
نویسنده: سعيده خدادادبيگي
كشور ايران با داشتن نزديك به 4 ميليون نفر دانشجو، داراي سرمايهاي است كه با به فعليت درآمدن اين منبع غني، موجبات رشد جامعه فراهم ميشود. از اين رو بهرهبرداري از چنين ظرفيت عظيمي نيازمند پيريزي برنامهاي منظم و هدفمند و از آن مهمتر به اجرا درآوردن آن است. متأسفانه بهرغم تلاش گاه و بيگاه مسئولان ما در زمينه اغناي فرهنگ مذهبي، اخلاقي و علمي جوانان و به خصوص قشر دانشجو، طي دهه گذشته، سطح تبليغات و هجمه دشمن نسبت به اين طيف به ويژه در زمينه فرهنگي و مذهبي بسيار چشمگير بوده و اين امر ضرورت كار و توجه بيشتر را تعريف ميكند.
بديهي است طي سالهاي گذشته با رشد روزافزون فناوريهاي علمي و اطلاعاتي و گسترش ابزارهاي ارتباطي ديگر نميتوان همچون گذشته از ورود فرهنگ بيگانه به كشور جلوگيري كرد از اين رو بايد براي مديريت فضاي جوان جامعه در شرايط روز به فكر چاره بود؛ به نظر ميرسد بر اساس روشهاي مختلفي كه مورد آزمون و خطا قرار گرفتهاند بهترين راه، ايجاد ارتباط صحيح و تعريف شده بين جوانان و فضاهاي ديني و معنوي است.
دانشجويان به عنوان قشر فرهيخته جامعه ميتوانند در ايجاد ارتباط بين جوانان و فرهنگ و رسوم ديني نقش بسزايي داشته باشند كه از مصاديق آن ميتوان به شركت در مراسم هفتگي نماز جمعه اشاره كرد. اما متأسفانه طي سالهاي گذشته اين حضور بيش از پيش رو به سردي گراييده و اين موضوع باعث شده غالب شركتكنندگان در اين مانور عظيم ديني افراد پا به سن گذاشته و در نهايت نوجواناني باشند كه بر حسب تكليف مدارس خود در اين مراسم شركت ميكنند. با طرح اين موضوع به نظر ميرسد بهترين راه جهت بررسي چرايي مسئله، مراجعه به خود دانشجويان و جويا شدن نظر آنها در اين زمينه است.
فرهاد سوادكوهي، دانشجوي كارشناسي ارشد علوم ارتباطات در اين خصوص ميگويد: با اينكه ميدانم بر اساس آموزههاي ديني هر مسلمان كه نداي نماز جمعه را ميشنود بايد در نماز جمعه شركت كند اما براي رفتن اكراه دارم زيرا بعضاً ميبينم امام جمعه كه بايد به عنوان پدر معنوي شهر نسبت به تمام اقشار و احزاب سياسي نگاه جامعي داشته باشد، با بيدقتي به جانبداري از حزبي خاص ميپردازد و اين موضوع با عقل منطقي و شرعي من سازگاري ندارد.
مريم احمدي مطلق، ديگر دانشجويي كه در رشته مهندسي عمران در مقطع كارشناسي مشغول به تحصيل است در پاسخ به چرايي شركت نكردن در نماز جمعه شهر ابراز ميكند: من تنها يك بار در نماز جمعه شهري كه در آن دانشجو هستم شركت كردم اما علاوه بر اينكه صحبتهاي خطيب نماز جمعه به روز نبود و براي امثال من حرف چنداني براي گفتن نداشت فضاي نمور و نامناسب مسجد و طولاني شدن بيش از حد سخنراني باعث شد رغبتي براي شركت دوباره در اين مراسم مذهبي نداشته باشم.
ثريا امين زادگان، دانشجوي رشته پيراپزشكي در اعتراض به اصرار برخي مبني بر شركت در نماز جمعه و بهرهمند شدن از ثواب آن اظهار ميكند: من نميدانم وقتي ميتوانم به جاي اينكه چهار ساعت زمانم را براي شركت در نماز جمعه صرف كنم، كنار خانوادهام باشم و از محبت آنها استفاده كنم چرا بايد چنين كاري انجام بدهم. آخر براي من چه سودي دارد. از آن گذشته ميتوانم بعداً متن خطبهها را از سايتها يا از تلويزيون دريافت كنم.
