
نویسنده: فاطمه خدادادبيگي
بيشك، دانشجو و طيف دانشگاهي نماد آگاهي و علم به موضوعات روز و منشأ بسياري از جريانات مرسوم جامعه است. جنبشهاي دانشجويي در بطن نظام جمهوري اسلامي هويت پيدا ميكنند از اين رو اعتقاد به اينكه مردم در انتخاب حاكميت خود حق تام داشته جزء ساختار اين جنبشها بوده و وظيفه دارند تلاش خود را در جهت نقد حكومت و كمك به بهتر شدن معيشت مردم به كار گيرند.
معمولاً در آستانه انتخابات بازار بازي با كلمات و استفاده از الفاظ و توسل به خط مشي افرادي با سابقه خاص و در نتيجه آن تحويل وعدههاي تو خالي به مردم داغ ميشود كه در بسياري موارد حاصلي جز سوق دادن افكار عمومي به سمت تواناييهاي كاذب و بياعتمادي نسبت به تمام وعدهها و در آخر دلسرد شدن مردم ندارد.
از آنجاييكه برگزاري انتخابات سالم و شركت پرشور مردم در آن براي كشور ما كه همواره از جانب دشمنان داخلي و خارجي مورد تهديد بوده از اهميت ويژهاي برخوردار است، نقش دانشجويان و دانشگاهيان در شناخت و بررسي جريانات كانديداها و وعدههاي انتخاباتي آنها حائز اهميت است.
عموم مردم در جريان انتخابات تلاش ميكنند با استفاده از نظرات قشر فرهيخته جامعه بهترين تصميم را در انتخاب نمايندهاي اصلح اتخاذ كنند. البته استفاده از نظرات افرادي كه دغدغهشان درخواست مطالبات مردم بدون وابستگي به گروه و جناحي خاص باشند تنها راه انتخاب درست نيست اما ميتواند مانع بروز بسياري از مشكلات ناشي از كماطلاعي مردم شود.
دانشجوي امروز هميشه حرفي براي گفتن دارد كه بسته به زمان و موقعيت مخاطب مختلفي دارد. حرف او ميتواند با مردم، مسئولان، رسانهها يا داوطلبان انتخاباتي باشد. نگاه موشكافانه او ميتواند راهگشاي بسياري از بنبستهايي باشد كه شايد از عهده بزرگترين متخصصان و تئوريسينها برنيايد. بنابراين لازم است نقش او در جامعه به خصوص در برهههاي حساس زماني همچون انتخابات جدي گرفته شود.
در آستانه انتخابات، برخي از كانديداها با سوءاستفاده از كم اطلاعي و بياطلاعي عموم مردم در زمينه رشته تخصصي و توانايي فردي خود در معرفي و توصيف توانمندي خود به طرز ماهرانهاي اغراق ميكنند و متأسفانه با بياني شيوا اذهان عمومي را به سمت پذيرش جرياني خاص و در نهايت رأي دادن به گزينههاي مدنظر خود ترغيب ميكنند. در اين مواقع دانشجويان و افرادي كه با توسل به نيروي تفكر و داشتن تخصص لازم قادر به تشخيص مسائل هستند ميتوانند به روشنگري بپردازند.
دانشجويان ميتوانند با تعريف شاخصها و مسائل روز براي مردم جهت برگزاري انتخاباتي سالم كه مهمترين رويداد سياسي جامعه است ايفاي نقش كنند؛ چنين نقشي لازم است اما كافي نيست، زيرا امروزه وظيفه دانشجويان از دعوت مردم به شركت در انتخابات و انتخاب مناسب فراتر رفته و بايد به سطحي از توانايي در تحليل و بررسي مسائل برسند كه هر داوطلب علاوه بر داشتن شور و نشاط جهت شركت در انتخابات، همواره خود را زير ذرهبين موشكافانه فرهيختگان جامعه ببيند و به قول قدما از دادن هر وعده نامعقولي شرم كند.
