دنيا حيدري
بازيكنسالاري بدون شك يكي از پديدههاي شوم ورزش است كه ميتواند آن را به سوي نابودي سوق دهد؛ مسئلهاي كه پيشتر تنها در فوتبال ديده ميشد اما حالا كل ورزش ايران را تحتالشعاع قرارداده است.
سالها قبل كه تفكر سنتي بر فوتبال حاكم بود، بازيكنسالاري بر اين رشته پرطرفدار حكمراني ميكرد. به طوري كه كمتر كسي جرئت كنار گذاشتن يك ستاره ملي يا باشگاهي را داشت، چراكه در اين صورت بايد با موضعگيريهاي سفت و سخت هواداراني مواجه ميشد كه كوركورانه خواهان حضور ستارهها در ميدان بودند. حتي اگر دوران آنها به سر آمده و كاملاً آماده نبودند. اما چند سال قبل، كرش، مرد پرتغالي نيمكت تيم ملي فوتبال ايران، بزرگترين و محكمترين سيلي را به گوش بازيكنسالاري زد؛ وقتي به راحتي از گلر شماره يك تيم ملي چشمپوشي كرد. راهي كه بعد از او برانكو و برخي ديگر از مربيان پيش گرفته و ثابت كردند كه مقابله با اين پديده نه تنها به ضرر فوتبال نيست كه به سود آن نيز هست. اما حالا در شرايطي كه فوتبال عزم خود را براي مقابله با بازيكنسالاري جزم كرده، شاهد رشد اين مسئله در ساير ورزشها هستيم!
بدعتگذاري در وزنهبرداريتمرين كردن كيانوش رستمي به تنهايي براي المپيك، بسياري را نگران كرده بود چراكه حساب ويژهاي روي مدال او ميشد. اما او هرگز حاضر به تمرين كردن با تيم و زير نظر سجاد انوشيرواني نشد. اگرچه بسياري اميدوار بودند مسئله با پادرميانيها حل شود اما دهه دوم ارديبهشت 95 بود كه سرمربي تيم ملي گفت كاري به كار كيانوش ندارد و يك ماه بعد نيز تأكيد كرد: «مسئوليت كيانوش رستمي با من نيست و قرار است با فدراسيون هماهنگ باشد.» اين مصاحبهها نشان از آيندهاي بد داشت چراكه وقتي كيانوش رستمي قبل از المپيك ميتوانست براي وضعيت تيم ملي تعيين تكليف كند، بعد از كسب احتمالي مدال، قدرت نفوذش بدون شك بيشتر ميشد. همين طور هم شد، رستمي ارزشمندترين مدال المپيك را به دست آورد و زمينه جدايي سجاد انوشيرواني را از تيم ملي فراهم كرد. هر چند كه سرمربي تيم ملي خود استعفا داد اما همه ميدانند كه ميدانست با استعفايش موافقت ميشود و نگاه مرادي، رئيس فدراسيون به گونهاي است كه بازيكن سركش را به او ترجيح ميدهد. مرادي اگرچه اواخر سال 83 گفته بود: «به طور حتم از بازيكنسالاري جلوگيري خواهيم كرد و نبايد مصلحتها را فداي منفعتها كرد.» اما بعد از گذشت 13 سال خود بدترين بدعت را در اين زمينه گذاشت. به طوري كه مهدي عطار اشرفي، پيشكسوت وزنهبرداري در اين خصوص گفت:«اگر ميدانستم مرادي روزي چنين شخصيتي پيدا ميكند و وزنهبرداري را به اين حال و روز مياندازد، 33 سال پيش كه شاگردم بود، اخراجش ميكردم.»
