کد خبر: 860442
تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
گفت‌و‌گوی «جوان» با علیرضا رضاداد، دبیر جشنواره فیلم کودک و نوجوان:
برگزاري هدفمند، برنامه‌ريزي شده و هوشمندانه جشنواره كودك مي‌تواند به آشتي دادن بچه‌ها با سينما ياري‌رسان باشد.
   جواد  محرمی
جشنواره فيلم كودك و نوجوان اصفهان روزهاي پاياني خود را مي‌گذراند، در حالي كه سينماي ايران نزديك دو دهه است كه تقريباً رده سني كودك و نوجوان را به عنوان مخاطب از سينما محروم كرده و تنها بزرگسالان را به رسميت مي‌شناسد. برگزاري هدفمند، برنامه‌ريزي شده و هوشمندانه جشنواره كودك مي‌تواند به آشتي دادن بچه‌ها با سينما ياري‌رسان باشد. «جوان» در گفت‌و‌گو با عليرضا رضاداد، دبير سي‌امين دوره اين جشنواره به بررسي تنگناها و موانع رشد سينماي كودك پرداخته است.
         
در همه جاي دنيا جشنواره‌هاي فيلم با نام شهرها شناخته مي‌شوند و اغلب مردم ميزبان اصلي هستند و مشاركت جدي در برگزاري جشنواره‌ها دارند و در مدت برگزاري حداقل به لحاظ ذهني درگير هستند ولي در اصفهان اين حالت زياد ملموس نيست. به نظر مي‌رسد مردم در حاشيه هستند و عده‌اي از تهران آمدند و در شهر آنها جشنواره برگزار مي‌كنند. اين مسئله از بي‌رغبتي مسئولان اصفهاني ناشي مي‌شود يا موضوع چيز ديگري است؟
به نظر من مردم اصفهان ميزبانند و ميزبانان خوبي هم هستند. منتها شايد وظيفه اطلاع‌رساني كه نهادهاي شهري مثل شهرداري بر عهده دارند خيلي خوب انجام نمي‌شود يا با مقداري تأخير انجام مي‌شود. اين دوره با چند روز فاصله پس از ماه رمضان در حال برگزاري است. از عيد فطر تا الان فرصت كافي براي تبليغات وجود نداشته، من در حدود 20 سالي كه در جريان برگزاري جشنواره بوده‌ام و چند دوره را هم خودم برگزار كرده‌ام، فكر مي‌كنم كه اصفهاني‌ها به شدت به جشنواره علاقه‌مندند ولي اين ما هستيم كه وظيفه اطلاع‌رساني را بايد به نحو احسن انجام بدهيم. البته استقبال مردم از جشنواره خوب بوده، ما در روز اول ضريب اشغال صندلي‌ها در سالن‌هايمان توسط مردم حدود 65 تا 70 درصد بوده است و در روز دوم به 80 درصد رسيده است. يعني حتي به نسبت جشنواره فجر هم ما در اين دو روز ضريب بالاتري را مشاهده مي‌كنيم. اين نشان مي‌دهد كه مردم اصفهان از جشنواره استقبال كرده‌اند. تقريباً تمام فيلم‌هاي ايراني ما با دو يا سه سئانس فوق‌العاده به نمايش درآمده‌اند.
 به نظر مي‌آيد كه مشكل سينماي كودك ما ارتباط مستقيمي با مشكل سينماي ايران دارد و از اين دايره بيرون نيست. سينماي مخاطب خاص و به اصطلاح هنري از ميان قشر بزرگسال آن هم قشري محدود داراي ارزش محسوب مي‌شود و اين جنس از سينما از سوي دولت به طور جدي حمايت مي‌شود اما سينما هنري عامه‌پسند است و سرگرمي در آن حرف اول را مي‌زند. در دهه 60 بچه‌ها در سينماي ايران جولان مي‌دادند ولي گويي كه از مقطعي بچه‌ها را از سينما اخراج كردند و صرفاً بزرگسالان و دغدغه‌هاي آنها موضوع و مسئله سينما شدند. فكر نمي‌كنيد گرايش مديران سينمايي در دولت يازدهم به سينماي مخاطب خاص باعث شده سينماي كودك ايران دچار ركود شود؟
من درباره بخشي از حرف‌هاي شما موافق نيستم. معتقدم مديريت سينماي فعلي در جست‌وجوي گسترده كردن سطح ارتباط سينما با مخاطب است و به اين معتقد است. ما معتقديم اگر مي‌خواهيم سينماي ما حفظ شود بايد همه اقشار جامعه سهم خود را در سبد توليدات سالانه سينماي ايران پيدا كنند. من هميشه گفتم جامعه مثل ظروف مرتبطه است، اقشار مختلف به روي يكديگر تاثيرگذار هستند، رفتارهاي عامه مردم و اقشار خاص روي هم بي‌تأثير نيست، در سينما هم همين اتفاق مي‌افتد. سينمايي كه مي‌تواند ارتباط وسيع با مردم پيدا كند اگر از يك قابليت‌هايي پيروي كند با استقبال مواجه مي‌شود. ما دهه 80 فيلم مريم مقدس داريم، الان هم فروشنده را داريم كه هر دو با استقبال مردم مواجه مي‌شوند.
