
نویسنده: ايزد مهرآفرين
استقبال كمسابقه مخاطبان جعبه جادويى از يك سريال ارزشى و انتخاب آن به عنوان برترين سريال يك سال سيما در بين حدود 15 سريال پخش شده در سال ١٣٩٥ بهانهاى بود تا از چند و چون واقعيتى مهم اما فراموش شده بنويسم. در کنار اهميت غيرقابل انکار داستان پرکشش و کيفيت عوامل فني، بيترديد حمل پارهاي از ارزشهاي فرهنگي، اجتماعي و اعتقادي در کالبد يک اثر هنري فراگير چون آثار تلويزيوني از الزامات تهيه و توليد يک اثر مطلوب است.
سريال «آرام ميگيريم» يکي از آثاري بود که با لحن و صدايي جدي و پرطنين چيزي نزديک به دو ماه به عنوان يک خوراک مناسب در سبد فرهنگي خانواده ايراني قرار گرفت. اين سريال با گيسبافي از داستانکهاي درهم پيچيده با تعدد شخصيتهاي داستاني که از اين منظر رکورددار سريالهاي خانوادگي است در عين پرداختن به مشکلات دمدستي بسياري از خانوادههاي ايراني، طيف گستردهاي از مخاطبان را با خود همراه ساخت. شايد يکي از دلايل اصلي اقبال عمومي به اين مجموعه و کسب رتبه برتر از ميان سريالهاي سال 95 به گواهي برنامه «سين مثل سريال» نيز همين امر بوده باشد.
روحالله سهرابي در مقام کارگردان و به عنوان يک نيروي ارزشي صرفاً به واسطه پرداختن به يك هدف ايدئولوژيک اقدام به سريالسازي نميكند، او ضمن تمركز بر هدف پايبند سوژه است و به همين دليل است كه «آرام ميگيريم» تبديل به اثري ميشود که ايدئولوژي زده نيست و در همان نگاه اول، گل درشت آدرس بسياري از باورها و اعتقادات مذهبي و سياسي را بر سر مخاطب نميکوبد. کارگردان طي 50 قسمت با آرامش تمام در کنار طرح و چينش بسياري از داستانکهاي زندگي عوام، بستر مناسبي براي اين انتقال ايدئولوژيک ترتيب ميدهد. بيشک ايدهها و فكرهاي زيادي در ذهن فيلمسازان دلسوز ارزشي وجود دارد، اما مشكل اينجاست كه معمولاً نميدانند چگونه اين مسائل را در قالبي مخاطبپسند ارائه كنند. داستان در تمام ادوار تاريخ مخاطب خودش را داشته و تجربه نشان ميدهد كه هر موضوعي زماني كه در بستر داستاني مناسب و خوب روايت شود با اقبال مخاطبان روبهرو ميشود و به باور نويسنده، پاشنهآشيل هنرمندان ارزشي، نداشتن قدرت كافى براى اجراى محكم اثر است؛ معضلي كه باعث ميشود مخاطب به فيلمسازان ارزشي اقبال چنداني نشان ندهد و اين بهزعم برخي از منتقدان، کارشناسان، مسئولان و تصميمگيران به اشتباه، عدم اقبال عمومي به فيلمها و آثار ارزشي قلمداد ميشود؛ اشتباه بزرگي که منجر به تخصيص نيافتن بودجه مناسب براي ساخت فيلمها و سريالهايي از اين دست ميشود و اختصاص ندادن بودجه مناسب سيکل توليدات معيوب و کممايه اين طيف را به راه مياندازد. در نتيجه روز به روز افراد کممايه وارد ساخت و توليد آثاري ميشوند که به لحاظ محتوا مدعي بار ارزشمندي چون باورها، اعتقادات و ايدههاي مذهبي و سياسي کشور هستند، اما آنچه به مقصد ميرسد، نااميدکنندهتر از آن است که بايد.
امروز، اين سؤال مطرح است که رسانه ملي با وجود پيشرفتهاي قابلتوجه به عنوان رسانه اصلي کشور تا چه حد در صدور سخن اصلي انقلاب اسلامي ايران که «زندگي کردن بر مبناي قوانين الهي» است، موفق بوده؟ آيا بعد از انقلاب ما غفلت كردهايم؟ آيا مؤمن با دوربين در دست گرفتن و فيلم ساختن راهي براي ورود به طبقات خدمت به خلق نميتواند پيدا کند؟ با توجه به سخنان و منش «مقام معظم رهبري» به ويژه در سالهاي اخير، رسانهها و در صدر آنها تلويزيون همواره به عنوان ابزار مهمي براي قشر مؤمن و متعهد كه بايد به آن اشراف و ورود پيدا كنند، معرفي شده است و جاي بسي خرسندي بود اگر حوزه علميه هم به اين جريان نزديک ميشد و با تزريق محتويات ديني و آسماني بر کيفيت آثار ميافزود.
با ديدن اثري چون «آرام ميگيريم» در تلويزيون به نظر ميرسد انکار و حمايت نكردن از هنرمندان ارزشي در رسانه ملي که پيش از اين به دليل ضعف ساختاري برخي افراد ارزشمدار کمتجربه، فاقد وجهه مناسب شده بودند به پايان رسيده است و افرادي چون روحالله سهرابي وارد عرصه سريالسازي شدهاند و جايگاه فيلمساز متعهد انقلابي در حال ترسيم شدن است. در حال حاضر باورها و اعتقادات ارزشي در سريالهايي با داستانهاي خانوادگي اتفاق جديدي است كه ميتواند به شكوفايي اين حوزه کمک کند.
نتيجه نظرسنجي پايان سال تلويزيون و اقبال گسترده مخاطبان به سريال «آرام مىگيريم» كه فضا و محتوايى كاملاً ارزشى و متعهدانه را يدك مىكشيد، نشان ميدهد اگر بخواهيم سريالي با اقبال عمومي روبهرو شود، داستان آن بايد نماينده طيفهاي مختلف باشد و مردم باورهاي خاص را در فيلم ببينند. سهرابي به عنوان يک فيلمساز خوشآتيه، زميني را طراحي ميكند كه در آن افكار و اعتقادات مختلف با يكديگر مقابله ميكنند و اين تعارض بر جذابيت کار اضافه ميکند. بهرهگيرى از ساختارى متناسب با محتوا و استفاده از مهرههاى قوى و امتحان پسداده در بخشهاى مختلف اين سريال در كنار اعتماد به جوانان توانمند، اما گمنام و انتخاب لحن و زبانى صادقانه در اثر نيز به کمک او آمده و باعث ميشود واكنش و بازخوردى مثبت از مخاطب دريافت شود؛ مخاطبي که به راحتي و وضوح تشخيص ميدهد که پشت اين صحنهها و ديالوگها صداقتي حاصل از اعتقاد نهفته است و در پايان، محصول اين خوراک فرهنگي عصارهاي به نام عرق ملي است؛ عصارهاى كه تكتك مخاطبان ايرانى خواه ناخواه عميقاً به آن علاقهمند هستند و درصورتى كه درست به آنها عرضه شود با كششى قابل توجه دريافت خواهند كرد؛ کيميايي ناياب که هر بار به شيوهاي به دست مهاجمان فرهنگي در حال هتکحرمت است. دريغ که در اين دوره و زمانه کم داريم، سريالسازاني که عرق ملي ايجاد کنند و به جرئت ميتوان گفت ملتي که صاحب چنين جريانى نباشد رشد نمىكند. چنانكه با وجود تمام ويژگيهاى منحصربهفردى كه «آرام مىگيريم» داشت، اما به نظر مىرسد آنچه اين سريال را در ذهنها ماندگار كرد عرق ملى نهفته در لحظهلحظه سريال بود.