
نویسنده: حميرا ورمقاني*
واي خدايا چرا اينقدر چاقم. . . كاش ميشد دماغم كوچكتر بشه. . . خوش به حال همه كساني كه زيبا هستند. . . نميدونم با اين همه جوش با چه رويي برم مهموني... چروكهاي صورتم به قدري زياده كه شبيه آدم صد ساله شدم... چي ميشد اگه قدم بلندتر بود. . . برم عمل كنم تا گونههام بزرگتر بشه تا زيبا بشم. . .اي بابا با اينكه عمل كردم اما بازم زشتم. . . بهتره براي بار سوم بينيمو عمل كنم تا خوشگلتر بشم. من نسبت به خواهرم خيلي بد اندام هستم. . . دست و پام شبيه آدم نيست از بس بلنده و ...
اين جملات و صدها و گاهي هزاران جملات ديگر گوياي نارضايتي برخي از افراد از ظاهرشان است. نارضايتي كه با هيچ اقدامي برطرف نميشود. اين نارضايتي آنان را به استيصال و درماندگي ميرساند.
زشت بودن يا زشت پنداشتن؟
هر روزه در سطح جهان عملهاي زيبايي بسيار متعددي در حال انجام است. كساني هستند كه حتي يك نوع عمل را چندين بار انجام ميدهند و كساني هم هستند كه عملهاي متفاوتي انجام ميدهند اما باز هم به تصوير مطلوب مدنظرشان نميرسند. آيا همه اين عملهاي زيبايي واقعا ضروري است؟ نكته جالب توجه اين است كه خيلي از اين عملها از نظر اطرافيان و متخصصان چندان ضرورتي ندارد اما فرد اصرار به انجام آن دارد، زيرا اصرار بر زشت ديده شدن دارد و دوست دارد زيبا ديده شود. تمام اين رفتارها با هدف كسب رضايت نسبت به تأييد زيبايي ظاهري انجام ميشود اما هيچ وقت رضايت مدنظر حاصل نميشود. آنچه در اين افراد وجود دارد چيزي است كه به آن خودزشت پنداري، تصوير بدني نامطلوب و بدشكلي بدني ميگويند. در خودزشت پنداري، فرد از ظاهر خود ناراضي است و تمام تلاش خود را ميكند تا به تصوير ايدهآل مورد نظر خود برسد. البته نكته مهم در اين تعريف اين است كه اين تصوير نامطلوب تنها از نظر خود فرد است و ديگران هيچ نامطلوبياي مشاهده نميكنند پس تا حدودي جنبه مرضي دارد. افراد خودزشت پندار بدن و چهره خود را زشت و غيرطبيعي ميبينند در صورتي كه واقعيت اينگونه نيست. البته اين مطلب به كساني كه عمل زيبايي را به تشخيص متخصصان انجام ميدهند اختصاص ندارد و اين افراد خودزشت پندار به شمار نميروند. نكته مهم ديگر اين است كه به راحتي نميتوان به هر كسي خودزشت پندار گفت حتي اگر عمل را پزشك متخصص چندان الزامي نميداند نيز نميتوان با قاطعيت فرد را خودزشت پندار ناميد اما در افراد متفاوت، اين ويژگي درجات مختلفي دارد.
البته در افراد خودزشت پندار فقط اينطور نيست كه فرد ظاهر بيعيب را عيب دار ببيند. گاهي واقعا در فرد نقصي وجود دارد اما او آن را خيلي بزرگ تصور ميكند و واكنشهايي به آن نشان ميدهد كه خيلي بيشتر و شديدتر از حد مورد نظر است.
چه كسي خودزشت پندار است؟
معمولا در دوران كودكي، انسان تمامي چيزهاي زيبا را دوست دارد و اين ويژگي جنبه منفي ندارد و مختص به تمامي كودكان است. مثلاً بارها ديده شده كه كودك در بازي با وسايل بزرگترها سعي در زيبا كردن خود دارد يا در نوجواني و دوران بلوغ، نوجوانان به دليل تغييرات هورموني ظاهرشان بسيار متفاوت از گذشته ميشود كه برايشان ناخوشايند است. اين تغييرات و حس منفي به ظاهر يا زيباتر كردن خود، جنبه مرضي ندارد، زيرا ميآيند و ميروند و ماندگار نيستند و جزء تحولات دوران رشدي هر انساني محسوب ميشوند. در اين مثالها نميتوان گفت كه فرد خودزشت پندار است اما زماني كه به تحليل علل خودزشت پنداري در افراد پرداخته ميشود رد پايي از آن را ميتوان در دوران كودكي يا نوجواني يافت.
اضطراب يكي از علل اصلي اين مسئله در افراد است (البته اضطراب جزء عواملي است كه ميتواند هم علت و هم معلول اين مسئله باشد). اعتماد به نفس پايين از طريق تحقير، تمسخر، تنبيه، بيتوجهي و عدم تأييد در كودكي و نوجواني ميتواند يك علت ديگر خودزشت پنداري باشد. برخي به اشتباه برداشت ميكنند كه اين مسئله مختص به طبقه خاصي از جامعه است، در حالي كه اين برداشت كاملاً غلط است و در تمامي جهان اين مسئله ديده شده است. آسيب به خود يكي از تبعات داشتن تصوير نامطلوب از خود است. عدم توانايي كنترل و مديريت هيجان و رفتار از جمله پرخاشگري يا افسردگي يكي ديگر از تبعات خودزشت پنداري است. برخي از اين افراد براي رهايي از هيجانهاي منفي ناشي از خودزشت پنداري به اموري دست ميزنند كه اين هيجان را تجربه نكنند و حال خوبي داشته باشند. يكي از اين رفتارها روي آوردن به مصرف مواد يا سرگرم شدن اغراق آميز در تفريحاتي است كه چندان براي سلامت روان مناسب نيست. معمولاً اين افراد در برقراري ارتباط با ديگران به علت اينكه اعتماد به نفس پاييني دارند، بسيار بد عمل ميكنند و به دليل اضطراب، دائم نگران مورد قضاوت قرار گرفتن از جانب ديگران هستند.
زنگ خطر براي اين افراد مبتلا شدن آنها به يكسري اختلالاتي چون وسواس، اضطراب و افسردگي است. درگيري ذهني مداوم اين افراد به ظاهر خود، نوعي وسواس است كه اگر از حد بگذرد ميتواند سلامت روان فرد را به خطر اندازد. روحيه پايين يكي از همراهان هميشگي اين افراد است. به دليل ديدن نقصهاي خيالي و مقايسههاي پي در پي خود با ديگران، آنها مدام ناراحت و غمگيناند. اين ناراحتي به دليل شدت بالا و تداوم داشتنش آرام آرام آنها را به يك فرد افسرده تبديل ميكند. هر روزه صد بار خود را در آينه برانداز و با خود جملات منفي فراواني را تكرار ميكنند كه حتي اگر خودشان هم نخواهند اين جملات كار خودشان را ميكنند و از او فردي منفي نگر و افسرده ميسازند. بدي خلق پايين اين است كه فرد را از پويايي دور ميكند و حتي توان رفتن نزد يك مشاور را از او ميگيرد.
از كجا بدانيم كه خودزشت پندار هستيم يا نه؟ اين افراد تعدادي رفتار را با فراواني بالا انجام ميدهند از جمله: معمولاً در حال رژيمهاي سفت و سخت هستند، دائم در حال مقايسه ظاهر خود با افراد جذاب و زيبا هستند، بيشتر وقت خود را صرف آراستن خود ميكنند، از حضور در جمع مضطرب ميشوند و در ميان مردم احساس معذب بودن ميكنند، در لباس پوشيدن هدفمند عمل ميكنند يعني لباسي را انتخاب ميكنند كه نقص خيالي آنها را بپوشاند و كمالگرايي ويژگي بارز اين افراد است.
آيا راه درماني هست؟
در بهبودي اين افراد معمولاً بيشتر تمركز روي كاهش ميزان اضطراب آنهاست كه آرامش سازي، داروهاي ضد اضطراب و ارجاع به مشاوران كار آزموده پيشنهاد ميشود. يكي از كارهايي كه اين افراد در بهبودي خودشان به طور خودسرانه و غلط انجام ميدهند بستن خود به داروهاي ملين دار و استفراغ است و همچنين به نخوردن غذا روي ميآورند كه اين خود صدمات جسمي زيادي برايشان به دنبال دارد و به همين دليل معمولاً اين افراد همراه با خودزشت پنداري به اختلالات خوردن نيز دچار هستند. كار روي افكار و برداشتهاي اين افراد يكي از مهمترين كارهايي است كه متخصصان انجام ميدهند.
افرادي كه تصوير نامطلوبي از خود دارند از عمق آسيبهاي آن خبر ندارند و شايد اصلاً خبر ندارند به خودزشت پنداري مبتلا هستند. پيشنهاد ما اين است كه اگر با خواندن اين مطلب احساس كرديد كه ويژگيهاي اين افراد را حتي با درجات متفاوتي دارا هستيد، بهتر است به خواندن مطالب بيشتري بپردازيد. در نهايت با مراجعه به متخصص از او كمك حرفهاي دريافت كنيد.
*دانشجوي دكتراي روانشناسي باليني