در تعريف طلاق گفته شده است كه طلاق به جدايي ميان زن و مرد اطلاق ميشود؛ موضوعي كه به دنبال خود تبعات فردي و اجتماعي بسياري را به دنبال دارد. طلاق هرچند در اسلام حلال شمرده شده ولي از آن به عنوان مغضوبترين حلال خداوند نام برده شده است تا بدانجا كه نبي مكرم اسلام(ص) در اين خصوص ميفرمايند: « منفورترين حلال در پيشگاه خداوند، طلاق است.» همچنين فرمودهاند: «زن بگيريد و طلاق ندهيد زيرا خداوند مرداني را كه مكرر زن بگيرند و زناني را كه مكرر شوهر كنند، دوست ندارد» و اينكه «خداوند متعال طلاق را دشمن ميدارد» و «زشتترين كار حلال نزد خداوند، طلاق است.»
امام صادق (ع) در خصوص طلاق فرمودهاند: «از چيزهايي كه خداوند - عز و جل - حلال فرموده هيچچيز نزد او منفورتر از طلاق نيست، خداوند مردي را كه زياد زن طلاق ميدهد و هر زمان زني را تجربه ميكند، دشمن ميدارد.» و نيز فرمودهاند: «بدترين خانه نزد خداوند، خانهاي است كه به واسطه طلاق از هم پاشيده ميشود.»
اسلام براي آرامش و آزادي انسانها اهميت ويژهاي قائل است و بهرغم زشتي و منفوريت طلاق در دين، اين حق براي زوجين محترم شمرده شده است تا از اين طريق از مشكلات لاينحل و غير قابل تحمل بعضي از زندگيها خود را رها كنند، هر چند كه توصيه مؤكد اسلام به حفظ حريم و حرمت خانواده و خودداري از متاركه و طلاق ميباشد و آن را به عنوان آخرين چاره و راهكار عنوان كرده است.
در همين رابطه امام علي (ع) ميفرمايند:«ازدواج كنيد ولي طلاق ندهيد زيرا عرش الهي از طلاق به لرزه در ميآيد.» و همچنين در مذمت آن امام صادق (ع) فرمودهاند:«هيچ چيز حلالي مانند طلاق مبغوض و منفور پيشگاه الهي نيست.»
طلاق به زعم خود ميتواند آسيبهاي فراواني را به دنبال داشته باشد كه به عنوان نمونه ميتوان به فرزندان طلاق اشاره كرد كه طلاق اثرات منفي بسياري را متوجه آنان ميكند؛ اثراتي همچون افسردگي، سرخوردگي و اعتياد كه اين اثرات منفي در كودكان ميتواند بهصورت گوشهگيري، فرار از خانه و ايجاد رابطه با گروههاي ناسالم بروز كند.
خانواده در حقيقت اولين مأمن و پناهگاه هر انساني بهشمار ميرود كه ميتواند در آينده زندگي آنان نقش تعيينكننده و ويژهاي داشته باشد؛ چراكه خانواده مهمترين و اساسيترين نهادهاي مدني است كه وجود هر گونه خلل و آسيبي در آن ميتواند تأثيرات مخربي را در روحيه و آينده فرزندان به دنبال و زمينه انحراف آنان را از قوانين و مقررات اجتماعي به همراه داشته باشد.
طلاق موجب از هم گسيختگي خانوادهها ميشود، چراكه فرزندان به حضور و وجود پدر و مادر هر دو احتياج دارند و در صورت حضور نداشتن هر يك از آنها در خانه و حريم خانواده، يك خلأ بزرگ عاطفي براي آنها ايجاد ميشود كه در بسياري از موارد غير قابل جبران و ترميم است.
از ديگر مشكلات و مصائب طلاق اين است كه فرزندي كه تا قبل از طلاق خانواده را تكيهگاه خود فرض ميكرده است حالا بعد از طلاق شاهد از پاشيده شدن آن تكيهگاه و در نتيجه يأس و نااميدي او ميشود.
هميشه تنها يك مشكل و مسئله خاص در طلاق مورد نظر نيست، بلكه همواره زوجها دلايل مختلفي را براي طلاق خود بيان ميكنند؛ دلايلي همچون نبود تفاهم، اختلاف طبقاتي، تفاوتهاي تحصيلي، اعتياد، پرخاشگري و تندخويي، فقر و بيكاري و شبكههاي اجتماعي كه قابل بررسي و كنكاش هستند.
تحقيقات نشان ميدهد كه طلاق در خانوادههايي كه يكي از والدين وجود ندارند، رشد كودك در جنبههاي مختلف اجتماعي، عاطفي و حتي عقلي هم با مشكل مواجه خواهد شد و اگر اين جدايي و طلاق در سالهاي اول زندگي فرزندان انجام گيرد، تأثيرات نامطلوب آن بيشتر و عميقتر از مرگ يكي از والدين خواهد بود.
معمولاً بسياري از كودكان پس از جدايي والدينشان از لحاظ تغذيهاي دچار مشكل ميشوند و بازيهايشان حاكي از افسردگي آنان دارد و همچنين برخي از آنان دچار كابوس و شب ادراري ميشوند و همواره احساس گناه ميكنند و از طرفي كمتر لبخند ميزنند و بيشتر گريه ميكنند.
اين اتفاق ناگوار (طلاق) خصوصيات حساس دوران بلوغ را شدت ميبخشد و ميتواند موجب بروز تمايلات افراطي در اين مرحله از رشد شود و موجب پر رنگ شدن احساس رنج و منفيبافي، مقاومت، نبود ايجاد رابطه با ساير افراد بهخصوص افراد خانواده شود؛ چراكه فقدان هر كدام از والدين مشكلات خاص خود را به همراه دارد. به عنوان مثال، نبود پدر ميتواند موجب كاهش مديريت در خانه شود و نبود مادر موجب كاهش فضاي عاطفي خانواده شود. از اينرو با وجود اين گونه كمبودها، فرزندان در بيرون از محيط خانه به دنبال جبران خلأهاي عاطفي و روحي خود هستند كه در مواردي هم به فرار از خانه، اعتياد، كارتنخوابي و سرقت منجر ميشود.
*كارشناس اداره آموزش همگاني معاونت اجتماعي پليس تهران