
سعيد احمديان
در حالي جمعه 29 ارديبهشت مـــردم براي انتخاب رئيسجمهور دوره دوازدهم پاي صندوقهاي رأي ميروند كه در جريان تبليغات انتخاباتي كانديداها، ورزش يكي از مواردي بود كه كمتر به آن پرداخته شد، اين در حالي است كه با توجه به جمعيت بالاي جوان كشور، توجه به ورزش قهرماني و همگاني بايد يكي از ضرورتهاي ويژه دولتها باشد. در اين زمينه با سعيد فائقي، معاون سابق سازمان تربيت بدني صحبت كردهايم.
انتخابات رياست جمهوري را پيش رو داريم. چيزي كه جدي گرفته نشد بحث ورزش بود. در اين رابطه صحبت كنيد. هر چند در مناظرهها بيشتر سؤالات حول محورهاي ديگر بود و فقط يك سؤال درباره ورزش مطرح شد اما در برنامههاي راديويي و راديو ورزش مواضع خوبي را كانديداهاي رياست جمهوري مطرح كردند. منتها مشكلي كه ما در اين جامعه داريم اين است كه ميخواهيم مرتب مطالباتمان را از دولتها حالا در هر زمينهاي بيشتر كنيم. جامعه و مردم هم در اين زمينه بايد وارد ميدان شوند و ورزش را در سبد خانوار ببريم. اگر همان اندازهاي كه براي آموزش فرزندانمان هزينه ميكنيم، 5 درصدش را در ورزش هزينه كنيم اين ميتواند يك تحول در وضعيت ورزش در سطح جامعه ايجاد كند.
يعني علاوه بر دولت خانوادهها هم نقش اصلي دارند؟در قانون اساسي آمده است كه دولت بايد شرايط را براي ورزش رايگان مهيا كند اما هيچ دولتي در هيچ شرايطي از عهده آن بر نميآيد. پس ما پيشقدم شويم و اعلام كنيم كه آقاي رئيسجمهور! ما به عنوان شهروند بخشي از هزينهها را تأمين ميكنيم و ورزش را در سبد خانوار قرار ميدهيم و تلاش ميكنيم در خانواده ميانگين ورزش كردن همگاني را به نيم ساعت ارتقا دهيم. ورزش همگاني خيلي امكانات نميخواهد، همين كه دست خانواده را بگيريم و به همان اندازه كه سينما ميرويم، همان اندازه ورزش را براي غنيسازي اوقات فراغت خودمان انتخاب كنيم آن موقع ميتوانيم جزو كشورهاي پيشرفته باشيم. در بخش قهرماني هم در دنيا كميته المپيك را يك شخص به وجود آورده كه در حال حاضر مسابقات بزرگي مانند المپيك و... را برگزار ميكند و غير دولتي است. فرهنگ چسبندگي ورزش را به دولت بايد به حداقل رساند.
علاوه بر نقش مردم، به نظر شما به عنوان يكي از مديران سابق ورزش، انتظارات جامعه ورزش از دولت و رئيسجمهور چه بايد باشد؟من معتقدم جامعه ورزش جامعهاي است كه سردمدار و پيشقدم است، ورزش عمدهترين اثرش در شادي و نشاط و غنيسازي اوقات فراغت است و تأثير زيادي در جامعه دارد. جامعه ورزش بسيار خوب اين كار را بلد است كه شادي را رونق دهد و اوقات فراغت را غنيسازي كند. به همين خاطر ورزش را دولتها بايد جزو اولويت برنامهها قرار دهند و يك نگاه ضرورتي به ورزش داشته باشند و نبايد مسئله به اين مهمي به حاشيه رانده شود. ورزش بايد در متن برنامهها باشد و جدي گرفته شود. دولت ميتواند علاوه بر اولويت دادن به ورزش، از نظر سمبليك و نمادين هم توجهش را به ورزش نشان دهد. چه اشكالي دارد يك روز هيئت دولت لباس ورزشي بپوشند و جلسه را پس از كوهنوردي در يك مكان ورزشي برگزار كنند. ورزش بخشي از فرهنگ است و چه اشكالي دارد اين سمبلها را به كار بگيريم، دولتي كه ورزش را اولويت قرار ميدهد اول بايد باور ايجاد كند كه ورزش اولويت دارد.