محمدرضا وحدت مكاني، دانشجوي فيزيك مقطع دكتري گرايش ذرات بنيادي، با ابراز علاقه به شركت در نماز جمعه ميگويد: با وجود علاقه بسياري از دانشجويان به شركت در اين مراسم، متأسفانه ژرفا و زيباييهاي نماز براي اغلب جوانان به ويژه جوانان تحصيلكرده به درستي تبيين نشده و طبيعتاً ضرورت آن نيز چندان احساس نميشود. از اين رو نميتوان صرفاً جوانان را در اين زمينه مقصر دانست.
علي مظاهري، استاد حوزه و دانشگاه، با اشاره به فقدان تبليغ مناسب درباره حضور در نماز جمعه در دانشگاهها ابراز ميكند: ما براي هر چيزي در جامعهمان با توسل به جديدترين و به روزترين ادوات ارتباطي تبليغ ميكنيم و به هر نحوي شده خواست خودمان را به خورد جامعه ميدهيم اما پاي مسائل مذهبي و تبليغ اصول اخلاقي كه به ميان ميآيد دچار رخوت ميشويم و ترجيح ميدهيم كار را به اهلش واگذار كنيم.
وي ميافزايد: نهايتاً به اينجا ميرسيم كه دانشجوي ما حتي اگر شرايط لازم را هم داشته باشد قدم زدن در خيابان را به شركت در مراسم مذهبي از جمله نماز جمعه ترجيح ميدهد.
اين استاد دانشگاه با مرور اظهارات دانشجويان و تأييد برخي از آنها ميگويد: ائمه جمعه بايد به اين مهم قائل باشند كه تنها از پشت تريبون نماز جمعه نميتوان جوامع دانشگاهي و فرزندان اهل علم اين مرز و بوم را به سمت مسجد شهر و انجام فرايض ديني سوق داد بلكه نياز است در اين زمينه تلاش بيشتري صورت گيرد. وي اضافه ميكند: دعوت قشر دانشجو به انجام فرايض ديني و از آن مهمتر علاقهمندكردن آنها به اين امور در چارچوب قوانين و رسومات خشك و بيروح و مصوبات بيپايه و اساس نميگنجد بلكه ايجاد ارتباط عاطفي و معنوي بين امام و ماموم و ايجاد خوراك فكري براي او تنها راه چاره جذب افراد تحصيلكرده به اين محيطها ميباشد.
مظاهري ادامه ميدهد: نكته ديگري كه حتماً بايد مد نظر قرار گيرد تحقق قول و فعل ائمه جمعه و مسئولاني است كه پيش از خطبهها سخنراني ميكنند. اگر عالم اهل دانش به گفته خود پايبند نباشد، بيانات او در دل هيچ فردي نفوذ نخواهد كرد.
وي تأكيد ميكند: تربيت در اين زمينه بايد نفس به نفس باشد و بايد از بهترين شيوههاي تبليغي و تربيتي استفاده كرد. حتي در برخي مواقع نياز است متوليان امر از كسوت خود به عنوان مسئول فاصله گرفته و با قرار گرفتن در جمع جوانان و دانشجويان به نيازهاي اصلي آنها در زمينه امور ديني توجه كنند. اين استاد دانشگاه در پايان يادآور ميشود: دانشجويان نيز بايد با تكيه بر روحيه جويندگي و توسل به نيروي تفكر، نسبت به بررسي اهميت و چرايي فرامين ديني توجه ويژهاي داشته باشند چراكه در هر رسم ديني هزار حسنه وجود دارد كه فهم و درك آن از دايره معلومات هر انساني خارج است.
علاوه بر موارد ذكر شده توسط دانشجويان و اساتيد، به نظر ميرسد دخيل كردن جوانان و دانشجويان، استفاده از ايدههاي مفيد و عملي در برگزاري هر چه بهتر اين نوع مراسمات و بها دادن به خواست و نظرات آنها كه نمونهاي از افراد همين جامعه هستند ميتواند فضا را براي مشاركت عمومي مردم و جذب تمايل آنها جهت شركت هرچه بيشتر و بهتر در اين مراسمات فراهم كند.