
دنيا حيدري
ورزش زورخانهاي و پهلواني در حالي اين روزها بسيار كمرنگ شده و بهاي چنداني به آن داده نميشود كه تا چند دهه قبل در ايران رواج فراواني داشته و بسيار حائز اهميت بوده است، چراكه پهلوانان فراواني را تحويل جامعه ميداد. پهلواناني كه از احترام فراواني در بين افراد جامعه برخوردار بودند. اما نه فقط به دليل داشتن زور بازوي زياد كه به دليل داشتن اخلاق و مرام پهلواني، آنچه اين روزها كمتر شاهد آن هستيم. ورزش باستاني در بين ورزشكاران به احترام و ادب معروف است، ورزشي كه تمام حركات آن با رخصت گرفتن انجام ميشود و شعار آن پرورش روح و جسم است به طوري كه شيعيان، زورخانه را مسجد دوم خود ميدانند. ورزشي كه امروز شباهتي به ورزش زورخانهاي و پهلواني ايران ندارد.
دستگيري و گلريزاناز ويژگيهاي خاص ورزشكاراني كه پهلواني را در گود زورخانهها آموخته بودند، دستگيري آنها از افراد بيبضاعت جامعه و باز كردن گره از كار مردم بود. در واقع يكي از اصليترين آداب زورخانه اين بود كه ورزشكاران بايد مواردي از قبيل فروتني و از خود گذشتگي، مروت و مردانگي، سفرهداري، كمك به فقرا و تنگدستان را رعايت كنند كه در اين بين دستگيري، اقدامي بود كه گاه در خفا انجام ميشد و گاه با برگزاري آييني به نام گلريزان در زورخانهها. در زورخانهها گاه و بيگاه جشن گلريزان برپا ميشد كه هدف از اين جشن جمعآوري پول براي مستمندان و بدهكاران و درماندگان آبرودار يا هزينه عروسي، خرج سفر زيارت و امثال آن بود. اشخاصي كه به جشن گلريزان دعوت ميشدند كمك خود را به صورت پول، طلا يا نقره در ميان دسته گلي ميگذاشتند و تقديم ميكردند كه كمك و ياري احسانكننده معلوم نباشد تا نه گيرنده دچار شرمساري شود و نه چشم هم چشمي بهوجود آيد كه اسباب فخر يا خفت براي احسانكنندگان فراهم كند. يا در آخر مراسمي كه در زورخانه انجام ميشد، دو جوان دو طرف لنگي را گرفته و دور ميزنند و مردم باتوجه به تواني كه داشتند، پولي در آن لنگ ميانداختند. گلريزان كه يكي از بزرگترين دستگيريهاي زورخانهاي بود، احترام پهلوانان و ورزشكاران را در ميان افراد جامعه بيشتر ميكرد.
سر خم كردن به نشانه احتراماخلاق، معرفت، مرام، مردانگي و پهلواني در زورخانه به قدري مهم بود كه اين مسئله حتي در نحوه ساخت زورخانهها نيز لحاظ ميشد. به طوري كه در زورخانهها كوتاه بود تا هر شخصي كه ميخواهد از آن بگذرد و داخل زورخانه شود، مجبور به خم كردن سر به هنگام ورود شود. در زورخانه را از اين رو كوتاه ميساختند كه ورزشكار در هر صنف و هر طبقهاي در برابر زورخانه تواضع و فروتني كند و با ادب و احترام به اين محل قدم بگذارد و به احترام ورزش و ورزشكاران و آن مكان خم ميشوند. اين كار، يك آموزش ديگر هم ميداد و آن اين بود كه پيشكسوتها و بزرگترها مورد احترام قرار گيرند. هر ورزشكار و زورمندي بايد غرور را از سرخود بيرون ميكرد. چيزي كه امروزه در ورزش كمتر ديده ميشود و رو به نابودي است.
گرد فراموشي بر زورخانههاورزشهاي زورخانهاي از قديميترين ورزشهاي بدنسازي جهان معرفي شده است و آيينهاي پهلواني و زورخانهاي در تاريخ 25 آبان 1389 در فهرست ميراث معنوي يونسكو از سوي ايران به ثبت جهاني رسيد. اما زورخانهها در گذر ايام به دست فراموشي سپرده شد تا ديگر كمتر شاهد پهلواناني باشيم كه برايشان اخلاق، مرام، معرفت، مردمداري و... حرف اول را ميزد و در كوچه و خيابان كه راه ميرفتند، چيزي جز احترام از مردم نميديدند. احترامي كه به واسطه رفتارها و منش خود آنها بود كه گذاشته ميشد. حالا زورخانهها به متروكههايي در كوچه پس كوچههاي شهر تبديل شدهاند يا اگر هنوز خود را به هزار زحمت سرپا نگه داشتند، ديگر شباهتي به زورخانههاي قديم ندارند كه سكوهاي آن مملو از جمعيتي بود كه براي تماشاي ورزش كردن ورزشكاراني آمده بودند كه با ضرب آهنگ مرشد، تواناييهاي خود را در معرض نمايش ميگذاشتند.
ورزش زورخانهاي قرباني مدرنيتهدر تقويم البته اول مرداد روز فرهنگ پهلواني و ورزش زورخانهاي نامگذاري شده اما ورزش زورخانهاي ايران كه بهترين جا براي آموختن معرفت و مرام به مردم جامعه بود، به دلايلي چون بيتوجهي و نبود يك برنامه مناسب، قرباني ورزش مدرنيته شده و كاركرد و اهميت آن براي فرهنگ و اجتماع و ورزش به دست فراموشي سپرده شده. البته هنوز هم در گوشه و كنار شهرها ميتوان زورخانههايي را ديد كه سرپا نيز به نظر ميرسند مثلاً در تهران 50 زورخانه برقرار است كه از مهمترين اين زورخانهها ميتوان به ورزشگاه شهيد فهميده كه ميزباني مسابقههاي كشوري فدراسيون پهلواني و زورخانهاي ايران است و به ثبت ملي رسيده است اشاره كرد. اما با اين وجود آيين آن نيز دستخوش تغييرات شده. ورزش زورخانهاي امروزي با ورزش چند سال اخير تفاوت بسياري از نظر ظاهري و نوع ورزش كرده. امروزه استفاده از لنگ در ورزش باستاني از طرف فدراسيون اين ورزش ممنوع شده، (هرچند در شهرهايي مانند كرمانشاه و اراك هنوز هم مانند گذشته از لنگ استفاده ميشود.) مسابقههاي ورزش باستاني نيز به صورت تيمي در يكي از شهرهاي ايراني صورت ميگيرد كه در آن هر تيم شامل 10 نفر است كه يك نفر آن مرشد، هشت ورزشكار و يك نفر نيز مياندار است كه ورزش را با پيچيدگي بسيار زيادي نسبت به ورزش ساده زورخانه انجام داده و به نمايش ميگذارند.