کد خبر: 859986
تاریخ انتشار: ۱۲ تير ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۱
سياستگذاري‌هاي غلط و انگشت اتهامي كه همواره به سوي راكبان موتور است
اخبار تلخ موتورسواري بسيارند و همواره هم از سوي مسئولان كشور منتشر مي‌شوند و سر تيتر روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها مي‌شوند.
نیره ساری 
 
اخبار تلخ موتورسواري بسيارند و همواره هم از سوي مسئولان كشور منتشر مي‌شوند و سر تيتر روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها مي‌شوند. عجيب است كه هميشه آمار بالاي تصادفات و مرگ و مير مطرح مي‌شود و با گرفتن چهار انگشت سمت راكبان موتور سوار، آنها متهم اول و آخر در اين آمار و ارقام مي‌شوند، اما آيا تا به حال كسي پرسيده است چرا اين حجم از موتور‌سواران در كلانشهرها به خصوص پايتخت و نقاط مركزي و بازار تهران وجود دارد يا بهتر بگوييم چرا در كلانشهري چون تهران بسياري از افراد اين وسيله پر خطر را چه براي رفت و آمد و چه براي كسب و كار انتخاب مي‌كنند؟!
  
باز هم آمار تلخ مرگ و مير موتورسواران
باز هم تابستان آمد و ديوار كوتاه راكبان موتور‌سوار بهانه مناسبي براي نقد و اعلام آمار و ارقام تلخ شد. باز هم بخش قابل‌توجهي از مشكلات ترافيكي تهران را ريشه‌دار در رفتارهاي موتورسواران تلقي كردند و طبق معمول آلودگي هوا را گردن موتور‌هاي كاربراتوري انداختند. بعد هم با گرفتن انگشت اتهام سمت موتور‌سواراني كه طبق اعلام رسمي پليس 70 درصد آنان براي امرار معاش جان خود را به خطر مي‌اندازند، بيان كردند كه نه‌تنها جان خود، بلكه جان سايرين را هم به مخاطره مي‌اندازند و در نهايت هم آنها هستند كه موجب يك چهارم تلفات حوادث ترافيكي تهران شده‌اند.
معاون آموزش سازمان ترافيك با اشاره به اينكه حدود 25 درصد تلفات ناشي از حوادث رانندگي چه در كل كشور و چه در تهران مربوط به موتورسواران است، ادامه داده است: در سال گذشته حدود 800 نفر بر اثر حوادث ترافيكي در تهران كشته شدند و سهم موتورسواران از اين تعداد حدود 200 نفر بود و البته در كشته شدن حدود 400 عابر پياده در سوانح ترافيكي تهران نيز موتورسواران نقش داشتند.
 
هميشه در مطالعات و گزارش‌هاي آماري از اطلاعات مرگ و مير، تصادفات و تلفات، رعايت نكردن نكات ايمني، آلودگي صوتي آلودگي هوا و مواردي از اين قبيل را در مورد موتور‌سواران مي‌خوانيم كه در همه موارد چهار انگشت اتهام به سمت راكبان موتور‌سيكلت گرفته شده است. عجيب نيست كه هميشه مسئولان كشور آمار بالاي تصادفات و مرگ ‌و مير موتورسواران را منتشر كرده‌اند، اما تدبيري براي آن نمي‌انديشند؟!
 
اجباري به نام كلاه ايمني و ممنوعيت پلاك‌گذاري
هرچند كه از حق نبايد گذشت، اجباري به نام كلاه ايمني در راستاي كاهش مرگ و مير موتور سواران و اتخاذ تدابيري چون ممنوعيت پلاك‌گذاري موتورسيكلت‌هاي كاربراتوري به لحاظ تلاش عميق در راستاي كاهش آلودگي هوا از قبيل تدبيرهايي بوده كه انديشيده شده است.
اما در مورد اولي بايد گفت آيا كسي به اين فكر كرده است كه چرا راكبان موتورسيكلت تمايلي به استفاده از كلاه ايمني ندارند؟! نكند كه عقل سليم آنها تمايل به خود‌كشي دارد؟! پاسخ بي‌شك منفي است، آنچه اكثريت راكبان موتور را بي‌تمايل به استفاده از كلاه ايمني مي‌كند، گرماي بيش از حد اين كلاه‌ها است كه تنفس را مختل مي‌كند، اما شايد طي اين سال‌ها طراحي يك كلاه‌كاسكت مناسب و سازگار با آب و هواي فصول طراحي مي‌شد، استفاده از آن مورد استقبال قرار مي‌گرفت و سهم عمده‌اي در كاهش مرگ و مير داشتيم؟!
 