نه محكم كرش به بازيكنسالارياول بهمن 91بود كه مهدي رحمتي، گلر شماره يك تيم ملي گفت كه به دلايل شخصي، ميخواهد مدتي از تيم ملي دور باشد و استراحت كند. او اين جدايي را موقت خواند و از همه خواست كه او را درك كنند. اتخاذ اين تصميم آن هم قبل از جام جهاني، شوك بزرگي براي تيم بود اما برخلاف تصور، كرش با تشكر از خدمات رحمتي، گفت كه به اين تصميم احترام ميگذارد. واكنشي كه بدون شك رحمتي انتظار آن را نداشت. ماجرا به اختلاف كرش و رحمتي در خصوص دروازهباني او برميگشت. در اردوي مجارستان و بازي دوستانه برابر تونس، رحمتي دو گل از روي ارسال جناحين ميخورد و همين مسئله باعث جروبحث شديد آنها در هتل ميشود. مدتي بعد، اتفاقات بازي با تونس مقابل ازبكستان تكرار شده و ايران شكست ميخورد تا رحمتي و كرش در داخل رختكن يك بار ديگر با هم درگير شوند. تاجايي كه گفته ميشود گلر شماره يك تيم ملي در جمعي ميگويد:«ديگر خسته شدم. اصلا برود يك نفر ديگر را بياورد بكند دروازهبان تيمش.» بدون شك رحمتي آن روز تصورش را هم نميكرد كه همين اظهار نظر و تصميم احساسي زمينه جدايي هميشگي او از تيم ملي را فراهم كند. اما كرش بدون كوچكترين بحث اضافه با بيان اينكه به خواسته رحمتي احترام ميگذارد، ريشه بازيكنسالاري را زد تا ديگر كسي فكر ناز كردن براي تيم ملي كشورش را هم به سر راه ندهد! البته رحمتي بعد با عذرخواهي از مردم و كرش گفت كه سرباز اين مملكت است و هرگز نگفته براي هميشه از تيم ملي خداحافظي ميكند اما ديگر راهي براي بازگشت نداشت. حال آنكه پيش از كرش، فوتبال ايران همواره با اين معضل دست به گريبان بود.
حسرت اقتدار دوران ولاسكوبعد از ولاسكو كه به كسي اجازه دخالت نميداد و حتي معروف، بهترين پاسور ايران را يك سال به تيم ملي دعوت نكرد تا ثابت كند تنها كار فني بازيكن و نظم و انضباط او برايش مهم است، تيم ملي واليبال ايران نتوانست از بازيكنسالاري دور باشد. در زمان كواچ و بعد از مسابقات جام جهاني ژاپن، شائبههاي زيادي در اين زمينه مطرح شد. كواچ در تورنمنت واگنر لهستان به طور غيرمستقيم از مشكلات خود با مليپوشان گفت و اينكه برخي در بازيها به حرف او گوش نميدهند. اما بعد از نتايج ضعيف تيم ايران در جامجهاني اين مسئله جديتر شد و حتي گفته شد عدم نتيجهگيري تيم براي بركناري اين مربي بوده است. با بركناري كواچ شايعه شد فدراسيون براي انتخاب لوزانو با يكي از مليپوشان بزرگ و بانفود مشورت كرده چراكه با حضور لوزانو، اين بازيكن ميتوانست در انتخاب نفرات تيم ملي دخالت كرده و در اردوهاي خارجي هر كاري دلش ميخواست انجام دهد!حضور زريني مصدوم در اردوي امريكا، خط خوردن نام معنوينژاد و اضافه شدن ظريف به ليست نهايي المپيك و ماجراي شركت نكردن سه ملي پوش واليبال در مراسم رژه كاروان ايران در المپيك ريو شايعه بازيكنسالاري را به اوج خود رساند. مسئلهاي كه گويا كولاكوويچ سرمربي جديد هم توانايي مقابله با آن را ندارد. در جريان بازيهاي ليگ جهاني شنيده ميشود يكي از بازيكنان به بهانه بيماري از حضور در مسابقه خودداري كرده! اما هيچ گونه برخوردي با او نميشود، نه از سوي كادر فني و نه فدراسيون.
زمزمههاي ناخوشايندبحث بازيكنسالاري در تكواندو، قبل از المپيك از سوي مينو مداح مطرح شد. زماني كه كادر فني تيم ملي بانوان تغيير كرد و كمراني جاي مداح را گرفت، سرمربي بركنار شده تيم ملي مدعي شد اين تصميم براساس بازيكنسالاري گرفته شده است: «فكر نميكردم به خاطر بازيكنسالاري كنار گذاشته شوم. اما در فدراسيوني كه بازيكنسالاري در آن پيش ميرود، من ديگر نميتوانم حرفي براي گفتن داشته باشم.» البته فدراسيون هرگز زير بار اين مسئله نرفت اما بحث بازيكنسالاري در فدراسيون تكواندو به رغم اينكه پولادگر، رئيس آن بر مبارزه با آن تأكيد دارد، همچنان به گوش ميرسد. به طوري كه بعد از انتخاب بيباك به عنوان سرمربي تيم ملي، گفته شد كه او كمترين آرا را از سوي شوراي فني به دست آورده بود اما به خاطر اصرار برخي از مليپوشان جايگزين بيژن مقانلو شده است. البته اين مسئله نيز از سوي فدراسيون پذيرفته نشد اما زمزمههاي آن همچنان به گوش ميرسد.