
نویسنده: حسن رضايي
در بررسي اوضاع اين روزهاي دانشگاههاي كشور، بدون شك بايد مسئله انتخابات را در ميان مهمترين موضوعات موجود در اين فضا قرار داد. شكي نيست كه با پيش رفتن زمان، غلظت فضاي انتخاباتي در سطح دانشگاه از سطح كنوني نيز فراتر رفته و حداقل در ارديبهشت ماه، فضاي علمي را كاملاً تحت تأثير خود قرار خواهد داد. مطرح شدن مسائل سياسي در محيط علمي البته ابداً بد نيست و اتفاقاً بهترين جا براي نقد رويكردهاي سياسي گروهها و احزاب مختلف، همين محيط علمي دانشگاه است. با اين حال، نوع برخورد احزاب و گروههاي سياسي با دانشگاه، دانشجو و تشكلهاي دانشجويي، هميشه محل سؤال بوده است. چه اينكه گروههاي سياسي خارج از دانشگاه- از هر طيفي- همواره مشتاق استفاده از ظرفيت تشكلهاي دانشجويي براي تبليغ ديدگاههاي سياسي خود در بزنگاههاي انتخاباتي بوده و نگاهي ابزاري به تشكلهاي دانشجويي داشتهاند.
اين در حالي است كه نفسِ نزديك شدن تشكلهاي دانشجويي به احزاب سياسي، باعث وامدار شدن آنها به احزاب شده و به مثابه سدي، جلوي فعاليتهاي آرمانخواهانه آنها عمل خواهد كرد. به زباني ديگر، يك تشكل، زماني دانشجويي خواهد بود و زبان گشاده در انتقاد از روندهاي حاكم بر دستگاههاي مختلف حاكميتي را خواهد داشت كه قيد منافع سياسي خارج از دانشگاه را زده باشد. با اين حال، روند رشد قارچيشكلِ تشكلهاي دانشجويي خلقالساعه طي سالهاي اخير، دورنماي روشني از فعاليت آزادمنشانه سياسي در سطح دانشگاهها را ترسيم نميكند. همزمان شدن سه انتخابات مهم با يكديگر نيز بر اهميت اين موضوع افزوده است. طبيعتاً چنين تشكلهايي به جاي دادن آگاهي سياسي به دانشجويان، طي دوره باقيمانده تا انتخابات 29 ارديبهشت ماه، به سياسيكاري خواهند پرداخت و ترجيح شان، ايفاي نقش پياده نظام براي جرياناتي خواهد بود كه آنها را يك شبه خلق كردهاند.
مرداد ماه سال 94 بود كه رهبر فرزانه انقلاب طي ديدار خود با دانشجويان، از چنين تشكلهايي با نام تشكلهاي يكبارمصرف ياد كرده، آنها را مضر برشمردند. ايشان طي ديدار مذكور در همين زمينه تأكيد كردند: «تشكلهايي هم هستند كه مثل ظرفهاي يكبار مصرف، فقط براي انتخابات بهوجود ميآيند؛ مصرفش فقط انتخابات است. بعضي از تشكلها اينجوري هستند؛ تشكل را درست ميكنند، خجالت هم نميكشند بعضيها، ميگويند هم كه اين تشكل را درست كرديم براي اينكه در انتخابات فلانجا بهدردمان بخورد. خب بابا! اينكه اهانت به دانشجو است؛ نگاه ابزاري به دانشجو، آن هم دانشجوي نخبهاي كه حالا در يك تشكل بنا است گرد بيايد، اين اهانت به او است. مگر انتخابات چقدر قيمت دارد كه انسان بهخاطر آن، دانشجو را تحقير كند؛ آن هم دانشجوي نخبه را. اين تشكلها را بنده اعتقادي ندارم و معتقد نيستم كه اينها به نفع كشورند يا ميتوانند مفيد باشند براي كشور.»
با اين اوصاف، به نظر ميرسد فصل ميوهچيني از اين تشكلهاي يكبارمصرف فرا رسيده است. مسئله نفوذ جريانات سياسي در تشكلهاي دانشجويي و تبعات وخيم آن البته منحصر به دولت فعلي نميشود. در دوره دولت اصلاحات نيز نفوذ جريانات سياسي خارج از دانشگاه در دفتر تحكيم وحدت، نهايتاً منجر به چند شقه شدن اين تشكل دانشجويي كليدي در تاريخ انقلاب شده، زمينهساز توليد جريانات معاند و خشونتطلب در بطن تحكيم وحدتِ انقلابي شد. نتيجه روشن پادويي تحكيم وحدت براي احزاب تندرو اصلاحطلب در آن مقطع را اكنون ميتوان در ويترين كارشناسان صداي امريكا، بيبيسي و ديگر رسانههاي انگليسي و امريكايي به نظاره نشست. علي افشاري، فاطمه حقيقتجو و ديگراني كه زماني تحت نامِ مقدس انجمنهاي اسلامي فعاليت ميكردند، اكنون به عنوان تحليلگران اين شبكهها عليه اسلام، دين و انقلاب، تئوريپردازي ميكنند!
جالب آنكه رهبر فرزانه انقلاب پيش از آنكه عمق فاجعه وابستگي تشكلهاي دانشجويي به احزاب سياسي در دوره اصلاحات عيان شود، طي ديداري كه در مهر ماه سال 76 با دانشجويان دانشگاه تهران دارند، نفوذ سياستبازان خارج دانشگاه به قلب انجمنهاي اسلامي را دليل نااميدي خود از اين تشكلها معرفي كرده و ميفرمايند: «دل ما به انجمنهاي اسلامي خوش بود... ما خيلي اميد بسته بوديم. من عملاً ميبينم انجمنهاي اسلامي آن مسيري را كه مورد اميد بود، نپيمودهاند. انجمن اسلامي بايستي زمينهسازي كند تا فكر ديني و فرهنگ ديني در دانشگاهها به صورت درست و عميق و شايسته دانشجوياش جا بيفتد. به جاي اين، بسياري از انجمنها حالا من همهشان را خبر ندارم، اما تا آن جايي كه من اطلاع دارم به بازيهاي سياسي، كارهاي سياسي و دستهبنديهاي سياسي افتادند، دستهبنديهاي سياسي بيرون از دانشگاه را به داخل دانشگاه آوردند.»
بر اين اساس، موضع آرماني يك تشكل دانشجويي در مواجهه با مسئله انتخابات، چيزي فراتر از تعيين معيارهاي نامزد اصلح و روشنگري در اين زمينه نخواهد بود. وارد شدن تشكلها به دستهبندي سياسي، همان چيزي است كه مقدمات مرگ آرمانخواهي و مطالبهگري آنها را رقم خواهد زد. با اين حال، مسئله نسبت دانشگاه و انتخابات، به همين جا ختم نميشود. موضوع دخالت يا عدم دخالت دانشگاه آزاد در انتخابات را نيز بايد يكي ديگر از سرفصلهاي مهم اين حوزه دانست. طبق گزارش هيئت تحقيق و تفحص مجلس شوراي اسلامي از دانشگاه آزاد در سال 93، دانشگاه آزاد در نهمين دوره رياست جمهوري، فعاليتهاي انتخاباتي گستردهاي به نفع يكي از كانديداها داشته كه هزينههاي اين اقدامات از طريق منابع مالي عمومي و شهريه دانشجويان كه نزد مديران به امانت است؛ تأمين شده است.
دخالت دانشگاه آزاد در انتخابات سال 88 و انتخابات مجلس نهم نيز از ديگر مستندات موجود در گزارش مجلس شوراي اسلامي به شمار ميرود. بنا بر اين گزارش، ايجاد جبهه رسانهاي و «جنگ رواني» پس از اعلام نتايج انتخابات و دامن زدن به اغتشاشات تنها يكي از عناوين دخالتهاي دانشگاه آزاد در انتخابات سال 88 بوده است. بر اين اساس، نقش دانشگاه در انتخابات 29 ارديبهشت 96، قابل اغماض نيست. تغيير رئيس هيئت امناي دانشگاه آزاد البته اميدواريهايي را براي عدمدخالت اين دانشگاه در فرآيند انتخابات رقم زده است. با اين حال، نقشآفريني تشكلهاي يكبار مصرف و سياسيبازي در محيط دانشگاه را بايد جزو احتمالات مسلم يك ماه پيش رو دانست. احتمالي كه ميتواند محيط آرام و منطقي دانشگاه را عرصه برونريخت حب و بغضهاي پياده نظام گروههاي سياسي در محيط علمي دانشگاه كند.