نويسنده: محمدابراهيم شريعتي افغانستاني
بشر در طول تاريخ داراي ستارگان فروزان و مشعلداراني بوده است تا آدمي بر جهالت و تاريكي فائق آمده و با پرورش عقل و خرد، خويشتن را از ناداني و جهالت رهانيده و به اوج قله رفيع كرامت قدم بگذارد. طلايهداران اين منظومه فروزان، پيامبران الهي و جانشينان پاكسرشت و معصوم آنها هستند. در صف بعد، ميراثداران آنها، يعني عالمان ديني هستند كه در دانش و سلوك، قدم در جاي پاي آنها ميگذارند و مسير پر رمز و راز آنان را ميپيمايند و با ترويج فرهنگ اصيل و ناب اسلامي، بسياريشان در اين مسير با نثار جانشان، شجره طيبه ولايت و امامت را احيا نموده، در دفاع و پاسداري از حريم اسلام ناب محمدي، تا پاي شهادت پيش رفته و ميروند؛ علما و دانشمنداني كه در دوران حيات خويش بر تاريخ تشيع پرتو افكنده و بر معنويت، دانش و فرهنگ بشر تأثيرگذار بودهاند و خواهند بود. بدون شك، كمترين پاسداشت از مقام شامخ آنان، معرفي و شرح حال زندگي پر بار آنها براي نسلهاي بعدي است.
در قرآن كريم و روايات حضرات معصومين(ع) براي عالمان اهميت و جايگاه والايي بيان شده است. قرآن كريم، خشيت و خداترسي را منحصر به عالمان و دانايان نموده است و ميفرمايد: «إِنَّما يخشَي اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعٌلَماءٌ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ غَفٌورٌ»ٰ؛ از بندگان خدا تنها دانايانند كه از او ميترسند. آري، خداي ارجمندِ آمرزنده است. در آيه ديگر، با استفهام انكاري، برابر و همسان بودن عالمان را با جاهلان، به صورت قطعي مورد نفي و انكار قرار ميدهد؛«قُلْ هَلْ يسْتَوِي الَّذينَ يعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يعْلَمُونَ إِنَّّما يتَذَكرُأُولُوا الْاءَلْبابِ»؛ بگو! آيا كساني كه ميدانند و كساني كه نميدانند، يكسانند؟ تنها خردمندانند كه پند پذيرند. در روايات معصومين(ع) نيز جايگاه والايي براي عالمان دين ذكر شده است. پيامبر گرامي اسلام(ص) علما و دانشمندان امت خويش را بسان پيامبران بني اسرائيل دانسته است وَ قَال محمد (ص)« عُلَمَاءُ أَمَّتِي كأنْبِيَاءِ بَنِي إسْرَائِيل»؛ و نيز فرموده است: «رَحِمَ الَّلهُ خُلَفَائِي فَقِيلَ يَا رَسُولَ الَّلهِ وَ مَنْ خُلَفَاؤُك قَالَ الَّذِينَ يحْيونَ سُنَّتِي وَ يعَلَّمُونَهَا عِبَادَالله»؛ خدا رحمت كند جانشينان مرا. پرسيدند:اي پيامبر خدا! جانشينان تو چه كسانند؟ فرمود: كساني كه سنت مرا زنده بدارند و آن را به بندگان خدا بياموزند و نيز از آن حضرت نقل شده است: «الْفُقَهَاءُ أمَنَاءُ الرُّسُل»:فقيهان، امانتداران پيامبران هستند.
امام علي(ع) خطاب به كميل بنزياد، درباره عالمان و دانشمندان، چنين ميفرمايد:«ياكمَيلُ هَلَك خُزَّانُ الْأمْوَالِ وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِي الدَّهْرُ أعْيانُهُمْ مَفْقُودةُ وَ أمْثَالُهُمْ فِي الْقُلُوبِ مَوْجُودَةُ»،اي كميل!ثروتاندوزان بيتقوا مرده، گرچه به ظاهر زندهاند، امّا دانشمندان، تا دنيا برقرار است زندهاند، بدنهايشان گرچه در زمين پنهان، امّا ياد آنان در دلها هميشه زنده است. امام حسن عسكري(ع) نيز از جد بزرگوارش امام صادق(ع) چنين نقل ميكند: عالمان شيعه ما، نگهبان مرزهايي هستند كه ابليس و افراد پليد او، در پشت آن سنگر گرفتهاند و آنها را از تهاجم به ضعيفان شيعه ما باز ميدارند و مانع تسلط ابليس و پيروان ناصبي او ميگردند. از آنچه ذكر شد، به خوبي درمييابيم كه عالمان دين، ستارگان پرفروغ زمينيان، پاسداران حريم اسلام ناب و حافظان حرمت كتاب و سنت هستند. بدون ترديد، عالمان متعهّد شيعه در طول تاريخ اسلام و از آن جمله، در افغانستان، مهّمترين پايگاه براي حفظ و گسترش دين و مذهب و سنگربانان و مدافعان حريم تشّيع بودهاند. سرگذشت و تاريخ پر افتخار عالمان ديني شيعه در افغانستان، نشاندهنده اين واقعيت است كه آنان با تمام وجود، در راه حفظ و پاسداري از ارزشهاي ديني و مذهبي سعي و تلاش كرده و از جان و مالشان در اين مسير مايه گذاشتهاند. روحانيت متعهّد شيعه در افغانستان، همزمان در چند جبهه مبارزه داشتهاند.
