به گزارش خبرنگار ما، ساعت 9 صبح روز يك شنبه ششم فروردين ماه بود كه رهگذران در حال عبور از خيابان خارك در حوالي ميدان فردوسي متوجه صداي شليك چند تير از داخل خودروي پرايد در حال حركتي شدند. خودروي پرايد كه با سرعت زياد و به صورت مارپيچ داخل خيابان حركت ميكرد پس از برخورد با چند خودروي پارك شده متوقف شد. لحظاتي بعد تعداد زيادي از اهالي محل و رهگذران كه با صداي شليك تير متوجه حادثه شده بودند در اطراف خودروي پرايد حلقه زدند. اهالي محل با صحنه عجيبي روبهرو شدند. داخل خودرو، راننده كه مردي حدوداً 45 ساله بود، اسلحه كلتي روي شقيقه مرد خونيني كه در صندلي جلوي پرايد نشسته بود، نشانه گرفته بود و همه را تهديد به مرگ ميكرد. در حالي كه رهگذران موضوع را به اداره پليس اطلاع ميدادند، خودروي پليس راهنمايي رانندگي به محل حادثه نزديك شد. مأمور پليس راهور با ديدن اين صحنه مرد مسلح را به آرامش دعوت كرد و موفق شد اسلحه را از مرد خشمگين بگيرد. هنوز ثانيههايي نگذشته بود و شاهدان ماجرا سرنشين زخمي را از خودروي پرايد به بيرون منتقل كرده بودند كه راننده خودرو تيغ موكت بري از جيبش بيرون آورد و تهديد به خودزني كرد. در همين لحظه راننده كلت كمري ديگري از زير صندلياش بيرون آورد و اسلحه را به طرف مأموران و شاهدان نشانه گرفت و همه را تهديد به مرگ كرد. در حالي كه همه از اين حادثه شوكه شده بودند، مرد مسلح مأمور پليس را تهديد كرد تا سوئيچ خودروي پليس را در اختيار او قرار دهند. مأمور پليس هم به خاطر جلوگيري از حادثه بدتري سوئيچ خودرو را در اختيار مرد مسلح قرار داد و در ادامه ضارب هم با خودروي پرايدش به سرعت از محل گريخت.
لحظاتي بعد تيمي از مأموران كلانتري 129 جامي در محل حاضر شدند و مرد زخمي را كه پنج گلوله به وي اصابت كرده بود، به بيمارستان امام خميني (ره) منتقل كردند.
در حالي كه مرد زخمي در بيمارستان تحت درمان قرار گرفته بود، تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي پايتخت به دستور قاضي نصرتي، بازپرس شعبه اول دادسراي ويژه سرقت براي شناسايي ضارب وارد عمل شدند و تحقيقات ميداني خود را آغاز كردند. اولين بررسيها نشان داد خودروي ضارب سرقتي بوده است.
فكر نميكردم ضارب دو اسلحه كلت داشته باشد
در نخستين تحقيقات مأمور راهنمايي و رانندگي در تحقيقات پليس گفت: در حال گشتزني بوديم كه متوجه تصادف خودروي پرايدي با خودروي پرايد پارك شدهاي شديم. وقتي به خودروي پرايد نزديك شديم مشاهده كرديم راننده كلت كمري را روي سر سرنشين خودرو كه زخمي بود، گذاشته است و وي را تهديد ميكند. همزمان با اعلام حادثه به مركز سعي كردم راننده را آرام كنم و لحظاتي بعد كه به او مشاوره دادم، موفق شدم اسلحه كمري را از دست او خارج كنم. ما منتظر مأموران كلانتري بوديم كه راننده تيغ موكتبري را از جيبش بيرون آورد و گردنش را زخمي كرد و تهديد كرد، اگر به او نزديك شويم خودش را ميكشد. ما تهديدهاي او را جدي گرفتيم كه مرد ضارب ناگهان اسلحه كمري ديگري كه صدا خفهكن داشت، از زير صندلياش برداشت و به طرف ما نشانه گرفت و اين بار تهديد كرد سوئيچ خودروي پليس را به او بدهيم. ابتدا تسليم او نشديم اما در نهايت سوئيچ را به او داديم و او هم با خودروي پرايدش فرار كرد و سوئيچ خودروي پليس را با خودش برد تا او را تعقيب نكنيم. ما اصلاً فكر نميكرديم او دو اسلحه كلت همراه دارد.
