نويسنده: فرزين ماندگار
رئیس جدید سازمان سینمایی در لابهلای سخنان اخیرش پس از نشستن بر کرسی ریاست سازمان سینمایی نیز به اشکال دیگر براین موارد تأکید کرده است.»
اين درحالي است كه بسياري اعتقاد دارند سينماي ايران به دليل نگاه غلط مديران دهه 60 دچار نوعي عرفانزدگي و رويكرد ضدمخاطب شد و بخش عمدهاي از مخاطبان سينما در دهه 60 از سينما رفتن گريزان شدند. دههاي كه اگر سينماي اكشن و قهرمانمحور ژانر دفاع مقدس نبود به احتمال زياد در همان سالها دچار ورشكستگي كامل ميشد. ضمن اينكه سينما در دهه 60 به شدت دولتي و وابسته به بودجههاي دولت اداره ميشد. البته برخي اين دولتي شدن را در برهه حساس تغييرات بنيادين ناشي از انقلاب اسلامي در ايران غيرقابل اجتناب ميدانند اما مسئله اين است كه بناي فكري و استراتژي سينمايي در دهه 60 كه عمدتاً توسط دو مدير اصلي اين حوزه يعني فخرالدين انوار و سيدمحمد بهشتي پايهريزي و اجرا ميشد از اساس از مبنايي اشتباه برخوردار بود و منجر به رقم خوردن نتايج نامطلوبي براي سينماي ايران شد. رياست فعلي سازمان سينمايي در گفتوگويي كه در كتاب «سينماي دهه 60، در گفتوگو با مديران سينمايي» در سال 1394 منتشر شده است، به نكات مهمي اشاره كرده است. حيدريان به اين اشاره كرده كه پيش از انقلاب دو يا سه فيلم بيشتر نديده است (آن هم در فيلمخانههاي دانشگاه و در حد فيلمهايي مثل كلبه عمو تم).
وي در آن گفتوگو عنوان كرده: «در زمان آقاي انوار چند ماهي جلسات مستمر برگزار شد تا معلوم شود در حوزه سينما در چه وضعيت و موقعيتي هستيم، چه كاري بايد انجام دهيم و به كجا ميخواهيم برويم. محور اصلي كار، خود آقاي انوار بود. فرد مؤثر بعدي آقاي بهشتي بودند.»
حيدريان درباره درجهبندي فيلمها در دهه 60 هم سخن گفته است؛ اقدامي كه در آن مقطع باعث اعتراضها و انتقادهاي زيادي به ويژه از سوي افرادي كه معتقد به سينماي عامهپسند بودند شد اما نظام درجهبندي مديران دهه 60 بيش از همه از سينماي مخاطب خاص مطلوب جريان روشنفكري حمايت ميكرد و طيفهاي مختلف مردم را از سينما فراري ميداد. حيدريان به اين اشاره ميكند كه: «به جايي رسيديم كه ميشد اهداف كيفي را برنامهريزي و دنبال كرد. از اينجا بود كه درجهبندي فيلمها شروع شد، يعني حوالي سالهاي 65، 66 اولين درجهبنديها انجام شد. ابتدا فيلمها را با درجههاي «الف»، «ب»، «ج» و «د» درجهبندي كرديم و سالهاي بعد «د» را حذف كرديم. درجهبندي، اولين گام در مرحله كيفيتگرايي بود. قدم بعدي، ادامه درجهبندي بود اما شكلش تغيير ميكرد، مثلاً اينكه به برخي ديگر اجازه كار ندهيم. اگر سه فيلم از كارگرداني پشت سر هم درجه «د» ميگرفت، به اين نتيجه ميرسيديم اين فرد بضاعت ندارد كه در اين عرصه فعاليت كند و حيف است امكانات محدود سينماي ما با سرمايهگذاري بر اينگونه افراد به هدر برود.»
برخي رويكردهاي غلط مديران سينمايي دهه 60 كه غلط بودن آنها در اين برهه بر همگان روشن شده از سوي حيدريان در اين گفتوگو به عنوان اقداماتي مناسب ياد شده است. بديهي است كه اگر قرار باشد مديريت تازه سازمان سينمايي بر مبناي همان نگاههاي اشتباه، سينماي حال حاضر ايران را اداره كند چيزي جز پسرفت عايد سينما نخواهد شد.