بله موافقم ولي اين فيلم‌ها بخش كوچكي از سينماي ايران را به خود اختصاص مي‌دهند، واقعيت اين است كه سينماي ايران صنعتي نشده است، همين الان در نشست‌هاي خبري مدام فيلمسازان عنوان مي‌كنند كه دولت بايد از ما حمايت كند و كمتر كسي از اينكه لزوما فيلمش بايد در گيشه فروش كند، صحبت مي‌كند.
سينماي ما يك تربيتي از دهه 60 پيدا كرده كه رها شدن از آن به زمان بيشتري نياز دارد. برخي سينماگران ما همچنان با تفكر سينماي حمايتي فيلم مي‌سازند و اين قاعده در ذهنشان ته‌نشين شده، ولي سينما در حال متحول شدن است و فيلم‌ها بايد چشم به گيشه داشته باشند. خانم برومند و آقاي طالبي «شهر موش‌هاي دو» را بدون حمايت فارابي ساختند و فيلم هم فروش قابل ملاحظه‌اي داشت.
فارابي مكانيسمي براي تشويق يا تنبيه فيلمسازان تعريف نكرده كه آنها را ترغيب به توليد آثاري كند كه در گيشه به اصطلاح گليم خود را از آب بيرون بكشند؟
برنامه‌اي كه دولت دارد اين است كه حمايتش را به مرور از فيلم‌هاي كم‌مخاطب كاهش دهد. ما قصد داريم حمايت را از توليد به سمت پخش و اكران انتقال دهيم، يعني شرايط اكران را به طور عادلانه ايجاد كنيم تا فيلم‌هايي كه ظرفيت ارتباط برقرار كردن با مخاطب انبوه را دارند به طور خودكار در چرخه سينما باشند. آمار وام‌هاي فارابي را كه ملاحظه كنيد، اين تغيير مسير تقريباً محسوس است. اين اگر تبديل به يك روال شود سينما به سمت صنعتي شدن مي‌رود. نكته ديگر اينكه بزرگسالان در ايران صدايشان پژواك دارد ولي بچه‌ها صدايشان در جامعه خيلي پايين است. اين مطالبه در سينماي كودك وجود ندارد. اهميت سينماي كودك و نوجوان حتي براي متوليان امور كودك چه در سطح نهادها و دستگاه‌هاي دولتي و چه در سطح ان جي او‌هايي كه در اين زمينه فعاليت مي‌كنند هنوز جا نيفتاده است. تمام سالن‌هاي ما را فيلم‌هاي بزرگسال اشغال مي‌كنند، چون ما با محدوديت سالن هم مواجه هستيم. طي دو سال و نيم گذشته 27 فيلم كودك ساخته شده است اما چون فضاي عمومي سينماي كشور كاملاً تحت تأثير سينماي بزرگسال است، زمينه اكران خوبي برايشان فراهم نشده است، رسانه‌ها هم به اين سينما نمي‌پردازند.
به نظرم مشكل اصلي تبليغات نيست چون در صنعت سينما نظام عرضه و تقاضا حكمفرماست، چرا شهر موش‌ها مي‌فروشد و ركوردهاي فروش را هم جابه جا مي‌كند، سينمادار اگر حس كند فيلم ظرفيت فروش دارد حتماً استقبال مي‌كند.
همين حالا به نظر من حدود ده تا از فيلم‌هايي كه در جشنواره حضور دارند اگر حمايت شوند ظرفيت موفقيت در گيشه را دارند.
به چه شكلي بايد حمايت شوند؟
مثلاً آموزش و پرورش و دستگاه‌هايي از اين دست پاي كار بيايند.
بله اين خوب است كه آموزش و پرورش ورود كند اما نه به اين شكل كه نگاه به آن براي پر كردن سالن باشد.