با صداي شليك تير از خانهام بيرون آمدم
يكي از شاهدان گفت: در خانهام بودم كه صداي شليك تيري شنيدم و ثانيههاي بعد صداي ترمز شديد خودرويي به گوشم رسيد. بلافاصله به بيرون آمدم كه ديدم خودروي پرايدي با خودروي پرايد من كه كنار خيابان پارك بود به شدت تصادف كرده است. وقتي به خودروي پرايد نزديك شدم با صحنه عجيبي روبهرو شدم و مشاهده كردم راننده كلت كمري روي شقيقه سرنشين خودرو گذاشته است كه در ادامه خودروي مأموران پليس راهنمايي و رانندگي از راه رسيد.
يكي ديگر از شاهدان گفت: در حال عبور از خيابان بودم كه صداي شليك چند تير از داخل خودروي پرايد در حال حركتي به گوشم رسيد. وقتي به طرف خودروي پرايد برگشتم ديدم راننده با سرنشين خودرو كه مرد زخمي بود، درگير است. پس از اين، صداي چند تير ديگر شنيدم و خودروي پرايد همچنان به صورت مارپيچ در حال حركت بود تا اينكه ديدم مرد زخمي با پا ضربهای به فرمان خودرو زد و راننده كنترل خودرو را از دست داد و پس از تصادف با چند خودروی پارك شده متوقف شد. بلافاصله ما و تعدادي از اهالي محل به پرايد نزديك شديم كه خودروي پليس راهنمايي و رانندگي هم از راه رسيد.
ضارب مأمورنما بود
در ادامه كارآگاهان از مرد زخمي تحقيق كردند. وي با كلمات بريده گفت: من دلار فروش سرپايي هستم و چندين سال است در حوالي چهارراه استانبول مشغول خريد و فروش دلار هستم. صبح روز حادثه مثل هميشه براي خريد و فروش دلار از خانهام بيرون آمدم. بالاتر از خيابان منوچهري ايستاده بودم و منتظر مشتري بودم كه خودروي پرايدي كنارم توقف كرد. راننده آن كه مرد ميانسالي بود، خودش را مأمور پليس معرفي كرد و از آنجايي كه اسلحه و بيسيم همراه داشت، فكر كردم واقعاً مأمور پليس است. مرد مأمورنما گفت كه چند روز قبل سارقي حدود 30 هزار دلار از يكي از دوستانش سرقت كرده است و الان در حال تحقيق درباره اين حادثه است. او از من خواست سوار خودرواش شوم تا در اين باره با هم حرف بزنيم. وقتي سوار خودرواش شدم، راننده به راه افتاد و چند بار هم داخل خودرو با بيسيمي كه بعد متوجه شدم، تقلبي است در حال حرف زدن بود. مرد ضارب لحظاتي بعد به من گفت كه من دلارهاي دوستش را سرقت كردهام و حتي با بيسيم هم اعلام كرد مظنون را دستگير كرده است. وقتي به او گفتم اشتباهي گرفته است، ناگهان اسلحه را به طرف من نشانه گرفت و تهديد كرد هر چقدر دلار و پول خارجي دارم، به او بدهم. همان لحظه فهميدم او زورگير است و به او گفتم كه اول صبح هنوز هيچ دلاري خريد و فروش نكردهام و پولي ندارم كه مرد خشمگين به طرف من شليك كرد و گلولهاي به دستم اصابت كرد. سپس من اسلحه را از دست او گرفتم كه گلوله ديگري به كف دستم برخورد كرد و اسلحه از دستم به زير پايش افتاد. در حالي كه با هم درگير بوديم، مرد ضارب اسلحه ديگري از جيبش بيرون آورد و به طرف من گرفت. در حالي كه با هم درگير بوديم، سه تير ديگر شليك شد و به كتف، سينه و شكمم برخورد تا اينكه او كنترل خودرواش را از دست داد و با چند خودروي ديگر تصادف كرد.
در حالي كه تحقيقات درباره شناسايي ضارب ناشناس از سوي مأموران ادامه دارد، شامگاه سهشنبه به مأموران خبر رسيد مرد زخمي پس از 9 روز بستري در بيمارستان فوت كرده است.
با اعلام خبر فوت مرد دلار فروش، پرونده وارد مرحله تازهاي شد و تيمي از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي به دستور بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران براي تحقيقات فني وارد عمل شدند.