نویسنده: عبدالحسين كريمي*
در جامعه امروزي خانوادههاي ما نسبت به مسائل تربيتي و پرورشي فرزندان خود بيخيال شدهاند، آموزش و پرورش هم دست روي دست گذاشته و براي آموزش مهارتهاي زندگي به دانشآموزان تلاش خاصي نميكند پس نگوييم چرا اعتياد در كشور كم نميشود چون عملاً كاري انجام نميشود.
خانوادهها امروز بيشتر درگير اين هستند كه فرزندانشان چه نمرهاي ميگيرند و از دوره ابتدايي آنها را به تست زني وادار ميكنند، يعني بچهها تك بعدي بار ميآيند، غافل از اينكه اعتياد ميتواند آنان را گرفتار كند.
آگاه شدن از مضرات مواد مخدر و تبعات منفي آلوده شدن به آن، نياز به دارو نداشته، بلكه بايد با آموزش و آگاهي در برابر مواد و خطراتش مصون ماند، بلكه بايد شيوه تربيتي اصولي و درست باشد تا وقتي كودكي كه به بزرگسالي رسيد ياد بگيرد كه چگونه در برابر مصرف مواد مخدر ايستادگي كند. نقش والدين در برابر مبارزه اجتماعي با مواد مخدر فراتر و بيشتر از نقش مسئولان و دستاندركاران امر است و وظيفه آگاه كردن فرزندان بر عهده خانواده بوده، بايد بر فرزند نظارت داشته باشند، محيط خانه را محيطي قانونمند كنند تا فرزند تبعيت از قوانين خانواده را ياد بگيرد، با اصول فرزندپروري آشنا باشد و مهارتهاي زندگي را به او ياد بدهد. پدر و مادر نبايد فرزند را تنپرور، بيمسئوليت، بيصبر و لذتجو بار بياورند.
در عين حال نقش آموزش و پرورش نيز در مقابله با اعتياد ضروري است و كارشناسان آموزشوپرورش بايد با شناخت فرهنگهاي مختلف به شناخت الگوهاي مصرف هر قشري بپردازند و به دنبال اين باشند كه عواملي كه در هر فرد ايجاد تمايل براي مصرف مواد ميكنند را شناسايي كرده و با آنها برخورد شود.
كمك گرفتن از روشهاي صحيح پرورشي و تربيتي براي بازيابي افراد برابري مقابله با اعتياد بسيار مؤثر است، برگزاري جلسات، فرستادن جزوهها يا بروشورهاي آموزشي براي والدين و ترغيب آنان به شركت در تشكيلات مرتبط با والدين از طريق انجمن اوليا و مربيان براي ايفاي نقشهاي فعالتر، بايد در راستاي مقابله با اعتياد انجام شود.
بسياري از روشهاي آموزش اطلاعات يا تغيير و تثبيت نگرش فرد را ميتوان از طريق ساختار مدرسه براي گروههاي دانشآموزان برنامهريزي كرد، اين آموزشها ميتوانند به وسيله برگزاري كلاس، نمايش فيلم، جزوه يا بحثهاي گروهي انتقال يابد.
يكي از روشهايي كه نگرش گروه دانشآموزان را مورد هدف قرار ميدهد، استفاده از روش تلقيح شناختي است با اين شيوه، علاوه بر ارائه اطلاعات و باورهاي صحيح در مورد مصرف موادمخدر صنعتي و روانگردانها، دانشآموزان را در مورد عقايد و باورهايي كه احتمال دارد در آينده با آن روبه رو شوند به بحث وا ميدارند. استفاده از اين روش منجر به تثبيت نگرشهاي آموخته شده ميشود و آنان را براي تحمل فشارهايي كه در آينده ممكن است از طريق ديگران براي پذيرفتن باورهاي ناسالم اعمال شود، مهيا ميسازند.
از شيوههاي ديگر براي تغيير نگرش، ايجاد گروههاي دانشآموزي است كه تحت عناويني مانند گروههاي سالم كه با هر گونه عمل خلاف مخالفت ميكنند، پيوستن فرد به چنين گروهي و به دنبال آن اعمال فشار گروه، منجر به شكلگيري نگرشهاي ضدمصرف موادمخدر و روانگردانها ميشود.
خانوادهها بايد تمام تلاش خود را در پيشگيري از ابتلاي جوانان به اعتياد داشته باشند و با تربيت صحيح فرزندان، آنان را براي زندگي سالم در جامعه مهيا كنند، با توجه به اينكه دولت نيز براي فرهنگسازي در حوزه كاهش مصرف مواد مخدر صنعتي و روانگردانها بودجه اندكي در اختيار دارد در عين حال ايفاي نقش تربيتي خانواده برخلاف دولت نياز به پول ندارد، به همين دليل ضروريست خانوادهها را درگير مبارزه با مواد مخدر كرد.
*جامعهشناس