همينطور است، ببينيد منظور من هم حمايت‌هاي اتوبوسي نيست؛ مشكل ما اين است كه صداي بچه‌ها در سينماي ايران خاموش است، آنها متولي لازم دارند؛ مديراني كه سينما را جدي بگيرند. يك زماني دست دولت باز بود اما الان با واگذاري امور اكران و پخش به صنوف ديگر كسي سينماي كودك را نمايند‌گي نمي‌كند. يعني سينماگران هم حواسشان به بچه‌ها نيست، آنها دغدغه‌هاي خودشان را دارند. مخاطب كودك را جدي نمي‌گيرند، البته اين انتظار هم هست كه فيلم خوب توليد شود اما در بخش اكران بايد بچه‌ها در اولويت باشند. در سينماي ايران در حال حاضر به بچه‌ها بيش از 10 فيلم سهم نمي‌رسد اما معتقدم اگر سالانه پنج فيلم در اكران حمايت شود، سينماي كودك مي‌تواند نگاه‌ها را به خود جلب كند. اتفاقا شوراي سياستگذاري به دنبال اين بودند كه بچه‌ها در شوراي صنفي نمايش نماينده داشته باشند اما هنوز به نتيجه نرسيده‌اند. سازوكار اكران بايد به نفع بچه‌ها شكل بگيرد.
شما از دوران چهار ساله‌اي سخن گفتيد كه مي‌تواند براي سينماي ايران دوره‌اي طلايي محسوب شود. فرصتي كه به گفته شما به شرايط سياسي كشور ربط دارد، فكر نمي‌كنيد فرهنگ و هنر در جامعه ما از همين نگاه رنج مي‌برد، اين نگراني وجود دارد كه مثلاً دولتي روي كار بيايد و سياست‌ها را تغيير بدهد ولي اگر رويكردها و نقشه راه درست طراحي شده باشد اين نگراني زياد اعتبار ندارد، عرضم اين است كه نگاه‌ها قدري جناحي به نظر مي‌رسد.
من كه شخصاً به آدمي فراجناحي شهرت دارم، ببينيد ما دوره‌اي را پشت سر گذاشتيم كه انتخابات شوراها با رياست جمهوري همزمان انجام شد. پيش از اين دو انتخابات با دو سال فاصله انجام مي‌شد دولتي مي‌آمد و با شوراي شهري مواجه بود كه شايد سليقه‌هاي متفاوتي داشتند و بالعكس. تغيير قانون انتخابات اين امكان را ايجاد كرده كه شورا و دولت فارغ از گرايشات سياسي بدانند كه قرار است چهار سال به طور موازي كار كنند حتي اگر ناهماهنگ هم باشند، بدانند كه چهارسال با هم هستند نه صرفاً دوسال. در اين چهار سال مي‌توان كارهايي انجام داد. الان ما تفاهمي داريم با اصفهان كه اين شهر به عنوان مركز سينماي كودك شناخته شود. شهردار و شوراي شهر به اين تفاهمنامه متعهد شده‌اند و ما مي‌دانيم كه چهار سال مي‌توانيم با اين آدم‌ها كار كنيم. دولت هم به اين تفاهمنامه متعهد است. يك برنامه چهار ساله را مي‌توان در سطح كشور داشت و به نظرم اين يك فرصت طلايي مي‌تواند باشد.
الان در سينماي امريكا يكي، دو دهه است كه مخاطب اصلي سينما را از بزرگسال به سمت سنين پايين‌تر هدايت مي‌كنند. يعني خيلي از بلاك باسترها را انيميشن‌ها تشكيل مي‌دهند. اين نشان مي‌دهد كه آنها دارند روي سنين كودك و نوجوان در سينما برنامه‌ريزي مي‌كنند.
سينماي كودك يك مزيت بزرگ دارد، سينماي كودك يعني سه بليت، بچه‌ها دست بزرگسال‌ها را مي‌گيرند و به سينما مي‌برند. در ايران متأسفانه به اين موضوع توجهی نمي‌شود. همه فرياد ما اين است كه صرفه اقتصادي سينماي كودك اگر درست اتفاق بيفتد بسيار بيشتر از سينماي بزرگسال است. همه سعي ما اين است كه توجه سينماگران را به اين مسئله جلب کنیم. اكثر افرادي كه در سينماي ايران بن مايه‌هاي اقتصادي خوبي برايشان فراهم شده از طريق سينماي كودك به اين رشد رسيده‌اند.
بنابراين اگر نظر شما به عنوان يك مدير و مشاور ارشد سازمان سينمايي اين است، انتظار مي‌رود توجه‌ها هم در اين سازمان بيشتر به سمت سينماي كودك معطوف شود.
بله، ما بايد زنگ سينما را در مدارس احيا كنيم.
اين به شرطي است كه ابتدا خوراك سالم و لازم براي بچه‌ها مهيا شود.
 همينطور است، فرصت‌هاي تبليغاتي در همه دنيا براي كودك و نوجوان رايگان است و بايد در ايران هم اين اتفاق بيفتد. توجه يعني از محصولات كودك ماليات نگيرند. رسانه‌هاي ما پاي كار بيايند. ما بايد پخش تخصصي كودك و نوجوان داشته باشيم، فضاها و محيط‌هاي مناسب بايد پيدا شوند. مثل الگوي پايدار كانون پرورش فكري، در آنجا سال‌هاست كه سيستم و زنجيره‌اي متفاوت با زنجيره اصلي وجود دارد.
اينها حرف‌هاي خوبي است اما چگونه قرار است عملياتي شود؟
اين دوره طلايي كه از آن حرف زدم يعني همين كه اين ايده‌ها عملياتي بشوند، كار دولت فقط تزريق پول نباشد. ما كمپاني‌هاي توليد و نمايش و اكران نداريم، ما سازمان پخش تخصصي كودك لازم داريم، دارم از يك الگو براي صنعتي شدن سينما حرف مي‌زنم. تلاش براي كاهش فيلم‌هاي شخصي كه به نام فيلم‌هاي كودك ساخته مي‌شود در دستور كار است، فيلم‌هايي كه سرمايه‌ها و بودجه‌ها را به خود اختصاص مي‌دهند ولي خيلي مخاطب را جذب نمي‌كنند. فيلم كودك سازمان، كارشناسي، پخش و اكران تخصصي لازم دارد. البته اشتباه نشود منظورم اين نيست كه ساختار دولت بزرگ‌تر شود.
فكر مي‌كنيد آقاي حيدريان به اين مسائل اعتقاد دارند؟ همين الان به نظر مي‌رسد جشنواره كودك مانند جشنواره فجر در سطح ملي برگزار نمي‌شود، رسانه‌ها آنطور كه بايد درگير نيستند. گويي كه در حاشيه قرار دارد.
بله، رياست سازمان از روز اولي كه آمدند روي سينماي كودك تأكيد داشتند، ببينيد امسال تغييرات خوبي داشتيم. اولين سالي است كه مخاطب اتوبوسي نداريم، ما الان داريم لذت مي‌بريم كه سالن‌هايمان پر است حتي بيشتر از سابق و اين مخاطب بليت مي‌خرد و با شماره صندلي توي سالن مي‌رود. سابق بر اين بچه‌ها را به شكل سازماندهي شده مي‌آوردند، مثلاً براي فيلمي كه ربط درستي هم به رده سني آنها نداشت. آداب سينما رفتن را اين بچه اصلاً ياد نمي‌گيرد. توي صف ايستادن و بليت خريدن را تجربه نمي‌كنند. اينكه كودك با والدين به سينما برود متفاوت است با اينكه با افراد ديگر برود. با والدين سينما رفتن خيلي براي بچه‌ها لذت بخش‌تر است. ما در پي الگوي انتخاب ارادي در سينماي كودك هستيم، در جشنواره فجر مخاطب اتوبوسي هيچ وقت نداشته‌ايم. مردم براي فيلم ديدن بايد هزينه كنند. سينما رايگان نيست، توليد فيلم پرهزينه است. ما بايد اين موضوع را به مردم آموزش بدهيم. اين يك فرهنگ‌سازي لازم دارد. وظيفه دولت نه توليد و نه نمايش فيلم است، وظيفه دولت بسترسازي است.
در حوزه انيميشن ما شاهد پيشرفـت‌هـاي چشمگيـري در سال‌هاي اخير بوده‌ايم، استعدادهاي زيادي در اين زمينه عرض اندام كرده‌اند، چقدر نگاه به انيميشن براي شما جدي است؟
دوسال پيش ما سعي كرديم دو فيلم شاهزاده روم و مبارك در جشنواره فجر حاضر باشند. در بخش غيررقابتي شركت داده شدند و تقدير هم شدند. اين ظرفيت در ايران وجود دارد. ما 7 هزار سال تمدن داريم، كهن الگوهاي داستاني بيشماري داريم كه بچه‌هاي ما اصلاً خبر ندارند. انيميشن مصائب و موانع سينماي ديگر را هم ندارد. استوديو لازم نداريد، بازيگر لازم نداريد، تسلط بچه‌هاي ما در تكنولوژي كم نظير است. امسال بخش رقابتي انيميشن در جشنواره كودك را راه‌اندازي كرديم و دو انيميشن را هم در بخش خارجي شركت داديم كه با آثار خارجي رقابت كنند. استقلال بخش انيميشن براي ما اهميت دارد. انيميشن امروزسينماي صنعتي آلترناتيو سينماي كودك است و بسياري از باكس آفيس‌ها را به خود اختصاص مي‌دهد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار