
از آنجا كه گفتمان انقلاب اسلامي ايران از آغاز پيدايش خود به مقابله با اهداف نظام استكباري غرب پرداخت، اعمال فشار و فعاليتهاي بازدارنده بهانحاي مختلف عليه آن صورت گرفت. در اين راستا، در ابتدا براساس روحيه نظاميگري استكبار، جنگ تحميلي عليه كشور ما به وقوع پيوست. پس از ناكامي استراتژيهاي نظامي عليه انقلاب اسلامي ايران، استفاده از راهكارهاي ديگر بازدارندگي مطرح شد. تهاجم اقتصادي با بهكارگيري ابزارها و شيوههاي اقتصادي براي متزلزل ساختن اقتصاد، تأمين معيشت و اداره اقتصادي زندگي مردم، راهبرد ديگر نظام استكبار عليه موجوديت نظام اسلامي است كه در نهايت با مقاومت مردم ايران در برابر انواع تحريمهاي اقتصادي روبهرو شد و از اين طريق نيز در عين وارد آوردن آسيبهايي به كشور، نتوانست به هدف تغيير اجتماعي گسترده و از بين رفتن هويت نظام اسلامي دست يابد.
از اين رو امريكا براي دستيابي بهغرض خود، تصميم گرفت راهبردي مؤثرتر اتخاذ كند. دشمن از اين آموزه درس گرفت كه رشد و انحطاط تمدنها درونزا اتفاق ميافتد. بهگفته آرنولد توينبي، «تمدنها با خودكشي ميميرند، نه با جنايت» و تصور برونزا براي تغيير اجتماعي در راستاي افول يك تمدن ناكارآمد خواهد بود. امريكا در فرايند آزمونوخطاي خود براي ايجاد ابزاري جهت تغيير اجتماعي در ايران، به رويكردي عيني و ملموس متمسك شده است كه ميتواند زمينههاي تغيير اجتماعي درونزاي جمهوري اسلامي را فراهم كند.
اسب ترواي امريكا عليه نظام اسلامی
اين تغيير تاكتيك شبيه تغيير تاكتيك يونانيها در افسانه اسب ترواست. يونانيها سالها با مشقت به شهر تروا حمله ميكردند، اما موفق به فتح آن نميشدند. ديوارهاي شهر، بلند، محكم و غيرقابل نفوذ بود. آنها در نهايت نقشهاي طرح كردند كه به توفيق رسيد. اسب چوبي عظيمي ساختند و تعدادي از سربازان زبده خود را در آن پنهان كردند. اسب را كنار دروازه شهر گذاشتند و بقيه سربازان تظاهر به سوار شدن در كشتي و ترك محل كردند. اهالي تروا به گمان اينكه يونانيها دست از سر آنان برداشتهاند، براي اولينبار پس از سالها دروازههاي شهر را گشودند. آنان كه ديگر از طرف يونانيها احساس خطر نميكردند، از نگهبانان كاستند و اسب را بهعنوان نشانه پيروزي به مركز شهر كشاندند. شبهنگام كه اهالي تروا به خواب رفتند، سربازان يوناني از اسب بيرون آمدند و دروازه شهر را به روي سربازان كه مجدداً به ساحل برگشته بودند، گشودند و شهر را تسخير كردند. فريد زكريا در كتاب «آينده آزادي» اشاره دارد كه راهحل، اصلاحات ديني نيست بلكه راهحل مناسب جهت سكولاريزه كردن و دستيابي به يك ليبرالدموكراسي در كشورهايي مانند ايران، از اقتصاد ميگذرد. طبق اين راهبرد، اصلاحات اقتصادي اساسي است و بايد در اولويت قرار گيرد چراكه حركت بهسوي سرمايهداري، مطمئنترين راه براي ايجاد يك دولت محدود، پاسخگو و يك طبقه متوسط واقعي است.
