حسن روحاني از صندوقچه برنامههايش يك برنامه 100 روزه ديگر براي دوازدهمين دوره رياست جمهوري تهيه ديده است، حال بايد ديد چرا در فرصت باقي مانده تا پايان رياست جمهورياش، كاري را كه قرار بود در 100روز اول انجام دهد، در 100روز آخر انجام نميدهد و اين برنامه را از مردم ايران و هوادارانش دريغ ميكند؟!
آقاي دكتر روحاني هنگام ورود به سازمان صدا و سيما براي ضبط برنامه انتخاباتي دوازدهمين دوره رياست جمهوري، گفت: «يك اقداماتي در طول اين سه سال و نيم انجام گرفته است كه آن اقدامات بايد ادامه پيدا كند، يك اقدامات جديدي هم هست كه در برنامه 100 روزه و همچنين در برنامه چهار سال انجام خواهد شد.»
برای اجرای برنامه 100 روزه هنور فرصت هست
گفتني است كه دولت از همين الان تا پايان دورهاش فرصت كافي براي اجراي هر برنامهاي كه درون صندوقچههاي 100روزهاش است دارد تا در فرصت باقي مانده به نوعي جبران مافات كند و حداقل اندكي از كاري كه قرار بود در 100روز اول دولت انجام دهد در 100روز آخر دولت به انجام برسد. افكار عمومي به دليل آنكه حسن روحاني با واژهها بازي ميكند از وي رنجيده شدهاند چراكه اخيراً وي وعده بهبود اوضاع اقتصاد در 100 روز را تكذيب كرد و مدعي شد منظور وي از 100روز ارائه برنامه و گزارش بوده است، در اين بين منظور وي از اين سخنان هر چه كه بود خشم عمومي نشان ميدهد مردم نهتنها از برنامه 100روزه بلكه از سه برنامه خروج از ركود اقتصادي هم كه اجرا شد رضايت ندارند چراكه نه سانتريفيوژ ميچرخد و نه چرخ زندگي مردم.
وعده اقدامات 100 روزه رئيسجمهور محترم در حالي است كه ايشان به گواهي نوار صوتي و تصويري موجود، پيش از اين هم وعده گشايش 100 روزه داده بود ولي دو هفته قبل در كنفرانس خبري، اعلام كرد هرگز چنين وعدهاي نداده و آن را يك دروغ بزرگ ناميد كه از سوي مخالفان مطرح شده است! درباره تكرار وعده 100روزه با توجه به آنكه وعده قبلي نه فقط عملي نشد، بلكه به انكار نيز كشيده شد، گفتني است تصور كنيد در انتخابات، شما از مشكلات خود كه با آن دستبهگريبان هستيد آگاه بوده و تمايل داشتهايد به فردي رأي دهيد كه اين مشكلات را در زمان كوتاه و البته منطقي حل كند و بر همين اساس به فردي رأي دادهايد كه قول ارائه راهكار براي حل مشكلات را به شما داده است، سپس فرد منتخب پس از چند سال كه شما منتظر بودهايد نتيجه وعدههايي كه به شما داده محقق شود، به جاي اينكه كارنامه اقدامات خود براي حل مشكلات را ارائه و اعلام كند كه چقدر از مشكلات را حل كرده، به شما گزارش دهد كه چه مشكلاتي وجود دارد و مشكلاتي كه شما براي حل آن به من رأي داديد فلان موارد بوده است و بگويد كه از ابتدا نيز قرار نبود كه بنده مشكلات را حل كنم بلكه قرار بود پس از 100 روز به شما بگويم كه شما چه مشكلاتي داشتهايد! اگر فرد منتخب، مشكلات را ميدانسته كه نيازي به مهلت 100 روزه براي شمارش آن وجود نداشت و فرد منتخب در همان روز اول مسئوليت ميتوانست اين مشكلات را به مردم بگويد.
هزینه میلیاردی فقط برای توضیح مشکلات!
گفتني است دولت ماهانه بيش از 12هزار ميليارد تومان هزينه دارد و حسن روحاني براي اينكه بگويد مشكلات چه هستند هزاران ميليارد تومان روي دست ملت ايران خرج گذاشت و آنقدر مشغول حل مسئله هستهاي و چشمش به سرمايهگذاران خارجي بود كه پاك اقتصاد داخلي را به فراموشي سپرد و در نهايت امروز نه خبري از سرمايهگذار خارجي هست و نه حل مشكلات معيشت مردم.