
به گزارش خبرنگار ما، شامگاه 11 آذرماه سال 95 بود كه كاركنان بيمارستاني قتل مرد جواني را به مأموران پليس خبر دادند. لحظاتي بعد تيمي از مأموران روانه بيمارستان شدند. بررسيها نشان داد چند روز قبل درگيري خونيني بين چند مرد جوان در حوالي خيابان اتابك رخ داده است كه در جريان آن مقتول با اصابت چاقو به شدت زخمي و به بيمارستان منتقل شده است. همچنين مشخص شد در اين درگيري مرد جوان ديگري از طرف مقابل هم زخمي شده است. با اعلام اين خبر تيمي از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي به دستور قاضي منافيآذر، بازپرس شعبه سوم دادسراي امور جنايي تهران براي بررسي وارد عمل شدند.
مأموران در نخستين گام از مرد زخمي كه بهمن نام دارد، تحقيق كردند. وي گفت: در خانه دوستم صفدر بودم كه همسرش به خانه آمد و گفت چند مرد جوان مزاحم او شدهاند.
پس از اين دوستم به داخل خيابان رفت و با مقتول كه مست بود، درگير شد. من براي ميانجيگري به داخل خيابان رفتم و قصد داشتم دوستم را به خانه بياورم كه ناگهان چوبي به سرم خورد و از هوش رفتم و ديگر هيچ چيز نفهميدم. مأموران در ادامه صفدر را بازداشت كردند. وي نيز در بازجوييها قتل را انكار كرد و مدعي شد وقتي دوستم با چوب زخمي شد متوجه نشدم كه چه كسي به مقتول ضربه زد. دو متهم صبح ديروز براي آخرين دفاع به دادسراي جنايي منتقل شدند. در حالي كه دلايل حكايت از آن دارد صفدر قاتل است، وي با تكرار حرفهاي قبلياش قتل را انكار كرد.
وي وقتي متوجه شد خانواده مقتول براي او درخواست قصاص دادند، گفت: مرا قصاص نكنيد. من از مرگ ميترسم و از خانواده مقتول درخواست بخشش دارم. من حاضرم تا آخر عمر در زندان بمانم و موهايم مثل دندانهايم سفيد شود، اما قصاص نشوم. وي در ادامه گفت: درگيري ما به خاطر ايجاد مزاحمت براي همسرم رخ داد و واقعاً در درگيري من متوجه نشدم چه كسي مقتول را با چاقو زد. دو متهم پس از آخرين دفاع به دستور قاضي منافيآذر روانه زندان شدند.