علاوه بر اين حركات نمادين دولتها رئيسجمهور چه برنامهاي بايد داشته باشد؟ورزش يكي از عواملي است كه با توجه به مزايايي كه دارد، بهرهوري جامعه را بالا ميبرد. در دو برنامه چهارم و پنجم و برنامه ششم يكي از راههاي ايجاد ارزش افزوده در اقتصاد بالا بردن بهرهوري است و 5/2 درصد از رشد اقتصاد را از طريق بهرهوري تعريف كردند. از رشد 8درصدي، 5/2 درصد رشد مربوط به بهرهوري است. با ورزش ميتوانيم حدود 80 درصد بهرهوري مورد نظر رشد اقتصادي را تأمين كنيم و اين از طريق ورزش امكانپذير است. اين نشاندهنده اثر ورزش در بالا بردن بهره وري در اقتصاد ملي و شادي است.
اما بر خلاف نقش مهمي كه ورزش در افزايش بهرهوري جامعه دارد، دولت و رئيسجمهورهاي گذشته، برنامهاي براي استفاده از اين ظرفيت نداشتهاند. بله، اين احتياج به برنامهريزي و توجه به ورزش دارد و اين مسئله را بايد به صورت يك برنامه ارائه دهند، يعني تعيين كنند كه چند درصد از اقتصاد ملي، توليد ناخالص و درآمد ناخالص ملي كشور از طريق ورزش ايجاد خواهد شد. شما ميگوييد رشد كشاورزي در اقتصاد اينقدر است، رشد صنعت اين است، همه اينها را عدد و رقم داريم اما آماري از تاثيرگذاري ورزش نداريم. در صورتي كه توجه به مقوله ورزش هم ميتواند علاوه بر بالا بردن بهرهوري در جامعه، سلامت و نشاط را بالا ببرد.
چرا برخلاف نقش مهمي كه ورزش دارد متأسفانه در دولتهايي كه تشكيل ميشود، ورزش در برنامههاي رئيسجمهورها به حاشيه ميرود و به آن توجه ويژهاي نميشود؟البته در زمان تبليغات، نامزدها از اسم ورزشكاران و قهرمانان استفاده ميكنند اما بعد از تبليغات توجه به ورزش فراموش و به حاشيه رانده ميشود. يك علت عمدهاش، مشكلاتي است كه در اقتصاد ما وجود دارد. اين مشكلات باعث ميشود كه دولتها بيشتر سرشان گرم اين حوزهها شود و براي بخشهاي ديگر برنامهريزي نكنند. دليل دوم حضور مديراني در ورزش است كه با ورزش خيلي آشنايي ندارند و غريبه هستند. مديران برنامهريزي را بايد با ورزش آشنا كنيم و اثرات ورزش در اقتصاد را به آنها بگوييم. سازمان مديريت و برنامهريزي را نگاه كنيد، سرنوشتش بالا و پايين ميرود، يك روز منحل ميشود و ... اين البته نشان ميدهد كه كشورمان در كليت برنامهريزي مشكل دارد و اين ضعف در رابطه با نگاهش به ورزش خيلي اساسيتر است، يعني ورزش را جزو امور زيربنايي تلقي نميكنند و خيلي در سازمان مديريت و برنامهريزي به ورزش پرداخته نميشود و به عنوان يك ضرورت در سطح تصميمگيريهاي كلان كشوري براي برنامهريزي مورد توجه نيست.
ضرورت نداشتن ورزش را به خوبي هم ميتوان در برنامههاي رئيسجمهور و دولتها مشاهده كرد، به عنوان نمونه وزرايي كه نسبت به وزراي ديگر ضعيفتر هستند، معمولاً براي ورزش در نظر ميگيرند و اين برميگردد به همان نگاهي كه اولويتشان ورزش نيست كه اينچنين انتخابهايي صورت ميگيرد!قطعاً، ورزش همانطور كه از نظر حروف الفبا آخر است، در ضرورتها و برنامهريزيها هم اولويت آخر است و بخشهاي ديگر همواره ارجحتر بر ورزش قرار ميگيرند. در صورتي كه به نظر ميرسد ورزش وزارتخانههاي زيادي را در بر ميگيرد و در حوزه فرهنگ، آموزش و پرورش، ارشاد، بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و وزارت علوم هم مورد توجه است. اين اهميت ورزش را به عنوان يك مسئله مهم فرهنگي نشان ميدهد و بايد آن را به عنوان يك اصل قرار دهيم اما متأسفانه در كشورمان مسائل اقتصادي همواره بيشتر مورد توجه است. اين سبب ميشود در انتخاب وزراي ورزش هم حساسيتهايي كه براي بخشهاي ديگر ديده ميشود را شاهد نباشيم. بايد به ورزش به عنوان يك ضرورت و اولويت در برنامههاي رياستجمهوري نگاه شود و تا وقتي اين اولويتها در نظر گرفته نشود، نميتوانيم شاهد جهش باشيم.