
نویسنده: بیژن یانچشمه
اساتيد صاحبنظر حوزههاي بحران و حوادث معتقدند كه نميشود خطر را از بين برد ولي ميتوان با در نظر گرفتن تمهيدات قبل از بحران و بعد از حادثه از ميزان خسارتهاي جاني و مالي آن كم كرد. متأسفانه در كشور ما كه هر لحظه آبستن حوادث است نه تنها براي بحران بلكه براي حين و بعد از آن هم كاري انجام نشده است و تجربه بحرانهاي گذشته همچون زلزله بم و ساير بحرانها مؤيد آن است كه دولت به عنوان دستگاه حاكميت تاكنون براي پسا بحرانها آن هم در حوزه شهري كاري انجام نداده است و برنامه مدوني هم ندارد. اين ضعف در سالهاي متمادي سبب شده است تا همواره نارضايتي در بعد از بحرانها سالها دامن افراد آسيب ديده را بگيرد و آرامش و آسايش آنان را سلب كند. بر اين اساس شهرداري تهران بهرغم مسائل و مشكلات موجود با برگزاري نشستهاي كارشناسي درصدد تهيه سند جامع «مديريت بازسازي تهران پس از وقوع زلزله» برآمده است. بر اين اساس به دليل اهميت موضوع و در حالي كه ساختار مديريت بحران در پيچ و خم بوروكراسي اداري بين دولت و مجلس در رفت و آمد است تا شكل منسجمي به خود بگيرد به اين موضوع و اظهارنظر كارشناسان صاحب تخصص در ذيل پرداختهايم تا شايد در بحرانهاي پيشرو مرهمي باشد براي كاهش آلام حادثهديدگان از بُعد انساني و تقويت جايگاه اين سند براي بُعد ملي.
آمادهسازي شهر براي مقابله با پديده بحران در حقيت حفظ جان و مال انسانها، حفظ استمرار و خدمتدهي سيستمها، دستگاهها و ساختارها، افزايش عمر مفيد سيستمها، سازهها و تجهيزات، پايدارسازي زيرساختهاي سايبري، پايدارسازي زيرساختهاي شهري، جلوگيري از بحرانهاي ثانويه، حفظ قدرت اداره مردم، تأمين نيازهاي اساسي مردم، دميدن روح آرامش در جامعه، مديريت صحنه، جابهجايي، تخليه و اسكان مردم از جمله اقدامات مهمي است كه بايد مورد توجه قرار گيرند. در اين زمينه محمدرضا آقايي با اشاره به سند جامع «مديريت بازسازي تهران پس از وقوع زلزله» ميگويد: طرح اين مسئله بر اساس تكاليف طرح جامع بوده است و نوع نگاه آن، آمادهسازي شهر براي مقابله با پديده بحران و همچنين پيشنهاد استقرار تأسيسات و تجهيزات شهري در موقعيتهاي مختلف از شهر به منظور پيشگيري از آسيبهاي وارده است.
مديركل شهرسازي و طرحهاي شهري مهمترين موضوع بعد از زلزله را خلأ در تصميمگيري مديريتي ميداند و و ميافزايد: اين مسئله هم موجب تأثيرات منفي روحي و رواني شهروندان ميشود و هم به دليل از دست رفتن زمان و سرمايه باعث تشديد آسيبهاي وارده از بحران ميگردد، چراكه بسياري از ارگانها و سازمانهايي كه آمادگي امدادرساني در موقع بحران را دارند به دليل نداشتن برنامه مشخص نميدانند در چه مسيري قرار گيرند و اقدام كنند. وي با اشاره به اينكه وجود برنامه مدون و قابل اجرا، مشكلات ناشي از تصميمات مديريتي آني را بسيار كاهش ميدهد، اظهار ميكند: به عنوان مثال هنگام بحران مسئله امداد و نجات را داريم و به دنبال آن نحوه اسكان بازماندگان حادثه، از سوي ديگر اقدام در خصوص بسياري آسيبها ضروري است مانند ساماندهي اجساد باقيمانده كه رسيدگي به آن بسيار اهميت داشته و ميتواند آسيبهاي حاصل از شيوع بيماريها را كاهش دهد. آقايي با تأكيد بر اينكه مديريت شهري تهران خواهان آن است كه در كنار طرح جامع، سندي داشته باشد كه بر اساس آن، قسمتهايي از شهر را كه قابليت مكان يابي تأسيسات و تجهيزات شهري را داشته باشند شناسايي كند و به عنوان راهنمايي پيش روي برنامهريزان قرار دهد، ميافزايد: به كمك اين سند راهبردي ميشود شرايطي ايجاد كرد كه در لحظه بحران، مهندسان برنامهريز شهري و حوزههاي اجرايي بدانند چه اقدامهايي لازم و بهترين فضاها و امكانات براي آن اقدامها كجا ميتواند باشد؟
مديركل شهرسازي و طرحهاي شهري خاطرنشان ميكند: لازم است تمامي سازمانها، ايدههاي آرماني خود را به صورت سند مكتوب نمايند و در اختيار كارشناسان قرار دهند و شهرسازان بر اساس هدايتها و اسناد راهبردي به اين موارد دست يابند.
سانحه به مثابه تيغ جراحي ضعفها را آشكار ميكند
هنگام رويارويي با بحران، غالباً افرادي كه موجبات فاجعه را فراهم كردهاند، سرزنش ميشوند در صورتي كه به تدريج بر همگان آشكار ميشود كه حداقل 90 درصد مسائل و مشكلات، قبل از سانحه به خوبي نمايان بوده است و در واقع سانحه به مثابه تيغ جراحي ضعفهايي كه در بناهاي موجود، بافتهاي شهري، زيرساختهاي جامعه و سيستم برنامهريزي در گذشته وجود داشتهاند را آشكار ميسازد. اين بخشي از سخنان عليرضا فلاحي دانشيار دانشكده معماري و شهرسازي دانشگاه شهيد بهشتي است كه عنوان ميكند «بازسازي» يك تخصص است و با «خانهسازي» و «شهرسازي» تفاوتهاي بنيادين دارد.
وي ميگويد: رشد جمعيت، ساخت و سازهاي غيرمقاوم، ضعف شبكههاي زيرساختي، تراكم غيراصولي، مجاورت سازههاي سازگار و ناسازگار، تمركزگرايي، كاربريهاي ناايمن، فقر اقتصادي و فرهنگي، درآمدهاي پايين و حاشيهنشيني از جمله مصاديق ايجاد و تشديد بحران در شهرهاي بزرگی همچون تهران است. اين صاحبنظر در حوزه معماري و شهرسازي با اشاره به اهميت نگاه همه جانبه به مقوله مديريت بحران و بازسازي پس از آن ميافزايد: يكي از مهمترين و مؤثرترين مراحل مديريت بحران، بازسازي است كه البته از نظر زماني طولانيترين و حساسترين مرحله مديريت بحران به شمار ميرود و شامل بازسازي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و كالبدي است. فلاحي با بيان اينكه آنچه در حوزه بحران از اهميت ويژهاي برخوردار است پيشگيري و پيش بينياست كه ميتواند تا حد زيادي از خسارتهاي احتمالي بكاهد، ميگويد: مديريت حوادث غيرمترقبه، بايد بتواند بحران را قبل، حين و بعد از سانحه كنترل نمايد و تمامي تحقيقات، برنامهريزيها و تداركات، بايد قبل از سانحه صورت گيرد تا به واسطه آن بتوان آمادگي لازم را جهت كنترل هنگام و بعد از سانحه به عمل آورد.
وي با اشاره به اهميت مقوله مهم تأمين سرپناه پس از سانحه بيان ميكند: بايد توجه داشت كه مردم پس از زلزله نه تنها بيساختمان ميشوند، بلكه بيخانمان ميشوند و اين به آن معناست كه مردم پس از سانحه، نه تنها محيط زندگي و سكونت و محل كسب و كار خود را نابود شده ميبينند، بلكه بخشي از خاطرات خويش را نيز ويران شده مييابند.
تهيه اطلس پهنههاي گسلي تهران
فاطمه صالح معاون پيشگيري و كاهش خطر پذيري سازمان پيشگيري و مديريت بحران شهر تهران با بيان اقدامات راهبردي و پيشگيرانه اين سازمان ميگويد: انجام مطالعات و به روز رساني ريز پهنهبندي لرزهاي شهر تهـران، انجام مطالعات طرح جامع كاهش خطرپذيري لرزهاي و مديريت بحران شهر تهران، ارتقاي سيستم واكنش اضطراري در 72 ساعت اول پس از وقوع زلزله در تهران و ظرفيتسازي جهت كاهش خطرپذيري لرزهاي و مديريت بحران شهر تهران از جمله اقداماتي است كه در اين خصوص صورت گرفته است.
وي با اشاره به تهيه «اطلس اماكن و تأسيسات واقع در پهنههاي گسلي شهر تهران» ميافزايد: اين اطلس شامل 206 شيت نقشه به انضمام جداول توصيفي مربوط به هر نقشه است و دربرگيرنده حدود 100 لايه اطلاعاتي شامل تمامي اماكن و مراكز اداري، تجاري، امنيتي، عمومي، امدادي، خدماتي، تفريحي و شريانهاي حياتي مستقر در پهنههاي گسلي و قنوات شهر است كه به منظور پيشبيني راهكارهاي پيشگيرانه و كاهش خطرپذيري در مواقع بحران، شناسايي و به سازمانها و نهادهاي مسئول ارائه شده است.
تدوين سند جامع «مديريت بازسازي تهران»
قائم مقام معاونت شهرسازي و معماري هدف از تشكيل اين جلسه را استفاده از نظرات راهبردي متخصصان علمي و اساتيد مديريت بحران براي كسب نگاهي جامع و دقيق در تدوين سند جامع «مديريت بازسازي تهران پس از وقوع زلزله» عنوان ميكند كهميتواند هنگامبروز بحران و متناسب و منطبق با شرايط بحران، سريعاً به مرحله اجرا درآيد.
تورج فرهادي با تأكيد بر اينكه هرچه برنامهريزيهاي پيشگيرانه، جامعتر و دقيقتر باشد، هنگام بروز بحران فرصتهاي بهتري براي حل موفقيتآميز مشكلات وجود خواهد داشت، ميگويد: مديريت بحران، فرآيندي شامل برنامهريزي اجرايي و اقدامات عملياتي است كه توسط دستگاههاي دولتي، غيردولتي و عمومي در جهت مديريت عمليات و بازسازي و بازتواني مناطق آسيبديده صورت ميپذيرد تا شرايط را در اسرع وقت به وضعيت عادي بازگرداند.
نيازمند «سناريوي ارتباطات بحران» هستيم
قائم مقام معاون شهردار تهران با تأكيد بر اينكه پيشگيري از بحران به عنوان ضرورتي اجتنابناپذير، كار مشترك دولت و مردم است و علاوه بر فرهنگ غني، نياز به باور قلبي بين آحاد جامعه دارد، ميگويد: آنچه ميتواند لحظات بسيار حساس و تعيينكننده بحران را مديريت كند اين است كه گروههاي مختلف بدانند از آنها چه انتظاري ميرود و چهكاري را بايد انجام دهند و از چه كاري بايد پرهيز كنند، چراكه اينامر آنها را قادر ميسازد با خونسردي كامل عمل كنند و در كار خود موفق شوند. وي با اشاره به اينكه تراكم زياد جمعيت و بافت نامطلوب شهري در بسياري از مناطق تهران، كار امدادرساني و كمك به بازماندگان حادثه را در مواقع بحران بسيار دشوار خواهد ساخت، ميافزايد: در اين شرايط، برنامهريزي براي پيشگيري و كاهش مخاطرات حاصل از بحرانها يا به عبارت ساده، مديريت ريسك بسيار ضروري و تنها راه چاره به نظر ميرسد.
فرهادي با تأكيد بر اينكه اصليترين كاري كه در اين خصوص بايد صورت گيرد، مديريت واحد و جلب مشاركت همگاني است، تأكيد ميكند: با تعيين جايگاه و شفافسازي وظايف و مسئوليتهاي دولت، بخش خصوصي، تشكلهاي مردم نهاد و عموم مردم، بايد همه اقشار مردم در اين خصوص احساس مسئوليت كنند و پاسخگو باشند و افراد و دستگاههاي مختلف از قبلنقشخود را در سناريوي بزرگ ارتباطات بحران بشناسند و بر اساس آن نقش خود را ايفا كنند.