جنگ 6 روزه در ماه ژوئن 1967 رخ داد که در جریان آن رژیم صهیونیستی در عرض کمتر از یک هفته ضربات سنگینی به مصر و سوریه، دو متحد کلیدی اتحاد جماهیر شوری سابق وارد کرد. نیروهای مسلح هر دو کشور توسط اتحاد جماهیر شوروی آموزش و تسلیح شده بودند. با وجود این در جریان 6 روز تلاویو مناطق بیشتری را در کرانه باختری، غزه، سینا و بویژه بلندی های جولان به اشغال خود درآورد که تاثیر کلیدی در تغییر ترتیبات ژئوپلیتیکی منطقه داشت. ناکامی شوروی در حمایت و نجات متحدان خود، باعث بی اعتباری و کاهش قدرت مسکو در سراسر منطقه بویژه در میان متحدان خود شد. در پی این جنگ رژیم صهیونیستی تلاش کرد تا ارتش خود را «شکست ناپذیر» نشان دهد.
شانزر ضمن به رخ کشیدن پیروزی سریع اسرائیلی ها در این جنگ، می نویسد: « به نظر می رسد، بعد 50 سال تاریخ آماده است تا خود را تکرار کند. متحدان روسیه بار دیگر اسرائیلی ها را تحریک می کنند، تلاویو ممکن است انتخابی جز حمله اول را نداشته باشند. اسرائیل هشدار می دهد نتایج این جنگ همانند جنگ شش روزه 1967 به صورت بنیادین می تواند منطقه را تغییر دهد.» این مقام صهیونیستی در ادامه خاطر نشان می کند که اما این بار صحنه جنگ در سوریه است و نه علیه بشار اسد بلکه علیه «کشنده ترین نایب ایران یعنی حزب الله است.»
نگرانی اسراییلی ها از حزب الله در سوریه در حالی است که آنها انتظار داشتند و برنامه ریزی کرده بودند حزب الله با ورود به جنگ سوریه تضعیف و در مقابل جنگ آتی با تلاویو آسیب پذیر شود. اما جنبش مقاومت اسلامی لبنان که نشان داده توانایی بی نظیری در تبدیل تهدید به فرصت دارد نه تنها تضعیف نشد بلکه با تطبیق خود با شرایط جدید منطقه خود را به عنوان یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین بازیگران منطقه ای معرفی کرد بویژه اینکه جنگیدن در کنار ارتش کلاسیک و قدرتمند روسیه تجربه گرانبهایی را برای این گروه لبنانی با خود همراه داشته است.
حالا که نیروهای متحد دمشق توانسته اند با ترکیب توانایی ها و قابلیت خود گروه های مسلح تحت حمایت غرب، ترکیه، عربستان، قطر و رژیم صهیونسیتی را به عقب برانند و همزمان روند مذاکرات صلح را به نفع دولت سوریه پیش ببرند، اسرائیلی ها احساس خطر کرده و تلاش می کنند از طرق مختلف از جمله دیپلماتیک و یا انجام حملاتی علیه مواضع مقاومت در داخل سوریه مانع از آن شوند که دشمنان سرسخت به حداکثر اهداف خود دست یابند یا حداقل از تبدیل شدن جنوب سوریه به جنوب لبنان خودداری کنند، جایی که حزب الله لبنان توانست ضربات سنگینی را به صهیونست ها تحمیل کند و آنها را وادار کرد تا برای اولین بار بدون هیچگونه قید و شرطی از خاک یک کشور اسلامی و عربی عقب نشینی کنند.
اما هیچ کدام از این اقدامات نه جلوی افزایش قدرت مقاومت شده اند و نه بین روسیه و مقاومت شکاف ایجاد کرده اند و به همین دلیل آنها تصمیم گرفته اند مسکو را تهدید کنند تا شاید با یادآوری گذشته بتوانتد روسیه را بترسانتد. شانزر در پایان یادداشت خود تاکید می کند: « تاخت و تاز ولادیمیر پوتین در سوریه به عنوانی تلاشی برای احیای گذشته روسیه توصیف شده است اما اقدامات شوروی در خاورمیانه به طور اجتناب ناپذیری با جنگ شش روزه و ضعف مسکو در منطقه شناخته می شود. روسیه وارد خطر می شود تا اشتباهاتی را که نیم قرن مرتکب شد را تکرار کند، اشتباهاتی که هنوز تاثیرات بنیادین آنها در منطقه دیده می شود.»
صهیونست ها در حالی پیروزی شش روزه خود را بر دو ارتش بزرگ عربی به رخ روسیه می کشند که فراموش کرده اند در طول 33 روز در مقابل یک گروه چریکی در جنوب لبنان نتوانستند هیچ کاری از پیش ببرند. آن هم زمانی که روسیه در کنار حزب الله نبود. پس اسرائیلی ها به جای اینکه به 50 سال عقب برگردند بهتر است به سال 2006 برگردند و به یاد بیاورند چگونه رزمندگان حزب الله اجازه ندادند دشمن صهیونیستی علی رغم 33 روز بمباران گسترده و سنگین حتی یک وجب از خاک لبنان را بار دیگر اشغال کند و اینکه با انجام عملیات های غافلگیر کننده زمینی و دریایی «افسانه شکست ناپذیری» ارتش رژیم صهیونیستی را به سخره گرفتند.