
نویسنده: مهدی پورصفا
پديده انتخابات در هر سيستم مردمسالار واقعي مهمترين نقطه عطف سياسي در دورههاي زماني معين محسوب ميشود. در حقيقت انتخابات است كه به صورت طبيعي محل تبلور احساسات سياسي و غيرسياسي براي يك تغيير قانوني محسوب ميشود. طبيعي است كه خروجي هر انتخاباتي بايد به استحكام آن نظام سياسي منجر شود. هيچكس با انتخابات به دنبال تفرقه و ايجاد دوقطبيهاي كاذب در سطح جامعه نيست. همانگونه كه وقايع 88 نشان داد دوقطبي سياسي در جريان هر انتخاباتي ميتواند به شدت روي عقلانيت سياسي جامعه تأثيرگذار باشد و حتي سبب شود تصميمات غيرعقلاني بر فضاي سياسي يك جامعه حاكم شود. حتي در كشورهاي غربي نيز خروجي يك انتخابات نبايد سبب چندپارگي و ايجاد شكافهاي گسترده در فضاي جامعه شود. اين چندپارگي و شكافهايي كه در پي آن ايجاد ميشود، آنچنان غيرقابل كنترل است كه امنيت ملي يك كشور را با مشكل روبهرو ميكند، در حالي به طور طبيعي بايد خروجي يك انتخابات حفظ امنيت ملي يك كشور باشد. در اين ميان يكي از رويكردهايي كه ميتواند در جريان فعاليتهاي انتخاباتي شكافهايي را در سطح جامعه تشديد كند، دست گذاشتن روي گرايشهاي فرقهاي و قومي در جريان انتخابات است.
انتخابات و آنچه گرايشهاي قومي به دنبال آن هستند
طبيعي است كه هر كشوري بنا بر ساختار جمعيتي خود با بعضي گرايشها در سطح جامعه روبهرو است كه به دنبال اثبات خود با خودنمايي هر چه بيشتر است. هر چه تنوع قومي بيشتري در يك كشور وجود داشته باشد، چنين گرايشهايي نيز تنوع بيشتري خواهد داشت. در تمام كشورها گرايشها مديريت ميشوند تا از هرگونه خللي در امنيت ملي جلوگيري شود. در اين ميان انتخاباتها فرصتي را در محيط سياسي فراهم ميكند تا با بزرگنمايي خود به سهمگيري از جريانهاي سياسي گوناگون بپردازند. جامعه ايراني نيز با چنين گرايشهايي در داخل كشور روبهرو بوده و به دليل تنوع قومي از شدت بيشتري برخوردار است. در جريان انتخابات و با داغ شدن فضاي تبليغات برخي از همين گرايشها به دنبال باجخواهي از جريانات سياسي هستند.
به صورت معمول نيز محل اصلي فعاليت چنين گرايشهايي در دوران انتخابات مناطق مرزي و محروم است كه بعضاً به خاطر برخي غفلتها مورد بيتوجهي قرار گرفتهاند. در اين دوره و دورههاي مختلف برخي جريانهاي سياسي براي دست يافتن به قدرت سياسي، اجتماعي و اقتصادي يا منافع بيشتر به دنبال بهرهگيري از چنين گرايشهايي هستند كه صد البته در نهايت تأثيري در حل مشكلات اين مناطق نخواهد داشت. به عبارت ديگر اولويت اصلي، دست يافتن به فرصتهاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي است نه دغدغهها و تقاضاهاي قومي. چنين تبليغاتي آثار سوئي خواهد داشت كه تنها محدود به زمان انتخابات نخواهد بود و تا مدتها گريبان كشور را خواهد گرفت. اولين نكته منفي در خصوص گرايش به فرقهگرايي در تبليغات انتخاباتي رسوب تبليغات و طرح مسائل غيرواقعي و فراقانوني در اذهان مردم است كه مدتها از حافظه مردم پاك نخواهد شد.
از اينرو دامنزدن به قومگرايي و تحريك احساسات قومي در طول سالهاي متمادي تبديل به يك چالش مهم امنيتي براي كشورها ميشود. دليل اين مسئله آن است كه فعال كردن شكافهاي اجتماعي يا اقناع مردم به وجود چنين شكافي، سياستهاي مطالبه محورانهاي را پيش ميبرد كه بر هيچ مبناي حقوقي و اجتماعي استوار نيست. از ميان اين شگردهاي تبليغاتي ميتوان به طرح مطالبات فراقانوني و خارج از ظرفيت قانون اساسي يا دادن وعدههايي مبني بر تحقق مطالبات غیرواقعی اشاره كرد كه امكان عملي كردن آن وجود ندارد. حتي ممكن است كه شرايط اقتصادي طي سالها اجازه اجرايي كردن چنين وعدههايي را ندهد. وعدههايي كه اگر اجرا نشود به عنوان نمونه از بد عهدي يك سيستم حاكميتي شناخته ميشود. در اين صورت اعتبار يك نظام حاكميتي در بين اقليتها خدشهدار شده كه همين مسئله يك ضربه مهم حيثيتي محسوب ميشود.
سرنخي كه به آن سوي مرزها ميرود
البته تمام اينها در حالي است كه جريانات قومگرا در ايران از ابتدا با حمايت و مساعدت بيگانگان شكل گرفته و معمولاً به عنوان ابزار اعمال فشار مورد سوءاستفاده قرار ميگيرد. برخي از نمونههاي پيشين در سالهاي اوليه انقلاب اسلامي نمونههاي خوبي براي اين مدعا به شمار ميروند. پس از پيروزي انقلاب نيز جريانات قومي مورد حمايت بيگانگان قرار گرفتند و در مقاطع مختلف به عنوان ابزار اعمال فشار ايفاي نقش كردهاند. در دورههاي گوناگون بحث فرقهگرايي به عنوان يكي از مهمترين محورهاي عمليات رواني بيگانگان مورد استفاده قرار گرفته است. اين مسئله آنچنان مورد توجه طرفهاي متخاصم با ايران قرار گرفته است كه بارها به صورت آشكار در مطبوعات غربي بيان شده است.
توجه به منافع ملي در جريان رقابتهاي انتخاباتي
با چنين تفاسيري است كه ميتوان گفت تأكيد بر فرقهگرايي در جريان هر انتخاباتي دقيقاً حركت برخلاف آن چيزي است كه نظام جمهوري اسلامي ايران به دنبال آن است.
تقويت شكافهاي قومي براي يارگيري انتخاباتي ممكن است در ابتدا پيروزي هر چند سطحي را نصيب يك جريان سياسي بكند، اما در نهايت منافع ملي يك كشور را هدف قرار ميدهد.
پسنديده است كه در جريان انتخابات جريانهاي سياسي علاوهبر توجه به موارد قانوني كه چنين مسائلي را ممنوع اعلام كرده با در نظر گرفتن منافع ملي از پرداختن به چنين مسائلي پرهيز كنند.