
نویسنده: فاطمه زهرايي
در باور برخي خانوادهها تنها راه موفقيت فرزندان ورود به دانشگاه و داشتن تحصيلات آكادميك است در حالي كه ممكن است تنها بخشي از علاقه فرزندان باشد. خيلي از دانشجويان ما زمان ورود به دانشگاه همانقدر در مورد رشته تحصيلي خود اطلاع دارند كه مردم عادي و صرفاً به دليل اصرار و انتخاب خانواده قدم در راهي نامعلوم ميگذارند.
مريم حقاني، دانشجوي ترم 4 رشته مهندسي معدن، درخصوص چگونگي ورود به دانشگاه ميگويد: در دوران دبيرستان علاقه زيادي به رشته تجربي داشتم اما به اصرار مادرم وارد رشته رياضي شدم تا در دانشگاه در يكي از رشتههاي مهندسي؛ مثلاً عمران يا معماري تحصيل كنم. مهندس شدن من آرزوي ديرينه مادرم بود.
اين دانشجو ادامه ميدهد: در حال حاضر هم اگر ترس از مادرم نبود از رشته فعليام انصراف ميدادم و دوباره در كنكور رشته تجربي شركت ميكردم چون هيچ علاقهاي به رشتهام ندارم و فكر ميكنم در اين رشته آيندهاي ندارم.
همين اطلاع نداشتنها باعث شده آمار دانشجويان انصرافي در ترمهاي بالاتر به مراتب بيشتر از افرادي باشد كه در زمان قبول شدن از ورود به دانشگاه انصراف ميدهند زيرا بعد از گذشت چند ترم متوجه ميشوند رشتهاي كه در آن مشغول تحصيل هستند هيچ تناسبي با توانايي و استعداد آنها ندارد.
بيشتر دانشجوياني كه قصد ورود به دانشگاه را دارند نسبت به رشته تحصيلي خود نگاهي آرماني دارند و همين ايدهآل نگري باعث ميشود خود را قهرمان موفق زندگي آينده خود تصور كنند. آيندهاي كه در آن شكست و سرخوردگي معنا ندارد و ابر و باد و مه و خورشيد و شرايط اجتماعي و اقتصادي براي تحقق خواستههايشان دست به دست هم دادهاند.
طي دهه گذشته بازار برخي رشتهها همچون رشتههاي علوم انساني و برخي رشتههاي فني كساد بود كه در حال حاضر اكثر رشتههاي علوم پايه و برخي رشتههاي پزشكي نيز به آن اضافه شدهاند. البته اين موضوع هم قابل توجه است كه بيشتر فارغالتحصيلان ما به رشتهاي غير از رشته تحصيلي خود مشغول هستند و اين يعني صرفاً به مدرك دانشگاهي و نه آموزش تخصصي آن نياز داشتهاند.
محمد معتمدي، دانشجوي ترم 6 كارشناسي مهندسي كشاورزي دانشگاه آزاد با گلايه از هزينههاي تحصيل اظهار ميكند: روزي كه در آزمون ورودي دانشگاه قبول شدم از اينكه به خاطر تحصيل از اعزام به خدمت سربازي معاف شدم خيلي خوشحال بودم اما بعد از سه ترم متوجه شدم در چاهي گرفتار شدم كه هر چه زمان ميگذرد بيشتر در آن فرو ميروم.
وي با اشاره به هزينههاي تحصيلي با نااميدي ادامه ميدهد: تا امروز ميليونها تومان پول خرج تحصيلم كردهام و هنوز راه زيادي تا پايان تحصيل دارم. از طرفي با شرايط حال حاضر كشور اميدي به پيدا كردن كار ندارم و اين موضوع با توجه به هزينه زيادي كه صرف تحصيلم كردهام مرا افسرده كرده است. كاش با اين پول كسب و كاري راه ميانداختم تا به جاي اينكه مصرفكننده باشم، درآمدزايي كنم.
