
نیره ساری
به گفته مسئولان و مطابق با آخرين آمارها سالانه حدود هزار و ۴۰۰ كودك از سوي سازمان بهزيستي كشور به خانوادهها سپرده ميشوند تا زندگي جديدي را به سرپرستي والدين خود آغاز كنند و با توجه به تسهيل قوانين فرزندخواندگي، متقاضيان قبول سرپرستي هر روز بيشتر از قبل ميشوند تا جايي كه حتي شرايط جديد واگذاري سرپرستي كودكان بيسرپرست با استقبال نسبتاً خوبي هم مواجه شد، اما بهرغم تسهيل قوانين فرزند خواندگي مشكلات ديگري نيز وجود دارد كه لازمه آن تصويب قوانين به روزتر و به دنبال تغيير فرهنگ قبول فرزندخواندگي ميان خانوادهها است تا تمامي كودكان محروم از رشد و پرورش در خانواده، مورد استقبال و پذيرش از سوي افراد قرار گيرند.
ماجراي فرزندخواندگي هميشه از دلمشغوليهاي ساعات تنهايي كودكان پرورشگاهها است كه آنها با تمام وجود مهر و محبت نديده و احساس نكرده خود را در آغوش پر مهر زن و مرد غريبهاي جستوجو ميكنند كه شايد روزي پدر و مادر آنها شوند. خيلي از آنها آرزو به دل ميمانند و هستند كساني كه سالها منتظر ميشوند تا شايد نوبتشان بشود، شرايط جور شود يا اتفاق جديدي رخ دهد تا شايد بتوانند به عنوان فرزندخوانده به سرپرستي گرفته شوند و بالاخره آغوش گرم خانواده را بچشند.
تغييراتي با هدف سهلتر كردن قبول فرزندخواندگي
سختي قبول فرزند خواندگي بر اساس قوانين مصوب 30 سال پيش بعد از نقدهاي بسيار بالاخره به لايحه تبديل شد و با بررسيهاي نمايندگان مجلس سعي شد تا بالاخره روند سهلتري در اين زمينه در پيش گرفته شود. به طور مثال در گذشته چنانچه خانوادهاي متقاضي سرپرستي كودكي بود به دادگاه مراجعه ميكرد و سپس به بهزيستي ارجاع داده ميشدند، اما در حال حاضر متقاضيان سرپرستي بايد ابتدا به بهزيستي مراجعه ميكرد و بعد از تأييد بهزيستي به دادگاه صالح براي تأييد صلاحيتهاي قانوني چون عدم سوءسابقه، مسائل هويتي، اسناد ازدواج و امور پزشكي قانوني مراجعه كنند. قوانين ساده و سهل موجب شد تا با افزايش متقاضيان قبول فرزندخواندگي تقريباً 50 درصد كودكان تحت پوشش سازمان بهزيستي به فرزندخواندگي قبول شوند.
با اين حال همچنان خلأهايي وجود دارد كه قبول سرپرستي اين كودكان را با چالشهايي مواجه ميكند. چنانچه در حال حاضر يكي از مشكلات جدي كه در مسير فرزندخواندگي وجود دارد، استقبال قابلتوجه خانوادهها از نوزادان و عدم علاقه آنها به پذيرش كودكان با سنين بالاتر است.
يكي ديگر از مشكلات قوانين جديدالتصويب اين است كه سپردن فرزند به دختران مجرد تا بخش زيادي مانع ازدواج آنها خواهد شد. نتايج اين پروسه بدين معني است كه يك كودك اگر تا سن دو سالگي شانس حضور در يك خانواده را پيدا كند، از مراكز سازمان بهزيستي خارج ميشود، اما اگر اين اتفاق محقق نشود، كمتر خانوادهاي از پذيرش او استقبال ميكند.
موضوع قابل اهميتي كه به يك چالش براي كودكان بيسرپرست تبديل شده است؛ چراكه كودكان همه به يك اندازه حق زندگي در ميان خانواده را دارند، اما به دليل خلأ قانوني در اين زمينه، شانس و قسمت حرف اول را در اين زمينه ميزند.
تمايل متقاضيان به قبول فرزند دختر نسبت به پسر
حمد نفريه، مدير كل دفتر امور كودكان و نوجوانان بهزيستي كشور در اين رابطه ميگويد: بايد ديدگاهها نسبت به فرزند خواندگي تغيير پيدا كند. در حال حاضر ديده ميشود كه كودكان با سنين بالا كمتر مورد استقبال خانوادهها براي پذيرش سرپرستي هستند و تغيير شرايط نياز به فرهنگسازي دارد.
وي ميافزايد: انتخاب فرزند به اختيار خود خانوادهها است و همين موضوع نيز سبب شده كه كودكان دختر به نسبت پسران متقاضيان بيشتري داشته باشند و برخي حتي كودكان معلول را نيز به فرزندخواندگي پذيرفتهاند. علاوه بر اين، طبق گفتههاي قبلي مسئولان سازمان بهزيستي استقبال خانوادهها براي سرپرستي موقت كودكان بد سرپرست بسيار اندك است؛ چراكه خانوادهها نميتوانند سرپرستي دائم كودكان بد سرپرست را بپذيرند، استقبال آنها از سرپرستي به صورت «امين موقت» بسيار اندك است.
كمااينكه بيشتر خانوادههايي كه براي فرزندخواندگي اعلام آمادگي ميكنند، خواستار برعهده گرفتن سرپرستي دختران زير دو سال هستند و اين كودكان در رأس فرزندخواندگيهاي سازمان بهزيستي كشور قرار دارند. اين اظهارات در حالي است كه با توجه به شرايط و وضع موجود در زمينه آسيبهاي اجتماعي، آمار كودكان و نوجوانان بد سرپرست حتي نسبت به بيسرپرست رو به افزايش ميرود و بسياري از آنها عمدتاً در سنين بالاتر به مراكز نگهداري سپرده ميشوند كه همين امر روند افزايش اين كودكان در سنين بالاي دو سال را بيشتر خواهد كرد. شايد بهتر باشد در سهلتر كردن قوانين، شرايطي را فراهم كرد تا تمايل متقاضيان به سمت قبول سرپرستي كودكان بالاي دو سال و حتي پسر افزايش پيدا كند، چنانچه اكنون نيز افرادي كه متقاضي سرپرستي كودكان كمتر از يك سال هستند بايد مدت زمان زيادي پشت نوبت بمانند، در حالي كه براي كودكان بزرگتر اين مسئله وجود ندارد. شايد لازم باشد قوانين و مواردي از اين دست بيشتر مورد توجه قرار گيرد تا سايه واژه شانس در اين زمينه از بين برود.