براي پاسخ به اين سؤال، ابتدا اين نكته را متذكر شويم كه امريكا در تلاشهايي كه عليه موجوديت نظام اسلامي داشت، به اين نتيجه رسيد كه راهكارهاي فرهنگي، سياسي و ديني كمتر ميتواند توفيق پيدا كند، بنابراين در يك تغيير تاكتيك كاملاً آگاهانه به اقتصاد و تجارت متمسك شد. اين تغيير تاكتيك يعني اقتصاد را بهعنوان هدف فوري قرار دادن براي رسيدن به هدف متأخر و اصلي كه همان تغيير فرهنگي و اجتماعي است، در كتاب «آينده آزادي» نيز بهتفصيل اشاره شده است. در اين راهبرد جديد، اصلاحات اقتصادي بهمعناي شروعي براي گشودگي بهروي دنيا و گسترش يك طبقه صاحب كسبوكار است كه ثروت آن كاپيتاليستي است. همين طبقه سوداگرِ سرمايهمدار است كه اصليترين نيروي تحول در كشور خواهد بود. در راهبرد قبلي غرب سعي در رقم زدن اصلاحات ديني و فرهنگي داشت كه اين امر با توجه به ساختار اعتقادي مستحكم مردم ايران اسلامي بسيار حساسيتبرانگيز بود و توفيقي نمييافت. در همين راستا، در كتاب «آينده آزادي» آمده است:«تمام تأكيدي كه بر دگرگوني اسلام ميشود بيجاست. عامل اصلي كه مسيحيت را با مدرنيته سازگار كرد، اين نبود كه ناگهان كليسا تفسيرهاي ليبرالي از تئولوژي را پذيرفت. عامل اصلي مدرنيزاسيون جامعه بود تا جاييكه كليسا مجبور شد خود را با دنياي اطرافش وفق دهد. . . اسلام هم اگر در جامعهاي پيشرفته و كاپيتاليست قرار گيرد، تغيير خواهد كرد.»
مسئله اصلی اقتصاد است
نكته اول اينجاست كه اقتصاد و معيشت امري است كه جايگاه كليدي و گستره وسيعي در زندگي مردم دارد، بنابراين از طريق تأثيرگذاري بر اين موضوع ميتوان به اهداف مورد نظر دست يافت.
دوم تاكتيك اقتصادي زمينههاي تغيير درونزاي جمهوري اسلامي را فراهم ميآورد. بدين معني كه تغيير در سبك زندگي اقتصادي مردم، مجموعهاي از پيامدها در همه عرصههاي فرهنگي و سياسي در پي دارد كه در نهايت تغيير اجتماعي بهمعني واقعي آن را به ثمر ميرساند.
اين امر از طريق شكلگيري يك گروه خاص كه براساس منافعشان در اقتصاد حول هم گرد آمدهاند، آغاز ميشود، بهنحويكه تغيير در سبك زندگي اقتصادي حول محور سرمايهمداري رخ ميدهد و نهادها و مكانيسمهاي گوناگون اقتصادي كه پاسخدهنده نيازهاي سرمايهمدارانه اين گروه باشند، زمينههاي تغيير اجتماعي و از بين رفتن ارزشهاي ديني را نيز فراهم ميآورند. سخنان كري در رابطه با اراده امريكا براي تغيير از طريق تجارت، اين غرض را نشان ميدهد: «ما مطمئناً روي اين موضوع متمركز خواهيم ماند، اما درعينحال ما ميخواهيم كارمان را با فكر پيش ببريم و تجارت يكي از بهترين راههاي ايجاد منافع است و اگر شما خواهان باشيد، وسيلهاي است براي ايجاد تغيير.»
سوم اينكه تغيير از اين طريق بسيار نرم و البته پايدارتر رخ ميدهد و كمتر كسي است كه اسب تروا را نشان پيروزي نداند و از آن خشنود نشود. بهعنوان مثال، رونق استارتآپهاي مختلف در سالهاي اخير كه نوعي تغيير در نحوه پاسخگويي به نيازها را پديد آورده است، اگر بدون سياستگذاري و هدفگذاري درست و دقيق انجام نشود، ميتواند در آيندهاي نهچندان دور موجبات تغيير اجتماعي در كشور را فراهم كند. تأكيد اوباما در پيام نوروزي امسال خود بر فرصت بازگشت دوباره به اقتصاد جهاني و دسترسي به فناوريهاي نوين كه به استارتآپهاي ايراني كمك ميكنند، پنج شاهد بر اين مدعاست. او در همين پيام به سفرش به كوبا اشاره ميكند و پيروزمندانه تغيير سياستهاي كوبا نسبت به امريكا را بيان ميدارد، البته اين را نتيجه تمركز بر توسعه تجارت و ارتباط اقتصادي ميداند. با اين توضيحات، ضروري است كه مسئولان امر، با فهم درست از شرايط حاضر، راهبردها و سياستگذاريهاي درستي در اين زمينه داشته باشند تا از سويي بتوان از حجم مخاطرات آن كاست و از سويي ديگر، بتوان از آن بيشترين سود و بهره را در جهت رونق اقتصادي كشور فراهم آورد.
منبع: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله خامنهای