در اين بين نكته مهمي كه بايد در انتخاب رشته به عنوان يك اصل مورد توجه قرار بگيرد استعداد افراد در زمينههاي مختلف است زيرا داشتن استعداد اساس و پايه ورود به رشتههاي تحصيلي بوده و در كنار تلاش، ضامن اصلي موفقيت است. بر اين اساس لازم است خانوادهها با آگاهي از ميزان و نوع استعداد فرزندان خود، آنها را به درستي براي ورود به دنياي آينده راهنمايي كنند.
بعضاً ديده ميشود خانوادهها با تعريف و تمجيد نابجا، از كودكي فرد را نسبت به رشته و گرايشي خاص تشويق ميكنند و باعث ميشوند فرزندان به اشتباه از علاقه خود به استعداد تعبير كنند و با اين نگاه ناصحيح براي آينده خود برنامهريزي و تلاش كنند. با اين كار نه تنها از شناخت استعداد اصلي خود باز ميمانند بلكه وارد راهي ميشوند كه در آينده حاصلي جز سرخوردگي براي آنها ندارد.
در اين بين بهتر است با تلاش، گرفتن مشاوره و حتي مراجعه به مراكز استعداديابي، به فرزندان خود در انتخاب درست كمك كنيم و بعد از اين مهم با مطالعه و شناخت دقيق در اين زمينه و با تشويق و همكاري، در فرزندانمان نسبت به رشتهاي كه در آن استعداد دارند انگيزه و علاقه ايجاد كنيم. با اين روش فرد ميداند براي رسيدن به هدف خود بايد تمام تلاش خود را به كار بگيرد و اگر به موفقيت دست نيافت علت آن را بايد در كمكاري يا سهلانگاري خود جستوجو كند.
با اين وجود متأسفانه برخي خانوادهها با اشراف به استعداد فرزندان و حتي علاقهمندي آنها، در زمان انتخاب رشته، چشمانداز خود را بر اساس نياز روز بازار تعريف كرده و فرد را مجبور به قدم گذاشتن در راهي ميكنند كه هيچ ارتباط منطقي و عاطفي با آن ندارند و پس از ورود به دانشگاه با وجود اشراف به اين موضوع و خستگي روحي، تا پايان فارغالتحصيلي و حتي ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر اين راه را ادامه ميدهند.
همين فرد پس از فارغالتحصيلي به دليل اينكه علاقه و انگيزهاي براي فعاليت در رشته تحصيلي خود ندارد هماي سعادت را بر شانه ديگري ديده و به مشاغل ديگر از جمله شغلهاي كاذب و فعاليت در بازار قاچاق رو ميآورد. توجيه خانواده فرد پس از شكست اجتماعي در رشته تحصيلي اينست كه ما فكر ميكرديم بعد از ورود به دانشگاه و چند ترم درس خواندن به اين رشته علاقهمند ميشود، غافل از اينكه نه تنها علاقهمند نشده بلكه زمان لازم را براي انتخاب مجدد و بازگشت به مسير اصلي از دست داده است.
اتفاقات ناگواري كه امروزه براي جوانان ما رخ ميدهد حاصل سؤال كذايي ميخواهي در آينده چه كاره شوي و پاسخ از پيش معلوم شده دكتر، مهندس يا خلبان است كه در كودكي از همه بچهها پرسيده ميشود و كسي نيست بگويد كودكي كه از بچگي استعداد عجيبي در كشيدن نقاشي يا نواختن موسيقي دارد، رشته پزشكي چه گلي به سر او خواهد زد كه نقاش بنام و موسيقيدان حرفهاي شدن نخواهد زد؟
در نهايت تا زمانيكه خانوادههاي ايراني، آمال و آرزوهاي از دست رفته خود را در زندگي و آينده فرزندان خود جستوجو ميكنند و با تقليد كوركورانه از شرايط اجتماعي و الگوبرداري از زندگي ديگران سعي دارند موفقيت ديگران را بدون درنظر گرفتن انگيزه، علاقه و استعداد فرزندان خود به آنها ديكته كنند، جامعه هر روز شاهد ورود خيل عظيمي از جوانان ناكارآمد و رخوتزده به بازار كار خواهد بود كه نه تنها باعث پيشرفت كشور نميشوند بلكه مسبب بسياري از بحرانها خواهند بود.