در مورد دومي هم از قضا تصميم مذكور به جهت كاهش آلودگي هوا، فشار را بر همان قشري تحميل كرده است كه 70 درصد آنها براي امرار معاش اين وسيله را انتخاب مي‌كنند و با چنين ممنوعيت‌هايي مجبور مي‌شوند به جاي خريد يك موتور با هزينه‌اي كمتر از 2 ميليون، موتوري با هزينه حداقل فراتر از 5 ميليون را خريداري كنند!
متأسفانه سال‌هاست كه موتور‌ها و راكبان اين وسيله را آفتي دانسته‌ايم كه گريبان شهرها‌ي بزرگ به خصوص تهران را گرفته است، اما هرگز سخني مبني بر اينكه كاستي‌هاي كلانشهر‌ها موجب استفاده وسيع از چنين وسيله‌اي مي‌شود، به ميان آورده نشد؟
هرگز كسي نپرسيد چرا عده‌اي مجبور مي‌شوند در گرماي تابستان باد گرمي را كه كم از حرارت سشوار ندارد، تحمل كنند و در زمستان و سرماي هوا، روي برف و يخ يا باران موتور را نشستن روي موتور را انتخاب كنند؟!
 
اما پاسخ اينجاست. چند سالي مي‌شود آثار منفي براي ساكنان شهرها به حدي از در و ديوار شهر بالا مي‌رود كه به تدريج تمايلات را براي كاهش استفاده از خودروي شخصي سلب كرده و جايگزيني به نام موتور را به ميان آورده است. از حمل و نقل عمومي هم كه حرفي به ميان نيايد، بهتر است كه خود در نقد و نكوهش كتابي چند صد برگي را مي‌طلبد. شهر تهران نيز مشابه تمامي كلانشهرهاي بزرگ در حال توسعه، گريبانگير مشكلات ترافيكي و حمل و نقل به عنوان يك زيرساخت شهري است. كمتر كسي است كه وقتي با وسيله شخصي به خيابان وارد مي‌شود، نگران پارك خودروي خود نباشد؟! كمتر كسي است كه نگران تحمل ترافيك سرسام‌آور نباشد؟!
شايد اگر مسئولاني كه طعم ترافيك را به لطف مجوز عبور و مرور و از خط ويژه و چراغ گردون نمي‌چشند، مجبور بودند همانند مردم عادي ساعت‌ها در ترافيك شهري بمانند يا مجبور به استفاده از حمل و نقل عمومي چون مترو مي‌شدند يا اينكه همواره با تأخير يك ساعته به مقصد مي‌رسيدند، درك مناسب‌تري از اين وضعيت داشتند و به جاي اينكه چهار انگشت خود را سمت راكبان موتور سوار مي‌گرفتند، يك انگشت خود را به سمت كاستي‌ها و ضعف سياستگذاري اعمال شده مي‌گرفتند تا هر ساله شاهد اين حجم از تلفات موتور‌سواران نبوديم!
 
فارغ از موضوعات ترافيكي و شهري، آن 70 درصدي كه اكثريت آنها به دليل امرار معاش مجبور به استفاده از موتور هستند، شايد اگر شغل مناسبي داشتند و در ورطه بيكاري تصاعدي كشور غوطه‌ور نمي‌شدند، هرگز چنين وسيله پرخطري را انتخاب نمي‌كردند!
به راستي كدام عقل سليمي تمايل ندارد تا در خودروي شخصي تابستان زير باد كولر و زمستان زير حرارت بخاري به آمد و شد بپردازد؟! اگر كلانشهر تهران به خصوص مناطق مركزي و بازار تهران قابليت و ظرفيت رفت و آمد اين حجم از خودروي شخصي را داشت، كسي بود كه باز هم تمايل داشته باشد از موتور استفاده كند؟ بي‌شك طيف وسيعي از افرادي كه اين وسيله را انتخاب كرده‌اند در جايگاهي اجتناب‌ناپذير قرار دارند كه جز اجبار چاره‌اي براي آنها نمانده است!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار