کد خبر: 845349
تاریخ انتشار: ۲۰ فروردين ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
سارقان مسلحي كه به يك طلافروشي در جنوب تهران دستبرد زده بودند، محاكمه شدند. با تلاش قاضي، شاكي از تنها متهم زن پرونده به احترام روز پدر گذشت كرد.
به گزارش خبرنگار ما، مردادماه سال 94، مأموران كلانتري 152 خاني‌آباد از سرقت مسلحانه طلافروشي با خبر و در محل حاضر شدند. صاحب یک طلافروشي به مأموران گفت: من و برادرم در مغازه مشغول كار بوديم كه يك زن وارد مغازه شد، ثانيه‌هايي بعد دو مرد سياهپوش مسلحانه وارد مغازه شدند و به سمت ما شليك كردند. در همين لحظه دو مرد ديگر با شليك هوايي و ايجاد رعب و وحشت در بين رهگذران ويترين مغازه را شكستند و تمامي طلاها را داخل كيسه‌اي ريختند و به سرعت از محل گريختند. كارآگاهان پليس آگاهي در تحقيقات خود توانستند يك‌هفته بعد از حادثه چهار متهم به نام‌هاي اكبر 37 ساله، رضا 31 ساله، مهران 24 ساله و جمشيد 30 ساله را در يكي از شهرهاي شمالي شناسايي و همراه دو قبضه اسلحه جنگي كلاشنيكف دستگير كنند. چهار متهم بعد از بازجويي و اعتراف به سرقت مسلحانه به جرم مشاركت در سرقت و پنجمين متهم به نام بهاره 31 ساله به جرم معاونت در سرقت روانه زندان شدند كه زن جوان چند ماه بعد با قرار وثيقه آزاد شد. اين پرونده بعد از بررسي‌هاي لازم كامل و به شعبه هشتم دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد.
 
روز گذشته جلسه رسيدگي به اين پرونده به رياست قاضي اصغرزاده با حضور چهار متهم تشكيل شد و يكي از متهمان در دادگاه حضور نداشت. در ابتداي جلسه بعد از قرائت كيفرخواست، شاكي در طرح شكايت خود گفت: پس از سرقت مسلحانه سارقان با خودروام (زانتيا) آنها را تعقيب كردم. كمي كه به آنها نزديك شدم با ماشين ضربه‌اي به يكي از موتورها زدم و راننده تعادلش را از دست داد و به زمين افتاد. پس از آن، يكي از آنها با اسلحه ماشينم را به رگبار بست. در آن لحظه زير فرمان پنهان شدم تا آسيبي نبينم. سه سارق با موتور از محل فرار كردند، اما نفر چهارم با تهديد راننده خودروی پژو پرشيا را سرقت كرد و موفق به فرار شد. وي ادامه داد: در اين سرقت علاوه بر سرقت 4/5 كيلو طلا از مغازه‌ام سارقان خسارت‌هاي زيادي به مغازه و خودروي شخصي‌ام وارد كردند.
 
شرح ماجرا توسط سارقان مسلح
اكبر 37 ساله که داراي سابقه كيفري است در شرح ماجرا گفت: چند سال قبل در يك درگيري مرتكب قتل شدم و پس از محاكمه به 300 ميليون تومان ديه محكوم شدم. اين اتفاق شرايط زندگي‌ام را خيلي سخت كرده بود. مدتي قبل از طراحي نقشه سرقت با دوستانم به يك سفره‌خانه سنتي رفته بوديم. يكي از آنها به نام يزدان پيشنهاد سرقت از طلافروش را مطرح كرد. او گفت مغازه‌ طلافروشي را در محل مي‌شناسد كه به خاطر خلوتي موقعيت آن به راحتي مي‌توانيم مقدار زيادي طلا سرقت كنيم. قرار شد ما سرقت را انجام دهيم و خودش به عنوان مالخر كمك كند.
 
