مترجم: علي طالبي
يك واسط كامپيوتر با توانايي رمزگشايي افكار افراد ناتوان در برقراري ارتباط، ميتواند زندگي آن دسته افرادي را متحول كند كه به طور كامل دچار سندرم قفلشدگي هستند.
بر خلاف انتظارات، شركتكنندگان در مطالعه گزارش دادند كه خوشحال هستند و اين درحالي بود كه آنها در وضعیت بسيار سختي به سر ميبردند. اين پژوهش توسط يك تيم چند مليتي با هدايت نايلز بيربومر در مركز مهندسي زيستي و مغز و اعصاب ويس در ژنو سوئيس انجام شد.
بيماراني كه كاملاً فلج هستند اما هوشياري، شناخت، حركات چشم و چشمك زدن خود را حفظ كردهاند، به عنوان بيماران دچار سندرم قفلشدگي دستهبندي ميشوند. اگر حركات چشم نيز از دست برود، آنگاه به اين وضعيت سندرم كاملاً قفلشدگي اطلاق ميشود. در آزمايش، بيماراني كه كاملاً به سندرم قفلشدگي دچار هستند قادر به گفتن بله يا خير به سؤالات نبودند. يك واسط مغز و رايانه با اندازهگيري تغييرات در سطوح اكسيژن خون در مغز، پاسخهاي آنها را شناسايي كرد. نتايج اين تحقيق نظريههاي گذشته را بياعتبار ميكند. طبق نظريههاي قبلي، افرادي كه كاملاً از سندرم قفلشدگي رنج ميبرند، فاقد تفكر هدفمحور موردنياز براي واسط مغز و رايانه هستند و بنابراين قادر به ايجاد ارتباط نيستند. بررسيهاي فشردهاي بر روي چهار بيمار مبتلا به ALS (اسكلروز جانبي آميو تروفيك موسوم به بيماري لو گريگ) انجام شد. ALS يك بيماري نورن حركتي پيشرفته است كه منجر به نابودي كامل بخش سيستم عصبي مسئول حركت ميشود. پژوهشگران پرسشهايي را با پاسخ مشخص يا پرسشهاي باز داراي پاسخ بله يا خير مطرح كردند. برخي از اين پرسشها به اين شكل بودند: آيا نام همسر شما يواخيم است؟ آيا خوشحال هستيد؟ اين پژوهشگران دريافتند پاسخ صحيح به پرسشها حدود 70 درصد بوده است.
پروفسور بيربومر در اين رابطه گفت: طبق نظريه من، افراد مبتلا به سندرم قفلشدگي قادر نبودند ارتباط برقرار كنند، اما نتايج خيرهكننده اين آزمايشها، نظريه من را بياعتبار ميكند. ما متوجه شديم افرادي كه مورد آزمايش قرار گفتند، تنها با استفاده از تفكرات خود به سؤالهاي شخصي پاسخ ميدادند. من مطمئن هستم در صورت اجراي اين مطالعه بر روي افراد بيشتر، قادر خواهيم بود برقراري ارتباط را به حالتهاي سندرم قفلشدگي در افراد مبتلا به بيماري نورن حركتي بازگردانيم. اين پرسش كه آيا خوشحال هستيد منجر به پاسخ بله در هر چهار بيمار شد. پروفسور بيربومر در ادامه افزود: ابتدا از پاسخ مثبت بيماران مبتلا به سندرم قفلشدگي به سؤالات در خصوص كيفيت زندگيشان تعجب كرديم. همه بيماران هنگام مواجه شدن با مشكل نفس كشيدن، از تهويه مصنوعي براي حفظ زندگيشان استفاده ميكردند. بنابراين آنها به عبارتي ميخواستند به زندگي خود ادامه دهند. ما متوجه شديم آنها هنگامي كيفيت زندگي را قابلقبول ميدانستند كه از مراقبتهاي رضايتبخشي در خانه بهرهمند ميشدند. به همين دليل اگر ما بتوانيم اين تكنيك را از نظر كلينيكي بهطور گستردهاي فراهم كنيم، آنگاه ميتوان گفت كه اين تكنیك تأثير بسيار زيادي بر روي زندگي روزانه افراد مبتلا به سندرم قفلشدگي خواهد داشت. در يك مورد، پژوهشگران از عضو يك خانواده پرسيدند آيا او راضي خواهد شد دخترش بدون اطلاع آنها ازدواج كند؟ او از 10 سؤال در اين مورد، 9 بار پاسخ منفي داد. در ادامه محققان دريافتند بازيابي ارتباط براي بيماران قفلشده يك مرحله كليدي در بازيابي حركت محسوب ميشود. ما معتقديم ميتوان آن را در جهت درمان و نظارت افراد با طيف وسيعي از اختلالهاي عصبي توسعه داد. واسط مغز و رايانه استفادهشده در اين مطالعه از طيفشناسي فروسرخ نزديك به همراه نوار مغزي براي اندازهگيري اكسيژنه شدن مغز و فعاليت الكتريك در مغز استفاده كرد. اگر چه واسط مغز و رايانه قبلاً برخي از بيماران را قادر ساخته است تا دوباره ارتباط برقرار كنند، اما طيفسنجي فروسرخ نزديك تاكنون تنها روش موفقيتآميز در زمينه بازگرداندن ارتباط بيماران مبتلا به سندروم قفلشدگي به شمار ميرود.
