
دربي 84 فقط 20 دقيقه فوتبال داشت، 20 دقيقهاي كه در طول آن هيچكس نتوانست سرجايش بنشيند. دربي هشتاد و چهارم را استقلال در حالي برد كه پرسپوليسيها اينقدر سنگين و مغرور پا به ميدان گذاشتند كه ميشد تصور شكستشان را داشت. دربي 84 اما يك درسهاي زيادي داشت نه براي پرسپوليس و برانكو بلكه براي كل فوتبال، اينكه هيچ حاشيه امنيتي در فوتبال وجود ندارد. پرسپوليسيها قبل دربي بايد نگاهي به بارسلون فصل قبل ميانداختند، تيمي كه با حاشيه امنيت بالا كارش به جايي رسيد كه مدعيان و رقبا به تكامتيازياش رسيدند و حتي قهرمانيش را بهخطر انداختند. پرسپوليس ديروز چوب غرور بيجا و گل زودهنگامش را خورد، هرچند كه پيش از شروع بازي، ديدار را به جوانان پرانگيزه و دونده عليرضا منصوريان باخته بود. پرسپوليس ديروز باخت چون هم برانكو و هم بازيكنانش هيچ تصوري از استقلال به عنوان يك تيم نداشتند.
اما ديروز يك اتفاق ديگر هم رخ داد، آن هم اتفاقي تلخ كه نشان داد تمام مهمانيها و ادعاهاي دوستي و رفاقتي كه بين بازيكنان دو تيم وجود دارد، هيچ است، هيچ. دربي ديروز سرشار بود از صحنههاي زشت و زد و خورد و درگيري ميان بازيكنان بزرگي كه همين چند شب قبل با هم شام خورده بودند و دست به گردن هم انداخته و لبخندزنان عكس يادگاري گرفته بودند. عكسهايي كه هنوز هم ميتوان آنها را ديد، اما وقتي سيدمهدي رحمتي به عنوان كاپيتان استقلال و سيدجلال حسيني به عنوان بزرگ داخل زمين پرسپوليس آنگونه به جان هم افتادند آن وقت فقط ميشد تأسف خورد به حال فوتبالي كه نه ظرفيت باخت را دارد و نه تحمل برد.
دربي ديروز اوج بياخلاقيهاي فوتبال ايران بود، اين وسط فقط يك سؤال باقي ميماند و آن اينكه طي چند سال گذشته كه براي دربي توصيهاي صورت نميگرفت چه اتفاقي رخ ميداد كه امسال با سوءمديريت و البته دخالتهاي نابجاي اسپانسر مشترك دو باشگاه اينكار بعد از سالها تكرار شد و ثمرهاش اين شد كه بازيكنان دو تيم مانند گلادياتور در زمين به جان هم بيفتند كه اوج آن در 10 دقيقه پاياني بازي بود.
دربي ديروز اما يك نكته مثبت داشت و آن نبود جز باور بنزين سبز فوتبال يعني نيروي جوان يعني تفكر جواني، يعني اينكه اگر به جوانان اعتماد كنيد حتماً نتيجه خواهيد گرفت، استقلال اين كار را كرد هرچند كه آبيها در نيمه دوم به ناچار به عقب نشستند و چارهاي هم نداشتند، اما همان 20 دقيقه بازي و بازي خوب جوانان استقلال اين مسئله را ثابت كرد، نكتهاي كه عليرضا منصوريان، سرمربي استقلال هم در پايان بازي به خوبي به آن اشاره كرد. منصوريان برخلاف برانكوي جوزده خوب ميدانست كه چه چيزي از اين بازي ميخواهد. منصوريان با برنامه آمد و به جوانانش اعتماد كرد و مزد آن را گرفت. منصوريان ديروز برد چون صرف كردن فعل خواستن را به خوبي به شاگردانش ياد داده بود و خوب هم به آنها برنامههايشان را ديكته كرده بود. منصوريان برد چون شاگرداني مطيعتر و پرانگيزهتر نسبت به برانكو داشت.
دربي هشتاد و چهارم به پايان رسيد و به تاريخ پيوست، اما وقتي منصوريان ميگويد كه دربي بايد حداقل پنج اخراجي ميداشت آن وقت بايد تأسف خورد به حال فوتبال و دربي، وقتي اسپانسر حتي براي مربي پرسپوليس براي گفتوگوي آخر بازي تعيين تكليف ميكند، بايد اذعان كرد كه حكومتي وراي حكومت فوتباليها و وزارت ورزش بر اين رشته حاكم است، حكومتي به نام حكومت اسپانسرها. دربي هشتاد و چهارم تمام شد، اما حرف در خصوص معضلات فوتبال ايران كه ديروز 90 دقيقه آن ديده شد، چيزي نيست كه به اين سادگيها تمام شود.