بنابراين قدرت روشنگري و سواد منطقي دانشجو ميتواند موجب رشد كشور تا افق انتخاب اصلح و نشاط سياسي و اجتماعي شود. البته بايد مراقب بود همين طيف سازنده ابزار دست عدهاي سودجو قرار نگيرد، چراكه هر چه بگندد نمكش ميزنند واي به روزي كه بگندد نمك.
از طرفي ديگر، وقتي فردي به قصد شركت و پيروزي در انتخابات ثبت نام ميكند تلاش خود را به منظور جلب حمايت جريانهاي سردمدار همچون روحانيون، اهل سياست و اهل علم بهكار ميگيرد از اين رو بناي اصلي چشمانداز و برنامههاي خود را بر اساس سليقه و سطح توقع آنها تنظيم ميكند تا شانس بيشتري براي رأيآوري داشته باشد و اين امر فرصتي است كه دانشجويان با تعريف خواستههاي بحق جامعه و سطح انتظار خود نماينده شايستهاي براي استيفاي حق مردم خود باشند.
دانشجويان با استفاده از نيرو و انرژي جواني، قدرت چانهزني، ارتباطگيري مناسب، شركت در نشستهاي علمي و كسب اطلاع دقيق، مستند و مستدل و استفاده از امتياز محبوبيت ميتوانند تأثير عميقي بر مناسبات سياسي و اجتماعي جامعه داشته باشند و با ايجاد تحول در سطح فكر و توقع اجتماع، مردم را به سمت واقعبيني و داوطلبان انتخاباتي را به سمت واقعگويي هدايت كنند.
براي اينكه از نقش دانشجو در جريان انتخابات تنها به بررسيهاي بازرسگونه و غلطگيري از انشاي نانوشته تعبير نشود، داوطلبان ميتوانند به اين طيف از جامعه به عنوان بازوان مطالبهگر مردم نگاه منطقي داشته باشند و از مشاورههاي آنها براي شناخت سليقه واقعي و انتظارات مردم استفاده كنند. اين رابطه در نهايت به نوعي بلوغ فكري داوطلب و همراه شدن نخبگان جامعه با او منجر خواهد شد.
فراموش نكنيم دانشجو نيز براي اينكه طرف مشورت كانديداها يا طرف اعتماد مردم قرار گيرد بايد با ذكاوت كامل عمل كند و در هر موضوعي كه مسئله روز جامعه ميشود پيشرو باشد. چنين طلايهداري بايد از آسيبهايي همچون احساسي رفتاركردن و داشتن تعصب غيرمنطقي نسبت به فرد يا گروه خاص اجتناب كند تا بتواند مشاوري امين، متخصص و متعهد باشد.
ذكر اين نكته شايد خالي از لطف نباشد؛ در فضاي كنوني كه رخوت سياسي بر دانشگاههاي سراسر كشور حاكم است دانشجويان دچار نوعي ترس و احتياط مفرط شدهاند و نظر دادن و دخالت در امور سياسي به اولويت نه چندان ضروري آنها تبديل شده است.
دانشجويان امروز از انتقاد بينتيجه به مسائلي همچون برجام، بازديد گاه و بيگاه و بيدليل مسئولان 1+5 از تأسيسات هستهاي، وعدههاي ضد و نقيض دولتمردان، برگزاري تريبونهاي آزاد دانشجويي بيهدف، تهديدهاي مكرر، اتهام بيسوادي و بيشناسنامگي، پيگيري بينتيجه حقوقهاي نجومي، برگزاري جشنهاي پرهزينه از بودجه دولت و امثالهم به باتلاق سكوت در برابر ناملايمات فرو رفتهاند و ترجيح ميدهند چند صباحي را به پاس كردن واحد مشغول باشند و اداره امور كشور را به دست اندركاران مدعي بسپارند. با اين رويه همچنان در انتخابات شاهد بذل و بخشش وعدههاي پوچ و توخالي به مردم و روي كار آمدن افرادي خواهيم بود كه به چشم بر هم زدني وعدههاي انتخاباتي خود را فراموش كرده و سوار بر اسب جهل مردم يكهتازي ميكنند.