منبع: ساينس ديلي
يك واسط كامپيوتر با توانايي رمزگشايي افكار افراد ناتوان در برقراري ارتباط، ميتواند زندگي آن دسته افرادي را متحول كند كه به طور كامل دچار سندرم قفلشدگي هستند.
بر خلاف انتظارات، شركتكنندگان در مطالعه گزارش دادند كه خوشحال هستند و اين درحالي بود كه آنها در وضعیت بسيار سختي به سر ميبردند. اين پژوهش توسط يك تيم چند مليتي با هدايت نايلز بيربومر در مركز مهندسي زيستي و مغز و اعصاب ويس در ژنو سوئيس انجام شد.
بيماراني كه كاملاً فلج هستند اما هوشياري، شناخت، حركات چشم و چشمك زدن خود را حفظ كردهاند، به عنوان بيماران دچار سندرم قفلشدگي دستهبندي ميشوند. اگر حركات چشم نيز از دست برود، آنگاه به اين وضعيت سندرم كاملاً قفلشدگي اطلاق ميشود. در آزمايش، بيماراني كه كاملاً به سندرم قفلشدگي دچار هستند قادر به گفتن بله يا خير به سؤالات نبودند. يك واسط مغز و رايانه با اندازهگيري تغييرات در سطوح اكسيژن خون در مغز، پاسخهاي آنها را شناسايي كرد. نتايج اين تحقيق نظريههاي گذشته را بياعتبار ميكند. طبق نظريههاي قبلي، افرادي كه كاملاً از سندرم قفلشدگي رنج ميبرند، فاقد تفكر هدفمحور موردنياز براي واسط مغز و رايانه هستند و بنابراين قادر به ايجاد ارتباط نيستند. بررسيهاي فشردهاي بر روي چهار بيمار مبتلا به ALS (اسكلروز جانبي آميو تروفيك موسوم به بيماري لو گريگ) انجام شد. ALS يك بيماري نورن حركتي پيشرفته است كه منجر به نابودي كامل بخش سيستم عصبي مسئول حركت ميشود. پژوهشگران پرسشهايي را با پاسخ مشخص يا پرسشهاي باز داراي پاسخ بله يا خير مطرح كردند. برخي از اين پرسشها به اين شكل بودند: آيا نام همسر شما يواخيم است؟ آيا خوشحال هستيد؟ اين پژوهشگران دريافتند پاسخ صحيح به پرسشها حدود 70 درصد بوده است.
پروفسور بيربومر در اين رابطه گفت: طبق نظريه من، افراد مبتلا به سندرم قفلشدگي قادر نبودند ارتباط برقرار كنند، اما نتايج خيرهكننده اين آزمايشها، نظريه من را بياعتبار ميكند. ما متوجه شديم افرادي كه مورد آزمايش قرار گفتند، تنها با استفاده از تفكرات خود به سؤالهاي شخصي پاسخ ميدادند. من مطمئن هستم در صورت اجراي اين مطالعه بر روي افراد بيشتر، قادر خواهيم بود برقراري ارتباط را به حالتهاي سندرم قفلشدگي در افراد مبتلا به بيماري نورن حركتي بازگردانيم. اين پرسش كه آيا خوشحال هستيد منجر به پاسخ بله در هر چهار بيمار شد. پروفسور بيربومر در ادامه افزود: ابتدا از پاسخ مثبت بيماران مبتلا به سندرم قفلشدگي به سؤالات در خصوص كيفيت زندگيشان تعجب كرديم. همه بيماران هنگام مواجه شدن با مشكل نفس كشيدن، از تهويه مصنوعي براي حفظ زندگيشان استفاده ميكردند. بنابراين آنها به عبارتي ميخواستند به زندگي خود ادامه دهند. ما متوجه شديم آنها هنگامي كيفيت زندگي را قابلقبول ميدانستند كه از مراقبتهاي رضايتبخشي در خانه بهرهمند ميشدند. به همين دليل اگر ما بتوانيم اين تكنيك را از نظر كلينيكي بهطور گستردهاي فراهم كنيم، آنگاه ميتوان گفت كه اين تكنیك تأثير بسيار زيادي بر روي زندگي روزانه افراد مبتلا به سندرم قفلشدگي خواهد داشت. در يك مورد، پژوهشگران از عضو يك خانواده پرسيدند آيا او راضي خواهد شد دخترش بدون اطلاع آنها ازدواج كند؟ او از 10 سؤال در اين مورد، 9 بار پاسخ منفي داد. در ادامه محققان دريافتند بازيابي ارتباط براي بيماران قفلشده يك مرحله كليدي در بازيابي حركت محسوب ميشود. ما معتقديم ميتوان آن را در جهت درمان و نظارت افراد با طيف وسيعي از اختلالهاي عصبي توسعه داد. واسط مغز و رايانه استفادهشده در اين مطالعه از طيفشناسي فروسرخ نزديك به همراه نوار مغزي براي اندازهگيري اكسيژنه شدن مغز و فعاليت الكتريك در مغز استفاده كرد. اگر چه واسط مغز و رايانه قبلاً برخي از بيماران را قادر ساخته است تا دوباره ارتباط برقرار كنند، اما طيفسنجي فروسرخ نزديك تاكنون تنها روش موفقيتآميز در زمينه بازگرداندن ارتباط بيماران مبتلا به سندروم قفلشدگي به شمار ميرود.
منبع: ساينس ديلي