در جبهه ضد استعماري و تهاجم بيگانگان به خاك افغانستان؛ روحانيان شيعه لباس رزم پوشيده و سنگر به سنگر، همگام با مدافعان حريم ملت و ميهن، تا پاي شهادت مبارزه كردهاند. در جبهه ضد استبدادي، زماني كه حاكمان و انحصارطلبان براي بقاي حاكميتشان انواع ظلم و ستم را بر مردم ما روا داشتند، روحانيت متعهّد تشيع، با زبان و قلم و تحمّل زندان و شكنجه و تبعيد، استبداد را به زانو درآوردهاند. در جبهه مبارزه با جهل و بيسوادي، در روزگاري كه در مناطق هزارهجات حتي كلاس ابتدايي وجود نداشت، بهترين عالمان ديني، وظيفه خود دانستند كه در مكتبخانههاي محلي بنشينند تا فرزندان وطن به كيمياي علم و دانش دست يابند.

اثري كه هم اينك در معرفي آن سخن ميرود، زندگينامه بيش از صدتن از عالمان و فرهيختگان سرزميني است كه در سال2013 ميلادي، به عنوان«پايتخت فرهنگي جهان اسلام» شناخته شده است. بدون شك، معرفي ولايت باستاني غزنين، به عنوان«پايتخت فرهنگي جهان اسلام» بيش از هر چيز ديگر، مديون تلاشها و زحمات اين عالمان وارسته است كه نهال علم و دانش را در اين سرزمين تاريخي غرس كردند و با خون دل و اشك ديده آبياري نموده و بارور ساختند؛ علما و انديشمنداني كه از مدارس و مكاتب ساده و گلين جاغوري، مالستان، ناهور، جغتو، قرهباغ و... درخشيدند. ستارگاني همچون حضرات و آيات عظام؛ علّامه فيضمحمد كاتب هزاره، محمدعلي مدرّس افغانستاني، آيتالله العظمي فياض، قربانعلي وحيدي، محمدرضا اوحدي، عزيزالله غزنوي، محمد سرورفلسفي و. . . نه تنها در آسمان ولايت غزنه ميدرخشند كه در سطح كشور و جهان تشيع، چهرههايي شناخته شده هستند. در زمينه نحوه گردآوري اين اثر، يادآوري نكاتي لازم و ضروري مينمايد:
1- زندگينامه سه دسته از عالمان ولايت غزني، مورد توجه و در اولويت قرار گرفته است.
الف. عالمان و شخصيتهايي كه خدمات علمي و فرهنگي داشته، با ساختن مدرسه علميه و مراكز آموزشي، عمر گرانبهاي خود را به تربيت شاگردان و جويندگان علم و دانش و تبليغ معارف اسلامي صرف كردهاند.
ب. علما و طلاب جواني كه در راه مبارزه با انحرافات فكري و استبداد داخلي، شكنجه و زندان را به جان خريدهاند يا در راه دفاع از ميهن و آرمانهاي اسلامي، جام شهادت سركشيدهاند.
ج. طلاب و روحانياني كه همچون سلف صالح خود، در جهت گسترش علم و دانش و در دفاع از ارزشهاي ديني و مذهبي، با نوشتن كتاب و مقالات در راه اعتلاي فرهنگ اسلامي، مجدانه تلاش نمودهاند.
2- آنچه در اين كتاب فراهم آمده و به ثبت رسيده است، زندگينامه تعداد اندكي از ستارگاني علم و فقاهت ولايت باستاني غزني است. دليل اين امر، تنها و تنها، عدم دسترسي به بيوگرافي و شرح حال زندگي بسياري از علما و دانشمندان بوده است، اميد آن كه توفيق يارمان گردد تا در مجلد ديگري جبران مافات نماييم.
3- هر كار بشري، هر چند با دقت تمام انجام شود، خالي از نقص و اشكال نبوده و اين قاعده بر اين كتاب نيز ساري و جاري خواهد بود. از اين رو، از علما، انديشمندان و خوانندگان محترم كه در جهت رفع نواقص و ايرادهاي اين اثر، در راستاي بهبود و ارتقاي آن، ما را ياري رسانده، نقدها و پيشنهادهاي سازندهشان را مطرح نمايند، از آن استقبال نموده سپاسگزاري مينماييم.
4- بر خود لازم ميدانيم از همه عزيزاني كه با دست نوشتهها و مصاحبههايشان، در تدوين اين كتاب، ما را ياري كردند، به خصوص از فرهيخته گرامي، جناب حاجعوضعلي اعتمادي كه در تهيه زندگينامه برخي از شخصيتها با ما همكاري و مساعدت داشت، تشكر و قدرداني نماييم.