاسه آش به من داد و كاسه ديگري را هم خودش خورد.
دقايقي بعد از خوردن آش احساس كردم، سرم گيج میرود تا اينكه بيهوش شدم و بعد فهميدم، آن مرد مرا با آش نذري مسموم كرده و اموالم را سرقت كرده است. وي گفت: سارق 6 ميليون پول نقد كه قرار بود براي رهن خانهام به صاحبخانه پرداخت كنم و 2 ميليون تومان هم از كارت عابرم كه رمزش همراهش بود و همچنين ترازوی ديجيتالي و تلفن همراه و اموال قيمتي ديگرم را سرقت كرد. با طرح اين شكايت پرونده به دستور قاضي موسوي داديار، دادسراي ناحيه 34 ويژه سرقت براي شناسايي سارق يا سارقان در اختيار مأموران پليس آگاهي قرار گرفت. مأموران در نخستين گام دوربينهاي مداربسته محل حادثه را مورد بازبيني قرار دادند كه مشخص شد سارقان سه مرد جوان هستند. مأموران در بررسيهاي بعدي، تلفن همراه مرد ميوه فروش را كه در اختيار مرد معتادي به نام فرشاد بود، كشف كردند. مرد معتاد در بازجوييها مدعي شد، تلفن را از مردي به نام رضا مارمولك خريده است. پلیس در گام بعدي رضا مارمولك را بازداشت كردند.
متهم در بازجوييها جرم خود را انكاركرد و مدعي شد كه روز حادثه به خاطر ارتكاب جرمي در زندان بوده است. در حالي كه متهم با تناقضگويي قصد فريب مأموران را داشت، بررسيهاي كارآگاهان نشان داد وي روز حادثه از زندان مرخصي گرفته و بيرون بوده است. بنابراين وي مورد بازجويي فني قرار گرفت و به جرم خود با همدستي فرشاد و پرويز اعتراف كرد. وي گفت: به خاطر سرقت در زندان بودم تا اينكه روز حادثه مرخصي گرفتم و از زندان بيرون آمدم. همان روز با دوستانم تصميم گرفتيم با آش مسموم به سراغ ميوهفروشهاي دورگرد برويم و به بهانه دادن آش نذري آنها را بيهوش و اموالشان را سرقت كنيم. آن روز ابتدا به سراغ دو ميوهفروش موز رفتيم، اما آنها آش نذري را قبول نكردند تا اينكه به سراغ شاكي رفتيم و او را با چرب زباني فريب داديم.
دو متهم ديگر پس از دستگيري به جرم خود اقرار كردند. تحقيقات از متهمان به دستور قاضي موسوي ادامه دارد.