
به گزارش خبرنگار ما، جلسه رسيدگي به پرونده روز گذشته در شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران برگزار شد. ابتداي جلسه نماينده دادستان در جايگاه قرار گرفت و در شرح كيفرخواست گفت: متهمان سامان 20 ساله و داوود 21 ساله نام دارند كه شش سال قبل به اتهام قتل زن 50 ساله امريكايي كه ترسا نام داشت، بازداشت شدند و به جرمشان اقرار كردند. سامان در بازجوييها گفته است: يك روز تلفن همراهم زنگ خورد و صداي زني را شنيدم كه اشتباهي شماره مرا گرفته بود. همين تماس منجر به آشنايي با آن زن شد. وقتي سر قرار رفتم با ديدن او به خاطر سن و سالش منصرف شدم، اما او اصرار كرد و گفت تنهاست و دوست دارد بيشتر مرا بشناسد. بعد از مدتي گفت و گو پي بردم آن زن امريكاييالاصل و ثروتمند است، به همين دليل وسوسه شدم تا از او سرقت كنم و ماجراي سرقت را با دوستم داوود در ميان گذاشتم. يك روز با داوود سوار خودروي او شديم و در فرصت مناسب او را به قتل رسانديم. من دستهاي او را گرفتم و داوود با فشار آوردن به گردن و بستن دهانش او را خفه كرد. سپس خودروي پژو 207، دلار و طلاهاي مقتول را سرقت و جسد را حوالي جاده صباشهر نسيم شهر رها كرديم تا اينكه بازداشت شديم.
نماينده دادستان گفت: متهمان يكبار به اتهام قتل عمد محاكمه و داوود به اتهام مباشرت در قتل به قصاص و سامان به اتهام معاونت در قتل به 15 سال حبس و 99 ضربه شلاق محكوم شدند، اما قضات ديوان عالي كشور به دليل استناد پزشكي قانوني به دليل ضربات وارده بر جمجمه مقتول درخواست رسيدگي دوباره را مطرح كردند. نماينده دادستان متهمان را گناهكار دانست و براي آنها درخواست صدور مجازات قانوني كرد.
در ادامه وكيل اوليايدم از طرف سه فرزند مقتول درخواست قصاص كرد، سپس متهم رديف اول به درخواست قاضي در جايگاه قرار گرفت و با انكار عمدي بودن قتل گفت: قبول دارم مرتكب قتل شدهام، اما عمدي نبوده است. لحظه قتل فقط دهان مقتول را با دستانم گرفتم و گردن او را فشار ندادم.
در ادامه، ديگر متهم رديف دوم به اتهام معاونت در قتل در جايگاه حاضر شد و بعد از شرح دوباره ماجرا گفت: با مقتول هيچ رابطهاي نداشتم، چون از نظر سن و سال با او تفاوت زيادي داشتم. خود مقتول به خاطر تنهايي اصرار داشت با من صحبت كند و رابطه ما در حد پيامك و تلفن بوده است.
او در جواب به هيئت قضايي مبني بر ضربات وارده به جمجمه مقتول گفت: وقتي با سر و صداي زياد مقتول چاقو را در ماشين انداختم، او با گچ يكي از دستانش كه شكسته بود، به سرم ضربه ميزد. من هم مجبور شدم با دستم به سر مقتول چند ضربه بزنم.
در پايان هيئت قضايي بعد از شنيدن آخرين دفاع متهمان و دفاع وكيل مدافع آنها وارد شور شد.