روز حادثه هر چهار نفر طبق نقشه به مغازه طلافروشي حمله كرديم و بعد از سرقت بلافاصله فرار كرديم. ترازويي براي كشيدن طلاها نداشتيم، بنابراين آنها را داخل نايلون گذاشتيم و از مغازه‌داري خواستيم تا آنها را برايمان وزن كند. وزن طلاها حدود 3 كيلو و700 گرم بودكه در پارك خلوتي نشستيم و آنها را تقسيم كرديم. او در ادامه گفت: با سابقه محكوميتي كه داشتم بعد از سرقت تصميم داشتم از ايران فرار كنم، اما يك لحظه به بچه‌هايم فكر كردم و از اين تصميم منصرف شدم. از شاكي مي‌خواهم مرا به خاطر فرزندانم ببخشد. دومين متهم رضا 31 ساله كه داراي چندين فقره سابقه كيفري بود نيز با تأييد حرف‌هاي همدستش گفت: به خاطر ضرب و جرح در يكي از درگيري‌ها محكوم به پرداخت 90 ميليون ديه شدم به همين دليل نقشه سرقت را قبول كردم تا بتوانم ديه را بپردازم.
 
او در خصوص سرقت موتورسيكلت گفت: روز قبل از حادثه همراه مهران و جمشيد به يكي از خيابان‌هاي نظام‌‌آباد رفتيم تا براي اجراي نقشه سرقت، موتورسيكلتي سرقت كنيم و همان روز موتورسيكلتي را از جلوي مغازه‌اي سرقت كردم.
 
سومين متهم مهران 24 ساله نيز حر‌ف‌هاي دو همدستش را تأييد كرد و گفت: پدرم در بازار مغازه پارچه‌ فروشي دارد. نمي‌دانم چرا اين اشتباه را كردم. وقتي به زندان افتادم خيلي پشيمان شدم.
در ادامه آخرين متهم بهاره 31 ساله به جرم معاونت در سرقت گفت: بعد از اينكه مادرم از پدرم جدا شد، من و برادرم با مادرم زندگي تازه‌اي را شروع كرديم. برادرم به خاطر اعتياد مدام در زندان بود. سايه هيچ مردي بالاي سرم نبود. وقتي با رضا آشنا شدم خيلي به او وابسته شدم و حاضر بودم هر كاري برايش انجام دهم. روز قبل سرقت، رضا تماس گرفت و گفت براي سرقت طلافروشي به او كمك كنم. ابتدا مخالفت كردم، اما مرا وسوسه كرد و گفت با اين پول مي‌توانيم يك خانه اجاره و با هم زندگي كنيم. قبول كردم و روز حادثه به تنهايي به آنجا رفتم و رضا با دوستانش آمدند.
متهم در حالي كه به شدت گريه مي‌كرد، ادامه داد: خيلي پشيمانم و در اين حادثه حتي دستم به طلاها نخورد. بعد از سرقت آنقدر ترسيده بودم كه وقتي سوار ماشين شدم راننده به رفتارم مشكوك شد و بلافاصله مرا تحويل مأموران داد. او در مورد همكاري‌اش با مأموران گفت: ابتدا منكر جرم شدم، اما بعد از آن هر چه را كه مي‌دانستم اعتراف كردم و با مشخصاتي كه در اختيار مأموران گذاشتم آنها توانستند هر چهار متهم را در شمال دستگير كنند. وي در پايان از شاكي درخواست كرد به احترام روز پدر او را ببخشد.
 
رضايت شاكي و گذشت از جرم زن جوان به مناسبت روز پدر
بعد از آخرين دفاع متهمان، شاكي به همراه وكيلش با درخواست رياست دادگاه در خصوص بخشيدن زن جوان موافقت كرد و رئيس دادگاه خطاب به بهاره گفت: در آستانه روز مرد شاكي به احترام روز پدر شما را بخشيد و اميدوارم كه بعد از آن شما راه درست زندگي را انتخاب كنيد.
در آخر هيئت قضايي وارد شور شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار