مهدی خرامان
طرحي كه بارها در روزنامه جوان از ناكارآمدي آن به مسئولان وقت تذكر داده شده بود! اما بايد پرسيد حالا چه كسي پاسخ هزينههاي صورت گرفته از بيتالمال كه عدهاي فكر ميكنند سهمشان از سفره انقلاب است يا مهمترين سرمايه بشري، يعني وقت تلف شده جوانان هنرجوی مدرسه را ميدهد؟! طرحي بدون پشتوانه علمي كه از قبل هم شكست آن دور از انتظار نبود و به همين دليل اغلب منتقدان و اهالي سينما به بيتاثيري آن همچون «گروه هنر و تجربه» اذعان داشتهاند؛ طرحي نشئت گرفته از تفكرات يا در كلام بهتر توهمات مديران گذشته كه كنون ميراثي ناميمون از رئيس پاريسنشين سازمان سينمايي، ثمرهاش شده است، تا جريان اصلي سينماي ايران را به سوي تفكرات سينماي غرب و «حلقه فرانسوي» سوق دهد و حجتالله ايوبي دِين خود را به «حلقه فرانسوي» كه باعث مسند نشيني او در سازمان سينمايي شده، ادا كند و از سوي ديگر چند روزي نويسندگان و كارگردانهاي ورشكسته سينما از بيتالمال به خوبي ارتزاق كنند.
البته بايد منتظر ماند تا سرنوشت «گروه هنر و تجربه»مشخص شود، گروهي كه الحق ميتوان گفت كه سينماي ايران را نجات داده است!حالا بماند اكران مردمي يك فيلم(هنگامه) برابري ميكند با فروش ۵۷ فيلم از اين طرح، البته همانگونه كه گفته شد اين طرح براي دلخوشي چند كارگردان خسته يا دلشكسته در سالنهاي خالي و پر كه اولي براي حضور مردم و دومي براي توهين به مردم ايجاد شده است، البته مدير گروه سينمايي«هنر و تجربه» نگران آينده اين طرح نجاتدهنده است! و به همين دليل در هر فرصتي، حالا چه يادداشت يا مصاحبه در حال برشمردن حسنات اين طرح است، اما ايكاش فردي پاسخ اين سؤال را بدهد كه اگر طرحي اين چنين به سينماي كشور كمك ميكند، پس چرا اهالي سينما كه امرار معاششان از همين سينما است شمشير را از رو كشيدهاند و اينچنين با آن مخالفت ميكنند؟
در هر حال دولت «ركود» در اشتباهات فرهنگي «ركورد» زده است زيرا بيشتر مسائل فرهنگي را به شانس و اقبال گره زده تا اگر بعد از مدتي مانند طرحهايي همچون «مدرسه ملي سينماي ايران» و «گروه هنر و تجربه» با شكست مواجه شود، انحلال آن بر دوش مدير بعدي قرار بگيرد تا مانند محمد مهدي حيدريان ابتدا خبر از بررسي طرح و تغييرات آن دهد و در نشست خبري خود اينگونه بگويد: «مدرسه ملي سينما جزو اولين مكانهايي بود كه به آنجا سر زدم و اتفاقاً اولين جايي بود كه برنامه آتي آن مشخص شد. در بازديدي كه داشتيم به دليل اعلام سياستهايمان برنامه اين مكان و سهم مدرسه ملي سينما مشخص شد. به همين منظور يك كميته تخصصي براي اين امر اختصاص داديم، اين مدرسه تغييراتي نسبت به فعاليتهاي گذشته خود خواهد داشت اما به كار خود با يك سمت و سوي مرتبط با سازمان سينمايي ادامه ميدهد، به طور كلي از نظر ما در سازمان سينمايي بخش مستقل غيرمرتبط چيز اضافهاي است. بخشهاي سازمان سينمايي بايد به همين سمت برود و برنامههاي آنها با هم يك پيوستگي و همافزايي داشته باشند كه مدرسه ملي سينما هم يكي از آنها است.» و در نهايت كه آبها از آسياب افتاد اهالي سينما با خبري اينچنيني؛ «سازمان سينمايي تصميم به كاهش شديد بودجه و محدود كردن دامنه فعاليتهاي مدرسه ملي گرفت» روبه رو شوند، اما مشكل، منحل كردن طرحهاي صد من يك غاز نيست، بلكه فرار مديران تصميمگيرنده است، تا باعث بياعتمادي مردم به مسئولان فرهنگي شود.