
به گزارش خبرنگار ما، صبح ديروز ملوان اوكرايني كه متهم است 28 دي ماه سال قبل مطابق با هفدهم ژانويه سال 2017 روي عرشه كشتي « آرزو » در آبهاي كشور چين در درگيري محمدحسين بحراني را كه افسر دوم ملوان كشتي بود، به قتل رساندهبود، به دادسراي امور جنايي تهران منتقل شد و مورد بازجويي قرار گرفت.
در جلسه بازجويي وكيل متهم و وكيل خانواده شاكي همراه يكي از بستگان ملوان ايراني و نماينده سفارت كشور اوكراين حضور داشتند.
متهم پس از تفهيم اتهام از سوي قاضي ايلخاني، بازپرس شعبه هشتم دادسراي امور جنايي به قتل عمد ملوان ايراني، اتهام قتل را قبول نكرد و در شرح ماجرا گفت: من به عنوان افسر اول كشتي مسئوليت ايمني كشتي، بارگيري و تخليه محموله، تعمير و نگهداري كشتي و ارسال گزارش به شركت را به عهده داشتم.
13 سال است كه روي كشتيهاي مختلف به عنوان ملوان فعاليت ميكنم و در اين مدت تجربه زيادي دارم. سه ماه قبل از حادثه با كشتي آرزو شروع به همكاري كردم و با ملوان ايراني آشنا شدم. وي ادامه داد: چند روز قبل از حادثه، كشتي آرزو از چين بارگيري كرد و به طرف آبهاي ايران حركت كرديم. روز حادثه ساعت 8 و 30 دقيقه در 30 مايلي آبهاي شرقي چين بوديم و من به عنوان افسر اول كشتي جلوي در يكي از اتاقكهاي كشتي در حال نظارت بودم كه ديدم ملوان ايراني پست خود را ترك كرده است. وقتي به من رسيد، از او سؤال كردم چرا پست خود را ترك كرده است. او ابتدا فقط مرا نگاه كرد و بعد از ثانيههايي گفت كه براي رفتن به سرويس بهداشتي پستش را ترك كرده است كه به او اعتراض و گوشزد كردم كه طبق قوانين كشتي تمام كارهاي ضروري مانند آب و غذا خوردن و دستشويي رفتن را بايد قبل از شيفتكاريات انجام ميدادي و الان نبايد به اين بهانه كارت را ترك كني. ملوان وقتي با عكسالعمل من روبهرو شد، با ناراحتي به من فحاشي كرد و همين موضوع باعث مشاجره لفظي ما شد. سپس به او گفتم بعد از انجام كار ضرورياش به محل پستش برود كه محمدحسين ناگهان با دست راست مشتي به طرف من زد، اما چون فاصله ما زياد بود، جا خالي دادم و مشتش به من برخورد نكرد . پس از اين محمد حسين به سرعت حركت كرد تا اينكه به لبه عرشه كشتي رسيد.
از آنجايي كه فاصله من با او حدود هفت متري بود، متوجه نشدم چطور به داخل آب سقوط كرد، اما احتمال ميدهم پايش لغزيد و به دريا افتاد.
وقتي با اين صحنه روبهرو شدم، خيلي شوكه شدم و بلافاصله بيسيم را برداشتم و موضوع را به مسئولان كشتي اطلاع دادم. من فرياد زدم ملوان به داخل آب سقوط كرد و به افسر پل فرماندهي زنگ زدم و موضوع را اطلاع دادم و بعد هم با اتاق كاپيتان تماس گرفتم و اعلام كردم ملوان ايراني به داخل آب سقوط كرده است و كاپيتان هم دستور داد موتورهاي كشتي را خاموش كنند.
در ادامه من يك حلقه نجات و دو نفر از پرسنل هم دو حلقه ديگر به داخل آب انداختيم و روي نردهها رفتم تا ديد بهتري داشته باشم، اما اثري از ملوان ايراني نبود.
ما سه روز كشتي را در محل حادثه متوقف كرديم و براي كشف جسد ملوان ايراني به جستوجو پرداختيم و حتي از كشور چين هم درخواست كمك كرديم و از شانگهاي چين هم هليكوپتري براي جستوجو به كمك ما آمد، اما هر چقدر جستوجو كرديم فايدهاي نداشت و در نهايت به طرف آبهاي ايران به راه افتاديم تا اينكه بعد از 13 روز به بندرعباس رسيديم. در بندرعباس مسئولان كشتي از من خواستند به هتل بروم، اما سه روز بعد مأموران پليس مرا در هتل به اتهام قتل ملوان ايراني دستگير كردند.
وي در پاسخ به سؤالي كه يكي از افسران كشتي در تحقيقات گفته است حلقههاي نجات داخل كشتي بوده و اصلاً به داخل آب نيفتاده است، گفت: من خودم يك حلقه نجات انداختم و احتمال ميدهم او اشتباه ميكند. من بيگناه هستم و اصلاً در سقوط ملوان ايراني هيچ دخالتي نداشتم.
ملوان اوكرايني در سؤال ديگري كه چرا وقتي او به داخل آب سقوط كرد، براي نجاتش به داخل آب نرفتي گفت: من آن لحظه ترسيدم و فقط پس از اعلام از طريق بيسيم خودم را به سرعت به اتاق كاپيتان رساندم و موضوع را گفتم و او هم دستور داد موتورهاي كشتي خاموش شوند. من تمام سعي و تلاش خودم را كردم و حتي از كشتي چيني كه در آن نزديكي بود، درخواست كمك كرديم.
وي در پايان گفت: من متأهل بودم، اما همسرم از من طلاق گرفت و الان هم پنج ماه است در زندانم و از درس و دانشگاه و كار افتادم.
در پايان جلسه اوليايدم براي متهم درخواست قصاص دادند و نماينده كشتي آرزو هم گفت: اگر موضوع فوت ملوان ايراني حادثه باشد، شركت ديه او را پرداخت ميكند.
متهم در ادامه به دستور قاضي ايلخاني با قرار بازداشت موقت راهي زندان شد. همچنين براي جلسات بعدي افسر و كاپيتان كشتي به دادسرا احضار شدند تا زواياي پنهان فوت ملوان ايراني بر ملا شود.