نیره ساری
متهم انگاشتن دولت قبل، از جمله مواردي بود كه در دولت يازدهم دنبال شد، اما برخي از اين اتهامتراشيها فارغ از نيت خير و شر آن، دامن خود دولتيها را گرفت. ماجراي 3 هزار بورسيه يكي از همان جنجالسازيهايي بود كه تنها نتيجه آن سلب آبرو از عدهاي نخبه و بازي با خانوادههاي آنها بود.
از آنجا كه وزارت علوم به عنوان پايه اصلي اين اتهامزني خود را عقب كشيد و در صدد رفع مظلمه ايجاد كرده بر نيامد، آثار و نتايج اين اتهامزني ادامه يافت تا جايي كه بياخلاقيهاي موجود، خانوادههاي دانشجويان متضرر از اين ماجرا را نيز درگير ساخته و همچنان اين دولت، مجلس و قوهقضائيه است كه به عنوان اضلاع مهم پيگيري اين ماجرا در سكوت و تعلل به سر ميبرند.
اين پرونده با افت و خيزهاي جنجالي با طي مسيري از وزارت علوم، ديوان محاسبات، مجلس، شوراي عالي انقلاب فرهنگي، اكنون در قوه قضائيه همچنان باز است و به يكي از دغدغههاي مهم جمعي از جمعيت دانشگاهي و خانوادههايشان تبديل شده است.
تعلل در اين ماجرا به گونهاي است كه هر چند وقت يكبار سخنان رهبر معظم انقلاب درباره ظلم صورت گرفته در حق اين دانشجويان و سلب آبرو از آنها باعث ميشود تا در يك بازي سياسي از سوي سازمانهاي مسئول چندين كميته صوري و نشست به اصطلاح تخصصي برگزار و تأكيد بر بسته و حل شدن ماجراي بورسيهها شود، اما در نهايت اين مشكلات است كه طبق گفته مسئولان سازمان امور دانشجويان سر راه دانشجويان قرار دارد و همچنان پروندههايي كه هنوز در محاكم قضايي بالا و پايين ميشود.
رهبر معظم انقلاب اسلامي چند روز پيش نيز مجدداً در ديدار رئيس و مسئولان قوه قضائيه و رؤساي كل دادگستريهاي سراسر كشور تأكيد كردند: «در موضوع بورسيهها، موضوع به درستي پيگيري نشد و آن كاري كه بايد انجام ميشد، محقق نگرديد.»
اين سخن نيز برخاسته از آن است كه به رغم تأكيد مسئولان مبني بر حل مشكل همه دانشجويان بورسيه، اما همچنان دانشجويان بورسيه از پيگيري نشدن مشكلات دانشجويان بورسيه خبر ميدهند و نسبت به ابهام درباره سرنوشت شغلي و استخدامي خود گلايهمند هستند و اعتقاد دارند بسياري از مشكلات به قوت خود باقي مانده است.
نمونه بارز و گواه اثبات كذب بودن ادعاهاي موجود در زمينه حل مشكلات دانشجويان بورسيه وقتي بود كه دانشجوي مظلوم بورسيه دانشگاه كاشان و اهل يكي از مناطق دور افتاده و محروم استان ايلام، در تير ماه 1395 اقدام به خودكشي كرد و بنا بر آنچه در رسانهها منتشر شد از هفت علت به دست آمده براي خودكشي اين دانشجو، پنج مورد ناشي از ماجراي بورسيهها بود.
از جمله علتهاي به دست آمده از خودكشي اين دانشجو فشار رواني ناشي از طرح موضوع بورسيهها در فضاي مجازي، فشار رواني ناشي از عدم جايابي به موقع، فشار روحي و رواني ناشي از قطع مقرري دانشجو، عدم پرداخت هزينههاي رساله دكتري دانشجو به طور كامل و به موقع و فشار رواني ناشي از لغو بورس در ابتداي كار مطرح شد. تكتك مواردي كه زنگ خطر جدي بر تكرار اين تلخيها از سوي ساير دانشجويان بورسيه بود.
بنا بر اظهارات بسياري از اين دانشجويان، برخي از آنها به رغم حكم جايابي همچنان با عدم جايابي مواجه هستند و روز به روز بر تعداد آنها افزوده ميشود، تعداد بسيار زيادي از اين دانشجويان بورسيه هم از اساس فاقد جايابي هستند كه در چهار سال گذشته با همان شيوه قلدرانه و ظالمانه وزارت زير نظر آقاي فرهادي از انجام جايابي بازماندهاند و وزارت علوم از جايابي آنان طفره ميرود. همچنين شهريه تعداد زيادي از دانشجويان بورسيه نيز همچنان به حساب دانشگاهها واريز نشده است و تعداد ديگري نيز به صورت ظالمانه ممنوعالتحصيل شدند كه هيچ دادگاه صالحهاي پرونده اين دانشجويان را بررسي و صحت ادعاي وزارت علوم را نيز تأييد نكرده است!
همين تعللها، گلايهمنديها و گوشزدهاي چند باره رهبر معظم انقلاب است كه باعث ميشود فرضيه فقدان عزم وزارت علوم براي ختم اقدامات ظالمانه عليه دانشجويان بيپناه بورسيه جديتر شود؛ وزارتخانهاي كه هر روز دست به ارائه آمار جديدي براي بازگشت نخبگان به كشور و سير صعودي درجه علمي و پژوهشي دانشگاههاي برتر كشور ميزند، اما در عمل آنچه ديده ميشود، بياخلاقي و سلب مسئوليت از ماجراي ساده بورسيهها است كه حتي براي جبران مافات هم اقدامي جهت حفظ روحيه علمي كشور و نخبگان دانشگاهي انجام نميهد.