
مهدی پورصفا
روزهاي باقي مانده به پايان دولت يازدهم و آغاز دولت دوازدهم اگرچه براي روحاني به خاطر انتخاب مجدد وي به سمت رياست جمهوري در انتخابات رياست جمهوري دوره دوازدهم مانند ساير روزهاي رياست جمهوري وي باشد، اما وزراي دولت يازدهم بايد منتظر انتخاب دوباره از سوي روحاني باشند.
واقعيت اينجاست كه نحوه چينش وزرا و انتخاب هر وزير براي هر وزارتخانه ميتواند نشاندهنده برنامه و راهبرد دولت در آن حوزه اجرايي باشد. يك وزير به تنهايي ميتواند سبب آبروي دولت در يك وزارتخانه باشد يا در حوزه ديگر سبب بياعتمادي و رنج مردم يا نظام باشد. طبيعي است كه روحاني براي انتخاب وزراي خود مجبور به در نظر گرفتن مؤلفههاي گوناگوني است. روحاني بايد سهم گروههاي سياسي مختلفي را كه در پيروزي وي در يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري سهيم بودند در نظر بگيرد. ديدار چندي پيش حسن روحاني با عارف را ميتوان در همين راستا تحليل كرد. رأي فراكسيون اميد براي رأي آوري وزراي روحاني در مجلس دهم حياتي است و صدالبته طرف مقابل نيز براي رأي به گزينههاي دولت ملاحظاتي دارد.
البته روحاني براي انتخاب وزرا نميتواند تنها به گروههاي همپيمان سياسي خود تكيه كند و بايد نظر مراجع ديگر را در نظر بگيرد. از همينرو است كه اسحاق جهانگيري، معاون اول رئيسجمهور به اين نكته اشاره ميكند كه روحاني در حال مشورت با اركان نظام است.
اما در اين ميان حال و روز وزراي خود روحاني چگونه است. به نظر ميرسد كه برخي از وزرا از انتخاب خود به طور كامل اطمينان دارند و بعضي ديگر مطمئن هستند كه ديگر جايي در كابينه ندارند. در كنار اين عدهاي از وزرا هستند كه در حالت بيم و اميد قرار دارند و به نظر ميرسد براي قطعي كردن وزارت خود روي رسانه حساب ويژهاي باز كردهاند. چندي پيش خبري در فضاي مجازي منتشر شد كه حاكي از تلاش يكي از وزراي دولت در حوزه سلامت براي ساماندهي كانالهاي تلگرامي و به راهاندازي موج رسانهاي براي حمايت از وي جهت حضور دوباره در سمت وزارت در دولت دوازدهم بود. اگرچه نميتوان صحت و سقم اين خبر را به طور كامل تأييد يا رد كرد، اما با نگاهي كوتاه به رسانههاي دولتي و اصلاحطلبان و كشمكشهايي كه در آنها جريان دارد، بلافاصله اين نكته به ذهن متبادر میشود كه اين دعواهاي گسترده نشاندهنده صحت خبر فوق است. در فضاي مجازي نيز كشمكش گستردهاي براي بيان دستاوردها و موفقيتهاي وزارتخانهها و همچنين برخي سياهنماييها از عملكرد دولت در جريان است. جالب اينجاست كه اين سياهنماييها نه از طرف منتقدان دولتي از سوي كساني صورت ميگيرد كه با دولت در يك جبهه قرار دهند. جبههاي كه به نظر ميرسد در حمايت از شخصيتهاي مختلف فعال از دولت دچار شكاف و چالش شده است.
اينكه دستگاههاي مختلف فعاليتهاي و موفقيتهاي خود را در فضاي مجازي يا رسانهاي برجسته كنند، اقدامي پسنديده است. به طور قطع همه دستگاهها ميتوانند عملكرد خود در مقابل چشم مردم بگذارند. در اين ميان آنچه كه در اين رقابت مشكلدار به نظر ميرسد، تلاش براي ابقاي برخي وزرا با پروپاگانداي رسانهاي است. به طور حتم آنچه كه ميتواند مهمترين دليل براي ابقاي يك وزير در دولت باشد، عملكرد آن وزير در حوزه اجرايي مربوط است. در حقيقت انتخاب وزرا بر اساس سهمبندي حزبي يا لابيهاي پشت پرده ميتواند تنها سبب افزايش مشكلات در حوزههاي اجرايي شود، به خصوص آنكه هماكنون مردم از مشكلات فراوان معيشتي رنج ميبرند. اين تلف كردن منابع مالي و معنوي براي چنين برجستهسازيهايي تنها يك لشكركشي بيحاصل است كه اگر هم منجربه موفقيت شود، فايدهاي براي دولت و مردم نخواهد داشت. اين نكته از اين جهت بايد مورد توجه قرار بگيرد كه دولت دوازدهم در دومين دوره فعاليت خود با انتظارات فزاينده روبهرو است كه بايد به آن پاسخ دهد. از اينرو وزرايي كه با فشار رسانهاي انتخاب شوند نميتوانند كمكي به دولت براي پاسخ به انتظارات كنند.